فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

امروز وبلاگ استارباد وارد ششمین سال قعالیت خود می شود، در طول 5 سال گذشته 300 عنوان مطلب فرهنگی ادبی تاریخی هنری و گهگاه سیاسی اجتماعی در این نشریه اینترنتی به نگارش در آمده اند که اغلب پیرامون جغرافیای استان سرسبز و باستانی گلستان بوده اند.

نگارنده وبلاگ که رسالت خود را پیرامون آشنایی بیشتر خوانندگان گرامی با تاریخ و فرهنگ منطقه قرار داده بود در این گذران 5 ساله با توجه به بازخوردهای مختلف خوانندگان و دوستان گرامی با مطالب وبلاگ به یک رضایت نسبی و اندک از گامهای برداشته خود دست یازیده است هرچند به زعم خود معتقد است که این کارنامه 5 ساله بسیار ضعیف تر از آنی است که در ابتدای راه می اندیشیده است. علی ای حال برخی از نکات قابل توجه در خصوص مطالب انتشار یافته در وبلاگ استارباد را می توان ذیلا بر شمرد:

-         با توجه به میانگین مطالب منتشره در وبلاگ به طور متوسط در یک سال 60 مطلب و در یک ماه 5 مطلب از نگارنده در وبلاگ مندرج گردیده است که با توجه به ماهیت فرهنگی تاریخی وبلاگ حجم تقریبا متوسطی است.

-         از مطالب نگارنده وبلاگ در برخی از نشریات محلی و استانی استفاده گردید. گلشن مهر، سلیم، ستاره گلستان، همشهری گلستان و یاپراق از زمره این نشریات بوده اند.

-         چهار مورد از مطالب وبلاگ در اولین و دومین دوره مسابقات وبلاگ نویسی گرگان و اولین دوره مسابقات وبلاگ نویسی روستایی حائز سه رتبه نخست و یک رتبه سوم گردید.

-         از مطالب منتشره در وبلاگ، بسیاری از وبسایتها استفاده نمودند از جمله: گرگان نامه، گرگان لند، شمالیها، گلستان ما، شمال فردا، ساجد نیوز و ... .

-         هیچ یک از مطالب منتشره در وبلاگ کپی برداری از وبلاگ ها و وبسایتها و دیگر منابع نبوده اند و همگی بر اساس اندیشه و ابتکار نگارنده به رشته تحریر در آمده اند.

-         برخی مطالب وبلاگ، به رخدادهای تکرار نشدنی تاریخی اشاره داشته اند که از ذهن بسیاری از پژوهشگران تاریخ دور مانده اند: پانزدهمین سال تصویب لایحه استان شدن گلستان، یکهزارمین سال تولد حکیم جرجانی و چهارصدمین سال درگذشت علامه میر محمد مؤمن استرآبادی در سال جاری، هفتصدمین سال تولد علامه میر سید شریف جرجانی و شیخ فضل الله حروفی استرآبادی و چهارصدمین سال تولد میرداماد استرآبادی در سال 1398.

- دو مطلب از نگاشته های استارباد در دانشنامه ویکی پدیا به عنوان منبع مقالات استفاده شده است: فخرالدین محمد سماکی استرآبادی و مصطفی قلی بیات .

از تمامی خوانندگان وبلاگ استارباد درخواست می شود هرگونه نقطه نظری در خصوص مطالب منتشره این وبلاگ تا کنون دارند و هرگونه پیشنهادی برای مطالب آتی این وبلاگ در نظر دارند در بخش نظرات برای نگارنده مرقوم دارند.

 


برچسب‌ها: استارباد, علی بایزیدی, وبلاگ نویسی, گرگان
+ نگاشته شده در  جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 14:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

    بیست و هشتم اردیبهشت ماه، سالروز بزرگداشت مشهورترین چهره علمی - ادبی ایران در عرصه های بین المللی، خواجه امام عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری (439 517 ه.ق)، مشهور به حکیم عمر خیام است، شهرتی که بیشتر به واسطه ترجمه انگلیسی رباعیات زیبای او توسط ادوارد فیتزجرالد اسکاتلندی در قرن هجدهم محقق گردید تا آنجا که علاقه وافر مستشرقین به وی به چنان درجه ای رسید که در سده نوزدهم میلادی در انگلستان، انجمنی متشکل از دوستاران خیام شکل گرفت و اعضای آن شاخه گلی را که از کنار آرامگاه وی چیده و در انگلستان تکثیر نموده بودند هرساله بر سر مقبره او قرار می دادند.

   هرچند در میان برخی پژوهشگران معاصر ایران تردیدهایی در خصوص شاعر بودن خیام وجود داشته و دارد اما فارغ از اینکه این دانشمند بزرگ سده پنجم و ششم هجری غیر از علوم ریاضی، نجوم و فلسفه در شعر و ادبیات نیز دست داشته یا خیر، پاسداشت و نکوداشت این شخصیت استثنائی و خاص ایران و جهان بسیار حائز اهمیت است. فارغ از رباعیات نغز و پرمحتوا، یافته های علمی خیام در ریاضیات به ویژه جبر و هندسه اعم از حل معادلات درجه یک و دو و سه و مثلث مشهور خیام پاسکال و تأثیرات جهانی آن و تنظیم تقویم خورشیدی در عصر سلطان ملکشاه سلجوقی و بسیاری از کارهای دیگر او را به چنان درجه ای از دانش رسانید که به جرأت می توان پایان عمر خیام را پایان سلطه علمی ایران و اسلام در عرصه های جهانی دانست.

   آنچه در این میان مهمتر از همه این دانسته ها می نماید، سرلوحه قرار دادن امثال این دانشمند بی نظیر در جوامع علمی و ادبی کشور است در عصر حاضر که پیشرفت های علمی با شتاب فزاینده ای رو به جلو حرکت می کند، دانشجویان و دانش آموزان مستعد این سرزمین متمدن و باستانی با الهام گرفتن از دانشمندانی چون خیام، ابن سینا، ابوریحان، رازی و حکیم جرجانی و دیگران که در آن اعصار بدون استفاده از رسانه های نوشتاری، سمعی و بصری و عدم تکنولوژی های ارتباطی، با مشقت بسیار و پیمودن راه های طولانی و پر خطر تنها با استفاده از نور ایمان، چراغ دانش را هماره بر افروخته نگاه می داشتند، می توانند درجات ترقی و تعالی را با استعانت از پروردگار متعال طی نمایند. 

پی نوشت: مطلب فوق جهت درج در یادداشت نخست نشریه همشهری گلستان به مناسبت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام تهیه گردیده است.

ژ 


برچسب‌ها: خیام, همشهری گلستان, علی بایزیدی, حکیم جرجانی
+ نگاشته شده در  جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 11:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

یادداشت اول

    بیست و پنجم اردیبهشت ماه هر سال مصادف با بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، سخن سرای بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری و خالق اثر جاودانه شاهنامه است، اثری که نه تنها در شعر و ادبیات فارسی تأثیرات بسزایی داشته بلکه در زنده نگاه داشتن زبان شیرین پارسی که در آن اعصار به واسطه نفوذ زبان تازی و جایگاه علمی آن، در آستانه اضمحلال و تباهی قرار داشته چونان آب حیات عمل کرده است.

   البته در ستایش و نکوداشت فردوسی بزرگ و شاهنامه سترگش سخن های بسیار رفته و خواهد رفت چرا که ارج نهادن به این شاهکار ماندگار ادبیات شیرین پارسی وظیفه ای است شایسته و بایسته بر تمامی اهالی قلم لیکن نیت نگارنده در این مقوله داد سخن سر دادن به سیاق مکرر پیشینیان نیست چرا که آنچه می بایست در این یادروز مکرر گردد پرداختن به این مسئله است که چه تعداد از ما ایرانیان میهن دوست به چه میزان با شاهنامه آشنایی داریم و به مطالعه آن می پردازیم؟ کتابی که زنده نگاه دارنده زبان مادری ماست تا چه حد در حاشیه و متن زندگانی ما پارسی زبانان جای دارد؟ کدام افسانه های حماسی ایران باستان را به خاطر سپرده ایم؟ جز رستم و سهراب و اسفندیار چه تعداد از قهرمانان و پهلوانان اسطوره ای میهن سربلند خویش را می شناسیم؟ از این همه حکایت و داستان زیبا و خواندنی و مهیج به چه مقدار فیلم و تئاتر و انیمیشن ساخته ایم؟ کودکان و نوجوانان امروز ما که قهرمانان پوشالی، خیالی و نوساز فیلم ها، سریال ها و کارتون های گوناگون خارجی را به خوبی می شناسند آیا از پشتوانه و پیشینه غنی فرهنگی سرزمین تاریخی خویش آگاهند؟ تولیدکنندگان محصولات خوراکی و تفریحی کودکان که از تصاویر شخصیت های وارداتی بهره می برند آیا هیچ گاه به این مهم اندیشیده اند که از تصاویر قهرمانان افسانه ای سرزمین خویش استفاده کنند؟ ... این ها تنها بخشی از دغدغه ها و مسائلی است که می بایست در این هزاره شتاب و ماشینیسم و اینترنت و ماهواره و جنگهای سایبری و مجازی، تا اندکی خاطر متولیان و مسؤولان فرهنگ و ادب و هنر را آزرده خاطر نماید.

پی نوشت: مطلب فوق جهت یادداشت اول نشریه همشهری گلستان ارسال گردیده است!

 

 


برچسب‌ها: فردوسی, همشهری گلستان, شاهنامه, علی بایزیدی
+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 10:30  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

پس از چاپ و نشر کتاب تاریخی « پارس نگار؛ روزشمار رخدادهای تاریخی استان فارس» در 11 مهر 1391 توسط نگارنده وبلاگ استارباد و نیز پس از آماده سازی کتاب « قصه های مادر بزرگ؛ داستان های عامیانه مردم گرگان» با همکاری انتشارات پیک ریحان جهت چاپ و نشر که اینک در مرحله بررسی وزارت ارشاد به سر می برد، نگارنده وبلاگ استارباد در سال جاری سومین اثر مکتوب خود را که شامل منتخبی از اشعار ده ساله وی می باشد با عنوان دفتر اول : نقل آخر  جهت انجام روال های معمول اداری آماده نموده است. اینک که وبلاگ استارباد در آستانه ورود به ششمین سال فعالیت خود قرار دارد، مجموعه اتفاقات حادث گردیده در این ایام، نگارنده را در طی طریق خویش راسخ تر کرده است. برخی از اشعار نگارنده در طی این 5 سال نگارش وبلاگ استارباد در معرض دید عموم قرار داشته اند که در لینک های ذیل می توانید اشعار مزبور را مطالعه فرمائید:

نقل آخر

در ستایش فرشته مادر

محراب

تندیس جود

پرواز

حیله تقدیر

بعد از تو

تفسیر همرنگی

به مناسبت گرامیداشت روز زن

گرگان


برچسب‌ها: علی بایزیدی, مجموعه اشعار, پارس نگار, قصه های عامیانه
+ نگاشته شده در  یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 7:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

انتخابات چهارمین دوره شورای اسلامی شهرها و روستاها در حالی برگزار می شود که گره خوردن آن با انتخابات ریاست جمهوری مسبب حضور جمع گسترده ای از رأی دهندگان خواهد بود. در سه دوره پیشین شورای شهر گرگان متأسفانه رخدادهای مثبت و تأثیرگذار فرهنگی قابل توجهی صورت نگرفت امری که تنها در سه سال گذشته در پرداختن به برنامه های کم رنگ روز و هفته گرگان در شهریورماه خلاصه گردید. انتظار فرهنگ دوستان و اهالی هنر و ادب از مسؤولان محترم شورای شهر فراتر از این اقدامات نمادین و تبلیغاتی است. نگارنده وبلاگ استارباد که اینک در آستانه ورود به ششمین سال انتشار این نشریه فرهنگی - تاریخی قرار دارد از بزرگوارانی که خود را کاندیدای ورود به ساختمان شورای شهر کرده اند تقاضا دارد تا رویکردها و نگرش های خود را به امر خطیر فرهنگ جدی تر و بااهمیت تر نمایند و در این راه پیشنهادات خود را در سرقصل های ذیل خلاصه می کند:

-         پرداخت بیشتر به شناساندن تاریخ پر فراز و نشیب گرگان و معرفی شخصیت ها و چهره های بزرگ و فرهیخته آن به عموم مردم در قالب برنامه ها و طرح هایی از قبیل ایجاد پارک مشاهیر، تغییر نام اماکن و معابر به نام بزرگان، اختصاص بودجه بیشتر به چاپ و نشر کتب فرهنگی هنری ادبی، ساخت تندیس مشاهیر در اماکن عمومی و پر تردد از قبیل پارک شهر و ناهارخوران و ... .

-         برگزاری باشکوه تر روز و هفته گرگان: اقدام جهت ثبت ملی روز گرگان در تقویم سراسری توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، دعوت از شخصیت های برجسته ملی و گرگانی در زمینه های مختلف جهت تقدیر و سخنرانی، تبلیغ گسترده تر در خصوص روز گرگان در سطح شهر و چاپ و نشر کاتالوگ و بروشور های فرهنگی تاریخی در این خصوص و ... .

-         اقدام جهت خواهرخواندگی گرگان با شهرهای مطرح و تاریخی در سطح دنیا، با عنایت به پیشینه گرگان در عرصه تاریخی و فرهنگی لزوم پیوند فرهنگی اجتماعی این شهر باستانی با تعدادی از شهرهای مشهور و تاریخی دنیا بسیار حائظ اهمیت است.

-         فعال سازی فرهنگسرا ها و تالارهای فرهنگی هنری.

-         حمایت از برگزاری همایش ها و جشنواره ها و کنگره های بزرگداشت بزرگان و مشاهیر؛ سال جاری مصادف با یکهزارمین سالروز تولد حکیم جرجانی و چهارصدمین سال درگذشت میرمحمد مؤمن استرآبادی بوده است. در سال های آتی نیز موارد مشابهی به وقوع خواهد پیوست.

-         حمایت از ساخت پارک هنرمندان و رونق بخشی به مسائل هنری گرگان.

موارد بسیار دیگری نیز در این رده ها قابل پیگیری و اجراست که در مطالب آتی وبلاگ استارباد مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

پی نوشت: برخی از دوستاران و خوانندگان وبلاگ استارباد خواستار اعلام نظر راقم سطور در خصوص حمایت از کاندیداهای مورد را نموده اند که نگارنده وبلاگ با احترام به همه کاندیداهای محترم با توجه به رویکردهای فرهنگی اجتماعی اسامی کاندیداهای مورد حمایت خویش را تا این لحظه بدین شرح اعلام می دارد: 1- احسان مکتبی. 2- امیر عبدالسلام مهیمنی. 3- عبدالرضا چراغعلی. 4- علی نصیبی. 5- میثم کشیری. 6- مصطفی سبطی. 7- علیرضا پزشکپور. 8- اسدالله کبیر. 9- ذبیح الله میقانی. 10- مریم قرآنی.

 


برچسب‌ها: شورای اسلامی شهر گرگان, انتخابات, احسان مکتبی, علی نصیبی
+ نگاشته شده در  شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 22:45  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

پیش درآمد: در بهمن سال گذشته، جلسه نقدی بر کتاب «استان گلستان در نهضت امام خمینی (ره)» اثر جناب آقای غلامرضا خارکوهی توسط اهالی فرهنگ گرگان در محل کتابخانه میرفندرسکی پارک شهر برگذار گردید که نگارنده وبلاگ استارباد علیرغم عدم حضور، نقد مختصر خود را بر کتاب مزبور برای آقای محمد انصار، بانی جلسه، ارسال نمود که البته مطلب مذکور در جلسه قرائت نگردید و تنها به دست نویسنده محترم کتاب سپرده شد. نگارنده وبلاگ نیز نقد مزبور را در وبلاگ منتشر نمود که از لینک ذیل می توانید ملاحظه بفرمائید:

 

                           جلسه نقد و بررسی کتاب «استان گلستان در نهضت امام خمینی(ره)»

 

در فروردین ماه جاری که نگارنده به دیار سرسبز و باستانی خود مسافرت نمود ضمن دیدار با بسیاری از اهالی فرهنگ گرگان با آقای خارکوهی نیز ملاقات نمود که این دیدار در شرایطی خاص و البته پرشتاب در نهایت منجر به نشستی صمیمانه با این پژوهشگر پرتلاش و باسابقه گرگان گردید. ایشان در پایان این نشست ابراز نمودند که جوابیه نقد نگارنده استارباد را به آقای محمد انصار سپرده بوده اند که در وبلاگ منتشر گردد لیکن علیرغم اینکه راقم سطور دو روز پیش از آن با آقای انصار نیز ملاقات حضوری داشت، ایشان نه تنها هیچ مطلبی در این خصوص به نگارنده ارائه نکرده  که حتی  اشاره ای نیز به این موضوع ننموده بودند علی ای حال نگارنده طی تماس مجدد تلفنی با آقای انصار پیگیر ماجرا گردیده و با این جمله مواجه شد :« نوشتاری که آقای خارکوهی در قالب سی دی به بنده داده اند تنها یک نقد کلی بود و بیشتر از سختی ها و مشقت های کار پژوهشی خود سخن گفته اند.» لذا نگارنده که به آزادی بیان و گفتمان دوسویه کاملاً ایمان دارد خود را از هرگونه سانسور در این زمینه مبرا می داند و علیرغم اینکه جوابیه نقد مزبور کمی تند نگاشته شده است نگارنده بر خود فرض می داند که عین مطلب ارسالی آقای خارکوهی را که بامداد گذشته ایمیل گردیده در وبلاگ استارباد منتشر نماید، البته جوابیه مزبور در برخی از موارد عاری از منطق و صحت است که نگارنده را ملزم به پاسخگویی در آینده ای نه چندان دور خواهد نمود.  

 

 

متن جوابیه آقای خارکوهی:

بسمه تعالی

مقدمه: با تشکر خالصانه از همه کسانی که صادقانه و عالمانه کتاب اینجانب (استان گلستان در نهضت امام خمینی) را مطالعه و نقد علمی کرده اند. ابتدا باید عرض کنم به علت عدم استقلال جغرافیایی این خطه در آن سالها و وابستگی آن به استان مازندران از یک طرف، و پیچیدگیهای شدید سیاسی و گروهی و جناحی حاکم بر فضای گرگان از طرف دیگر ، به اضافه عدم دسترسی به اسناد منطقه و مشکلات دیگر ، برای نوشتن کتابهای تاریخ انقلاب در استان گلستان متحمل زحمات بسیار زیادی شده ام. به همین خاطر نوشتن تاریخ انقلاب در چنین مناطقی ، کار کردن با اعمال شاقه به توان(2) است. که اگر بخواهم روزی خاطرات تاریخنگاری خود را بنگارم ، خود کتاب مستقلی می شود. بنابراین آثاری که با چنین مشقتی برای اولین بار در گلستان تالیف شده و موجب شناسایی و معرفی ظرفیتهای تاریخی معاصر این منطقه در کشور شده ، نباید به سادگی مورد تخریب و نیش زدن قرار گیرد. بلکه باید با لحاظ چنین مشکلاتی فقط مورد نقد عالمانه و صادقانه قرار گیرد. بعلاوه آنکه این اثر تاکنون مورد استقبال شدید مردم گلستان قرار گرفته و چاپ اول (دو هزار نسخه ای) آن نایاب می باشد. ضمن آنکه از جمله اثرات اینگونه آثارم این بوده که بعد از سی چهار سال، دو رویداد بزرگ 5 آذر گرگان و 12 دی گالیکش ، اخیرا در میراث فرهنگی کشور به ثبت تاریخی رسیده و چندین فیلم مستند بر اساس این آثار ساخته شده و به عبارت دیگر این آثار موجب احیای تاریخ انقلاب منطقه شده است.

در اینجا متذکر می شوم که جلسه نقد کتاب «استان گلستان در نهضت امام خمینی» به درخواست خود اینجانب در سالن کتابخانه عمومی (میرفندرسکی) گرگان برگزار شد و سه نفر از عزیزان زحمت نقد آنرا کشیدند که از همه آنها سپاسگزارم. (هدف از داوطلب شدنم برای برپایی چنین جلسه ای، بهربرداری علمی و رودرو از نقدها بود نه بوق و کرنا کردن یک طرفه و یک سویه آن در بیرون . زیرا در این صورت دیگر تشکیل جلسات نقد بی معنا است و خاصیت علمی و پژوهشی خود را از دست می دهد).

لازم به یادآوری می دانم که بگویم لطفا پاسخ اینجانب اعم از مقدمه و بند بند آن بی کم کاست همراه با نقدها با هم و یکسان و با یک فونت منعکس شوند.

1-پوران شاهپوری- خواننده مبتذل طاغوت- نمی تواند همسر رسمی تیمسار مزین حداقل در آن مقطع تاریخی- باشد اگر می بود همکارانش و اهالی گرگان در طول 17 سال اقامتش در این خطه مطلع می شدند. ضمن آنکه از آقای بایزیدی باید پرسید پوران خانم اگر همسر مُزین است چرا برای سه شب همخوابی با تیمسار 50 هکتار زمین کشاورزی بعنوان پاداش دریافت می کند؟!

2- در مورد تاریخ تولد و فوت و شهادت افراد، برخی از منابع متفاوت نوشته اند و هرکس از منبعی استفاده می کند که معتبر می داند و در دسترس اوست.

3- زمان حمله مردم به شهربانی گرگان در 21 بهمن 57 ارتش حضور نداشت و این مردم بودند که ابتدا آنها را خلع سلاح کردند نه ارتش ، ارتش بعداً و به درخواست بزرگان انقلاب به آنجا آمد و برای انتقال عده ای از پاسبانها کمک کرد. در کشتار پاسبانها، هم مردم مبارز شهر گرگان و هم روستاها دخیل بودند. البته در آن شب بخشی از سلاحها توسط سازمان مجاهدین خلق گرگان(منافقین) به سرقت رفت.

4- در مورد تبعید آیت الله امامی کاشانی، قبلا از اطرافیانشان سئوال شده، گفتند عملی نشده و لذا ایشان به گنبد نیامده اند.

5- شما نباید دنبال برجسته سازی افرادی با گرایشهای خاص سیاسی باشید که درست نیست و حتی برخی از همین افرادی که در نقد خود نام برده اید باعث گسترش سازمان منافقین (مجاهدین خلق) و سرقت سلاحهای شهربانی و ارتش، و گمراه و بدبخت کردن بسیاری از جوانان گرگانی در منطقه شدند که هزاران مشکل سیاسی و ترور دهها نفر را در منطقه گرگان در پی داشت.

با این وجود افراد مبارز دیگری هم بودند مثل آقایان زین العابدین رئیسی و شهید محمد علی روحانی فرد که شاید بیش از افراد مورد نظر شما، علیه شاه مبارزه کردند و مدتها زندان افتادند ، ولی از نبودن خاطرات آنها در این کتاب نمی پرسید و انتقاد نمی کنید! چرا؟

ضمن آنکه برخی از افراد مورد نظر شما در حوادث سیاسی پس از انقلاب بخاطر اتخاذ مواضع خلاف ملت بر سر زبانها افتاده اند. علاوه بر این ما برخی از مباحث را ، هم به علت کاستی اطلاعات و هم بخاطر محدویت صفحات که بنا بر 270 صفحه بود موکول به کتاب بعدی خود (کتاب سه جلدی استان گلستان در انقلاب اسلامی) کردیم که اخیرا در 2500 صفحه منتشر شده است. علاوه بر این ما تاریخ انقلاب و وقایع تاریخی را می نگاریم نه کارنامه افراد خاص یک طیف سیاسی را .

6- آقای بایزیدی شما در نقد خود مشخصا اشاره به نام آقای دکتر محمد محمدی کرده اید و گفته اید که ایشان «بعد از انقلاب با سخنرانی قاطعانه و پرشورش در سالن تربیت بدنی گرگان، خط فکری خود را از افکار التقاطی منافقین جدا کرد و باعث روشنگری بسیاری در این زمینه گردید.»

متاسفانه اطلاعات شما در این باره ناقص است. چرا که دکتر محمدی چند ماه پس از اعلام جنگ مسلحانه منافقین و خیلی دیر علیه آنها موضع گرفت! حتی قبل از ایشان بسیاری از مردم عادی و بیسواد کوچه و بازار علیه منافقین موضع گرفته بودند. آیا می توان باور کرد که ایشان به اندازه مردم کوچه و بازار هم اطلاعات سیاسی در باره منافقین نداشته!

 لذا آقای محمدی مدتها پس از آنکه منافقین علیه جمهوری اسلامی می جنگیدند و دست به ترور مردم و به آتش کشیدن اموال عمومی میزدند ایشان تازه بیدار شد و علیه آنها موضع گرفت! نوشدارو پس از مرگ سهراب چه سود! آیا شما از سال 55 تا 30 خرداد سال 60 یک کلمه از زبان دکتر محمد محمدی علیه منافقین می توانید ارائه کنید؟

متاسفانه قبل و بعد از انقلاب، مواضع آقای محمدی همواره به نفع سازمان منافقین و دار و دسته مسعود رجوی تمام شده است. و تا 30 خرداد سال 60 که منافقین جنگ مسلحانه علیه ایران اعلام کردند و تا کنون بیش از 12 هزار نفر از مردم بیگناه را هم ترور کرده اند (و به دامن صدام و اروپا و آمریکا پناه برده اند)، ما متاسفانه یک سخنرانی یا مصاحبه بر ضد منافقین از ایشان ندیده ایم. آقای محمدی نه تنها نقش چندانی در بیداری جوانان این منطقه در باره سازمان منافقین و فرقه رجوی نداشت بلکه با مواضع و رفتارهای سیاسی انحرافی خود موجب گمراهی بسیاری از دختران و پسران استان گلستان - حتی موجب گمراهی برادر خودش(حسن محمدی)- شد. 

7- شما بسیاری از منابعی که در نقد خود به آن اشاره کرده اید در زمان تالیف کتاب استان گلستان در نهضت امام خمینی، هنوز چاپ نشده بودند. اما متاسفانه شما در این نقد به آنها استناد می کنید. اینگونه نقدها ناپخته و نسنجیده است.

8- علاوه بر این آمارهایی که در مورد مجروحان و شهدای انقلاب در اسناد ساواک ذکر شده همیشه درست نیست شما نباید فورا باور کنید. چون باید این اطلاعات با اسناد دیگر و یافته های میدانی و شفاهی جدید مقایسه و کامل شوند.

9- سبک تاریخنگاری اینجانب تلفیق روشهای سنتی و مدرن است که متناسب با اینگونه پژوهشها است. در مورد ویرایش کتاب نیز، اینکار قبل از چاپ توسط دو نفر از اساتید مجرب انجام شده است. ولی کاش ویراستاری بهتری می شد.

10- ظاهرا شما با نویسندگی کتابهای تحلیلی و توصیفی تاریخ کمتر آشنائید چرا که بسیاری از نویسندگان بزرگ کشور در هنگام تدوین کتابهای جدید به آثار قبلی خود ارجاع می دهند و این کار درستی است.

11- نکته آخر اینکه بخشی از مسائل در تالیف هر کتاب تاریخی مربوط به سلایق و روشهای خود مولف، و منابعی است که در دسترس او قرار دارد. به همین سبب اگر یک موضوع تاریخی را به ده مورخ بسپاریم با ده نوع مدل و روش و سلیقه آن را می نگارند. ضمن آنکه در یک کتاب 270 صفحه ای نمی توان همه چیز را نوشت. ولی تقریبا تمام انتظارات منتقدین در کتاب اخیر اینجانب که سه جلد و بیش از 2500 صفحه است لحاظ شده است.          

در انتها لازم به ذکر می دانم که اینجانب اولین کسی هستم که با کمال افتخار و زحمت بیشمار ، برای ترسیم گوشه هایی از تاریخ انقلاب این منطقه، زندگی و جوانی خود را گذاشته ام . هرچند که اولین قدمها کاملترین قدمها و آخرین قدمها نیست. و هر مورخ و نویسنده صادقی به اندازه دانسته های خود می نگارد نه بیشتر. لذا نویسندگان و مورخان بعدی می توانند با استفاده از این کتاب، و اطلاعات جدیدی که بدست می آورند در آینده آثار کاملتری بنگارند.

                                                        باتشکر  گرگان - ارادتمند غلامرضا خارکوهی- 22 بهمن 91


برچسب‌ها: غلامرضا خارکوهی, کتاب استان گلستان در نهضت امام خمینی, علی بایزیدی, 5 آذر
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 7:16  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

 پس از انتشار نقد آقای محمد انصار بر کتاب دو حکیم استرآباد  اثر آقای دوستی دیلمی در شماره 198 نشریه استرآباد و وبلاگ استارباد، نویسنده محترم کتاب با ارسال جوابیه نقد به آدرس ایمیل نگارنده وبلاگ خواستار انتشار آن در وبلاگ گردیدن که به جهت حفظ آزادی بیان و رعایت اصول نقد و نقادی عین مطلب ارسالی آن بزرگوار را ذیلاً آورده ایم. به امید آنکه با ایجاد فضای مثبت و رو به رشد نقد بتوان موجبات رشد و تعالی تحقیق و پژوهش را فراهم نمود. ان شاءالله

 

 

بسمه تعالی

مدیر مسئول محترم نشریه استراباد با سلام

احتراما پیرو مطلب درج شده در شماره   198 نشریه شما بتاریخ27/1/92 با عنوان نقدی برکتاب دو حکیم استراباد که توسط آقای محمد انصار چاپ شده لازم می دانم جهت آگاهی آقای انصار و خوانندگان محترم توضیحات لازم را ارائه نمایم .ابتداءً اینجانب از نقد برادر گرامی آقای انصار که از علاقه مندان به عرصه فرهنگ وتاریخ منطقه استراباد و استان گلستان هستند تقدیر و تشکر می نمایم و امیدوارم در نوشته های آتی قبل از نقّادی پیرامون کتب یا موضوعاتی که مورد نظرشان می باشد دقّت نظر و مطالعه بیشتری داشته باشند .

و اما در رابطه با کتاب دو حکیم استراباد باید اشاره داشته باشم که خلاصه ای از این کتاب در سال 84 پس از داوری گروه فلسفه فرهنگستان جمهوری اسلامی جهت برگزاری همایش دو حکیم استراباد در گرگان به چاپ رسید که به علت این که کتاب بصورت خلاصه و صرفاً جهت همایش از طرف استانداری گلستان و موسسه فرهنگی میرداماد چاپ گردید فلذا نویسنده بعلت این که این مبحث کامل گردد و مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد اقدام به چاپ مجدد نموده که این امر با توجه به بررسی های بعمل آمده توسط مدیران موسسه فرهنگی میرداماد مورد استقبال قرار گرفت و آن عزیزان به صورت مستقل اقدام به چاپ این اثر نمودند .

و اما پیرامون نقدهای برادر انصار باید اشاره نمایم که اگر در بخش اول کتاب مبحث استان گلستان به روایت تاریخ آمده به خاطر آشنایی مخاطبین عام با تاریخ سرزمین فرهنگ پرور گلستان است چه بسا هنوز افرادی در کشور هستند که می پندارند علمایی چون میرداماد و میرفندرسکی اهل اصفهان یا اصفهانی هستند .

در رابطه با نام کتاب که صرفاً بخاطر این که با وزن عنوانی کتاب دو حکیم استراباد  همخوانی داشته باشد ابتدا با نام میرفندرسکی و بعد میرداماد اشاره شده بر خلاف ترتیب محتوایی کتاب .

اما در رابطه با منابع پژوهشی باید اشاره نمایم که منابعی که ایشان با شمارگان یک تا شش اشاره دشته اند کاملاٌ از طرف اینجانب بررسی شده و به غیراز دو اثر شماره 5و6 که اخیراً چاپ شده و خود آقای انصار هم در اواخر سال 91 در موسسه فرهنگی میرداماد این دو کتاب را مشاهده کردهاند بقیه کتب مورد بررسی اینجانب قرار گرفته و. باید به این موضوع اشاره نمایم که حتی بنده با بسیاری از این نویسندگان از نزدیک مشاوره داشته و مورد تشویق آنها قرار گرفته ام از جمله آقای موسوی بهبهانی که دقیق ترین کتاب را پیرامون نظرات فلسفی میرداماد نوشته اند .و اما در رابطه با نظرات فلسفی حکمت یمانی میرداماد از کتاب (شرح کشف الحقایق بر تقویم الایمان میرداماد )نوشته علی اوجبی استفاده شده که هم در منابع پایانی با شماره 79 و هم پاورقی در صفحات 107-108-و139 به آن اشاره شده .

الف-در مورد این که طبق نظر ایشان اگر اثر اثر نو و جدیدی نبوده باشد یقیناً مورد تایید فرهنگستان واستقبال مخاطبین عام قرار نمی گرفت ،در صورتی که آقای انصار اگر آثاری چون حکیم استراباد آقای موسوی بهبهانی را مطالعه کرده باشند متوجه خواهند شد که کتاب بسیار فنّی وسنگین برای مخاطبین عام می باشد و در حقیقت بدرد افرادی می خورد که آشنایی کامل با مسائل فلسفی داشته باشند .

ب-به گفته ایشان کتاب اگر کتاب جامع وکاملی نبود مورد تایید گروه فلسفه فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی قرار نمی گرفت ،حال با توجه به این که دستخط تاییدیه گروه فلسفه وداوری آنها مربوط به سال 84 نزد اینجانب موجود می باشد و با عنایت واهمیت موضوع و اشباع نشدن مخاطبین از طرف مسولین موسسه فرهنگی میرداماد گرگان به چاپ مجدد اقدام گردید .

شیوه نگارش منابع

در رابطه با شیوه نگارش باید اشاره نمایم که حداقل بیش از 2 سال برای تنظیم کتاب که آنهم در سالهای 82-83 وقت اولیّه گذاشته شد که در آن زمان باتوجه به کمبود منابع در استان گلستان با استفاده از منابع موجود در کتابخانه های معتبر قم از جمله کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی (ره)در ایام تحصیل 4ساله اینجانب در قم این امکان را برای من فراهم کرد تا جایی که حتی بدست آوردن یک جلد از کتاب حکیم استراباد آقای بهبهانی در کل استان گلستان جهت مطالعه برای بنده بسختی میسور گردید .

1-در مورد معرفی منابع باید آقای انصار توجه داشته باشند که شیوه نامه ها ی متفاوتی رایج است از جمله بعضی افراد ابتدا نام نویسنده کتاب ،بعد نام اثر را می آورند و در بعضی از شیوه ها ابتدا نام کتاب ،بعد صاحب اثر و انتشارات و صفحه آورده می شود .

2-در پایان کتاب با آوردن نمایه و فهرست اعلام و اشخاص که از معیارهای وزانت یک اثر شناخته می شود به بسیاری از منابع دست اول و مرجع وماخذ اشاره شده و اگر به دید طولانی کردن فهرست و اضافه شمارگان نظر داشته می شد تعداد فهرست منابع از 200 اثر هم تجاوز می کرد.

3-در رابطه با نیاوردن {بی نا }با آثاری که انتشارات آنها مشخص نیست و یا مکان مشخص نباشد{بی جا}و عدم تاریخ نشر علامت {بی تا}آورده می شود مطلب درست است واگر ویراستار محترم به این مطلب اشاره می کرد بهتر بود .

4-در رابطه با کتاب نبراس الضیاءدر صفحه 168 با شماره 68 در فهرست آثار میرداماد اشاره شده وباید آقای انصار توجه داشته باشند که اگر بخواهیم به آثار و مصنّفات میرداماد که بالغ بر 100 کتاب ،نسخه،رساله واجازه نامه است اشاره شود خود کتاب دیگری را می طلبد که این کار تا اندازه ای توسط نویسندگان دیگر انجام شده والبته برای آن دو حکیم هنوز جای کاردارد .

5-در رابطه با بعضی از پاورقی ها که شماره صفحه اشاره نشده مقصود اشاره به مراجعه آن منابع بوده از جمله در ص141 شرح قبسات میرداماد که نویسنده اش آقای مهدی محقق هستند ،بد نیست که آقای انصار بدانند بنده با بسیاری از این بزرگان از نزدیک پیرامون مباحث فلسفی این دوحکیم مشاوره داشته ام که شاید آقای انصار فقط اسم ایشان را تا بحال شنیده باشند ،یا در ص254 که به اشعار قصیده یائیه میرفندرسکی اشاره شده منظور مراجعه به همه آن آثار وتطبیق نسخه های متفاوت است و اگر از نسخه ای اقتباس شده حتماًدر پاورقی شمارگان صفحه آن منبع ذکر شده .

در رابطه با چاپ و نشر باید اشاره نمایم که1- اگر فونت کتاب در ص153-154 درشت شده به خاطر اهمیت مطلب که کلمات قصار میرداماد است می باشدوگرنه اشعاربوده که باید با فونت متفاوت تایپ می شد .

2- تصویر روی جلد هر چند با تصویر آماده شده اینجانب متفاوت می باشد چرا که ناشر محترم و موسسه میرداماد به چاپ همت گماشتند و آقای انصار باید توجه داشته باشند که اوّلا جلد کتاب دارای پوشش پلاستیکی ظریف می باشد و عبارت روی جلد آیه قرآن نیست بلکه نمونه ای از نسخه خطی شرح صحیفه سجادیه به دستخط میرداماد الحسینی و صرفًا دعا به خط عربیست.

3- صفحه بندی و برش کتاب توسط خود ناشر محترم وبا نظارت ایشان انجام شده و بعلت این که تعداد تصاویر 16 عکس رنگی بوده و جهت صرفه جویی در هزینه به صلاحدید ناشر محترم عکس ها سیاه وسفید و به تعداد 8 عکس تقلیل داده اند و از این بابت بر اینجانب اشکالی وارد نیست .

4-در پایان کتاب فهرست نام کتب به صورت مجزّا با عنوان کتاب نامه آمده و با آوردن نمایه و فهرست اعلام ،اشخاص و اماکن وزانت پژوهشی اثر نسبت به چاپ اول کامل شده است .

در پایان بد نیست که اشاره داشته باشم با توجه به کمبود منابع در سالهای 82و83 که حتی اینترنت هم در دسترس همگان نبوده اینجانب با دو سفر تحقیقاتی به اصفهان در همان سالها با نویسندگان و بزرگان فلسفه در دانشگاههای کشور از جمله آقایان :

1-حامد ناجی اصفهانی استاد فلسفه دانشگاه اصفهان ونویسنده شرح قبسات میرداماد

2-استاد محمود عابدی رئیس گروه فلسفه دانشگاه قم

3-آفای مهدی محقق شارح قبسات میرداماد واز بزرگان فلسفه ایران

4-آقای قربان علمی از اساتید فلسفه دانشگاه تهران

5-آقای علی موسوی بهبهانی نویسنده کتاب حکیم استراباد

6-مرکز فرهنگی تخت فولاد اصفهان

7-آقای سید علی رجائی مسئول پژوهشکده انساب کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی (ره)

از نزدیک مشاوره داشته ومورد تشویق آنها قرار گرفته ومزید اطلاع عرض نمایم که چاپ دوم کتاب طبق قرار قبلی با مقدمه دکتر علی اکبر ولایتی رئیس فرهنگستان پزشکی باید چاپ می شد که متاسفانه مقدمه ایشان به چاپ دوم کتاب نرسید .در پایان ضمن تشکر از صدیق محترم آقای انصار که جدیداً کتابچه ای که مجموعه ای از اسامی کتب و نویسندگان گلستانی است با عنوان کتاب ارائه نموده اند باید اشاره نمایم که اگر پیرامون اثری قصد اظهار نظر دارند ابتداً پیرامون آن تحقیق وبا اطلاعات کافی اظهار نظر نمایند ،خصوصاً مباحث فلسفی که بنده با 10 سال تحصیل در حوزه علمیه وگذراندن یک دوره فلسفه اسلامی از جمله بدایه الحکمه و نهایه الحکمه علامه طباطبایی(رض)هنوز اندر خم یک کوچه ام در چنین مباحث فلسفسی تا جایی که آقای انصار با داشتن یک لیسانس الهیات که شاید در سالهای تالیف این کتاب هنوز مفتخر به همان مدرک هم نبوده اند اظهار نظر فنی در رابطه با مسائل فلسفی داشته باشند .با تشکر

محمد رضا دوستی دیلمی

مولف کتاب دو حکیم استراباد وپژوهشگر دانشنامه گلستان

 


برچسب‌ها: کتاب دو حکیم استرآباد, محمدرضا دوستی دیلمی, محمد انصار, نشریه استرآباد
+ نگاشته شده در  دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 21:57  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

+ نگاشته شده در  دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 1:7  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |