پیش درآمد: در بهمن سال گذشته، جلسه نقدی بر کتاب «استان گلستان در نهضت امام خمینی
(ره)» اثر جناب آقای غلامرضا خارکوهی توسط اهالی فرهنگ گرگان در محل کتابخانه
میرفندرسکی پارک شهر برگذار گردید که نگارنده وبلاگ استارباد علیرغم عدم حضور، نقد
مختصر خود را بر کتاب مزبور برای آقای محمد انصار، بانی جلسه، ارسال نمود که البته
مطلب مذکور در جلسه قرائت نگردید و تنها به دست نویسنده محترم کتاب سپرده شد. نگارنده وبلاگ نیز نقد مزبور را در وبلاگ منتشر نمود که از لینک ذیل می توانید
ملاحظه بفرمائید:
جلسه نقد و بررسی کتاب «استان گلستان در نهضت امام خمینی(ره)»
در فروردین ماه جاری که نگارنده به دیار سرسبز و باستانی
خود مسافرت نمود ضمن دیدار با بسیاری از اهالی فرهنگ گرگان با آقای خارکوهی نیز ملاقات نمود
که این دیدار در شرایطی خاص و البته پرشتاب در نهایت منجر به نشستی صمیمانه با این پژوهشگر پرتلاش و باسابقه گرگان گردید. ایشان در پایان این
نشست ابراز نمودند که جوابیه نقد نگارنده استارباد را به آقای محمد انصار سپرده
بوده اند که در وبلاگ منتشر گردد لیکن علیرغم اینکه راقم سطور دو روز پیش از آن با
آقای انصار نیز ملاقات حضوری داشت، ایشان نه تنها هیچ مطلبی در این خصوص به نگارنده ارائه
نکرده که حتی اشاره ای نیز به این موضوع ننموده بودند علی ای حال نگارنده
طی تماس مجدد تلفنی با آقای انصار پیگیر ماجرا گردیده و
با این جمله مواجه شد :« نوشتاری که آقای خارکوهی در قالب سی دی به بنده داده اند
تنها یک نقد کلی بود و بیشتر از سختی ها و مشقت های کار پژوهشی خود سخن گفته اند.»
لذا نگارنده که به آزادی بیان و گفتمان دوسویه کاملاً ایمان دارد خود را از هرگونه
سانسور در این زمینه مبرا می داند و علیرغم اینکه جوابیه نقد مزبور کمی تند نگاشته
شده است نگارنده بر خود فرض می داند که عین مطلب ارسالی آقای خارکوهی را که بامداد
گذشته ایمیل گردیده در وبلاگ استارباد منتشر نماید، البته جوابیه مزبور در برخی از
موارد عاری از منطق و صحت است که نگارنده را ملزم به پاسخگویی در آینده ای نه
چندان دور خواهد نمود.

متن جوابیه آقای خارکوهی:
بسمه تعالی
مقدمه: با تشکر خالصانه از همه کسانی که صادقانه و عالمانه کتاب اینجانب
(استان گلستان در نهضت امام خمینی) را مطالعه و نقد علمی کرده اند. ابتدا باید عرض
کنم به علت عدم استقلال جغرافیایی این خطه در آن سالها و وابستگی آن به استان
مازندران از یک طرف، و پیچیدگیهای شدید سیاسی و گروهی و جناحی حاکم بر فضای گرگان
از طرف دیگر ، به اضافه عدم دسترسی به اسناد منطقه و مشکلات دیگر ، برای نوشتن
کتابهای تاریخ انقلاب در استان گلستان متحمل زحمات بسیار زیادی شده ام. به همین
خاطر نوشتن تاریخ انقلاب در چنین مناطقی ، کار کردن با اعمال شاقه به توان(2) است.
که اگر بخواهم روزی خاطرات تاریخنگاری خود را بنگارم ، خود کتاب مستقلی می شود.
بنابراین آثاری که با چنین مشقتی برای اولین بار در گلستان تالیف شده و موجب
شناسایی و معرفی ظرفیتهای تاریخی معاصر این منطقه در کشور شده ، نباید به سادگی مورد
تخریب و نیش زدن قرار گیرد. بلکه باید با لحاظ چنین مشکلاتی فقط مورد نقد عالمانه
و صادقانه قرار گیرد. بعلاوه آنکه این اثر تاکنون مورد استقبال شدید مردم گلستان
قرار گرفته و چاپ اول (دو هزار نسخه ای) آن نایاب می باشد. ضمن آنکه از جمله اثرات
اینگونه آثارم این بوده که بعد از سی چهار سال، دو رویداد بزرگ 5 آذر گرگان و 12
دی گالیکش ، اخیرا در میراث فرهنگی کشور به ثبت تاریخی رسیده و چندین فیلم مستند
بر اساس این آثار ساخته شده و به عبارت دیگر این آثار موجب احیای تاریخ انقلاب
منطقه شده است.
در اینجا متذکر می شوم که جلسه نقد کتاب «استان گلستان در نهضت امام خمینی» به
درخواست خود اینجانب در سالن کتابخانه عمومی (میرفندرسکی) گرگان برگزار شد و سه
نفر از عزیزان زحمت نقد آنرا کشیدند که از همه آنها سپاسگزارم. (هدف از داوطلب
شدنم برای برپایی چنین جلسه ای، بهربرداری علمی و رودرو از نقدها بود نه بوق و
کرنا کردن یک طرفه و یک سویه آن در بیرون . زیرا در این صورت دیگر تشکیل جلسات نقد
بی معنا است و خاصیت علمی و پژوهشی خود را از دست می دهد).
لازم به یادآوری می دانم که بگویم لطفا پاسخ اینجانب اعم از مقدمه و بند بند
آن بی کم کاست همراه با نقدها با هم و یکسان و با یک فونت منعکس شوند.
1-پوران شاهپوری- خواننده مبتذل طاغوت- نمی تواند همسر رسمی
تیمسار مزین – حداقل در آن مقطع تاریخی- باشد اگر می بود همکارانش و اهالی گرگان در طول 17
سال اقامتش در این خطه مطلع می شدند. ضمن آنکه از آقای بایزیدی باید پرسید پوران
خانم اگر همسر مُزین است چرا برای سه شب همخوابی با تیمسار 50 هکتار زمین کشاورزی
بعنوان پاداش دریافت می کند؟!
2- در مورد تاریخ تولد و فوت و شهادت افراد، برخی از منابع
متفاوت نوشته اند و هرکس از منبعی استفاده می کند که معتبر می داند و در دسترس
اوست.
3- زمان حمله مردم به شهربانی گرگان در 21 بهمن 57 ارتش
حضور نداشت و این مردم بودند که ابتدا آنها را خلع سلاح کردند نه ارتش ، ارتش
بعداً و به درخواست بزرگان انقلاب به آنجا آمد و برای انتقال عده ای از پاسبانها
کمک کرد. در کشتار پاسبانها، هم مردم مبارز شهر گرگان و هم روستاها دخیل بودند.
البته در آن شب بخشی از سلاحها توسط سازمان مجاهدین خلق گرگان(منافقین) به سرقت
رفت.
4- در مورد تبعید آیت الله امامی کاشانی، قبلا از
اطرافیانشان سئوال شده، گفتند عملی نشده و لذا ایشان به گنبد نیامده اند.
5- شما نباید دنبال برجسته سازی افرادی با گرایشهای خاص
سیاسی باشید که درست نیست و حتی برخی از همین افرادی که در نقد خود نام برده اید
باعث گسترش سازمان منافقین (مجاهدین خلق) و سرقت سلاحهای شهربانی و ارتش، و گمراه
و بدبخت کردن بسیاری از جوانان گرگانی در منطقه شدند که هزاران مشکل سیاسی و ترور
دهها نفر را در منطقه گرگان در پی داشت.
با این وجود افراد مبارز دیگری هم بودند مثل آقایان زین
العابدین رئیسی و شهید محمد علی روحانی فرد که شاید بیش از افراد مورد نظر شما،
علیه شاه مبارزه کردند و مدتها زندان افتادند ، ولی از نبودن خاطرات آنها در این کتاب
نمی پرسید و انتقاد نمی کنید! چرا؟
ضمن آنکه برخی از افراد مورد نظر شما در حوادث سیاسی پس از
انقلاب بخاطر اتخاذ مواضع خلاف ملت بر سر زبانها افتاده اند. علاوه بر این ما برخی
از مباحث را ، هم به علت کاستی اطلاعات و هم بخاطر محدویت صفحات که بنا بر 270
صفحه بود موکول به کتاب بعدی خود (کتاب سه جلدی استان گلستان در انقلاب اسلامی)
کردیم که اخیرا در 2500 صفحه منتشر شده است. علاوه بر این ما تاریخ انقلاب و وقایع
تاریخی را می نگاریم نه کارنامه افراد خاص یک طیف سیاسی را .
6- آقای بایزیدی شما در نقد خود مشخصا اشاره به نام آقای دکتر
محمد محمدی کرده اید و گفته اید که ایشان «بعد از انقلاب با سخنرانی قاطعانه و
پرشورش در سالن تربیت بدنی گرگان، خط فکری خود را از افکار التقاطی منافقین جدا
کرد و باعث روشنگری بسیاری در این زمینه گردید.»
متاسفانه اطلاعات شما در این باره ناقص است. چرا که دکتر
محمدی چند ماه پس از اعلام جنگ مسلحانه منافقین و خیلی دیر علیه آنها موضع گرفت!
حتی قبل از ایشان بسیاری از مردم عادی و بیسواد کوچه و بازار علیه منافقین موضع
گرفته بودند. آیا می توان باور کرد که ایشان به اندازه مردم کوچه و بازار هم
اطلاعات سیاسی در باره منافقین نداشته!
لذا آقای محمدی
مدتها پس از آنکه منافقین علیه جمهوری اسلامی می جنگیدند و دست به ترور مردم و به
آتش کشیدن اموال عمومی میزدند ایشان تازه بیدار شد و علیه آنها موضع گرفت! نوشدارو
پس از مرگ سهراب چه سود! آیا شما از سال 55 تا 30 خرداد سال 60 یک کلمه از زبان
دکتر محمد محمدی علیه منافقین می توانید ارائه کنید؟
متاسفانه قبل و بعد از انقلاب، مواضع آقای محمدی همواره به
نفع سازمان منافقین و دار و دسته مسعود رجوی تمام شده است. و تا 30 خرداد سال 60
که منافقین جنگ مسلحانه علیه ایران اعلام کردند و تا کنون بیش از 12 هزار نفر از
مردم بیگناه را هم ترور کرده اند (و به دامن صدام و اروپا و آمریکا پناه برده
اند)، ما متاسفانه یک سخنرانی یا مصاحبه بر ضد منافقین از ایشان ندیده ایم. آقای
محمدی نه تنها نقش چندانی در بیداری جوانان این منطقه در باره سازمان منافقین و
فرقه رجوی نداشت بلکه با مواضع و رفتارهای سیاسی انحرافی خود موجب گمراهی بسیاری
از دختران و پسران استان گلستان - حتی موجب گمراهی برادر خودش(حسن محمدی)-
شد.
7- شما بسیاری از منابعی که در نقد خود به آن اشاره کرده
اید در زمان تالیف کتاب استان گلستان در نهضت امام خمینی، هنوز چاپ نشده بودند.
اما متاسفانه شما در این نقد به آنها استناد می کنید. اینگونه نقدها ناپخته و
نسنجیده است.
8- علاوه بر این آمارهایی که در مورد مجروحان و شهدای
انقلاب در اسناد ساواک ذکر شده همیشه درست نیست شما نباید فورا باور کنید. چون
باید این اطلاعات با اسناد دیگر و یافته های میدانی و شفاهی جدید مقایسه و کامل
شوند.
9- سبک تاریخنگاری اینجانب تلفیق روشهای سنتی و مدرن است که
متناسب با اینگونه پژوهشها است. در مورد ویرایش کتاب نیز، اینکار قبل از چاپ توسط
دو نفر از اساتید مجرب انجام شده است. ولی کاش ویراستاری بهتری می شد.
10- ظاهرا شما با نویسندگی کتابهای تحلیلی و توصیفی تاریخ
کمتر آشنائید چرا که بسیاری از نویسندگان بزرگ کشور در هنگام تدوین کتابهای جدید
به آثار قبلی خود ارجاع می دهند و این کار درستی است.
11- نکته آخر اینکه بخشی از مسائل در تالیف هر کتاب
تاریخی مربوط به سلایق و روشهای خود مولف، و منابعی است که در دسترس او قرار دارد.
به همین سبب اگر یک موضوع تاریخی را به ده مورخ بسپاریم با ده نوع مدل و روش و
سلیقه آن را می نگارند. ضمن آنکه در یک کتاب 270 صفحه ای نمی توان همه چیز را
نوشت. ولی تقریبا تمام انتظارات منتقدین در کتاب اخیر اینجانب که سه جلد و بیش از
2500 صفحه است لحاظ شده است.
در انتها لازم به ذکر می دانم که اینجانب اولین کسی هستم که با کمال افتخار و
زحمت بیشمار ، برای ترسیم گوشه هایی از تاریخ انقلاب این منطقه، زندگی و جوانی خود
را گذاشته ام . هرچند که اولین قدمها کاملترین قدمها و آخرین قدمها نیست. و هر
مورخ و نویسنده صادقی به اندازه دانسته های خود می نگارد نه بیشتر. لذا نویسندگان
و مورخان بعدی می توانند با استفاده از این کتاب، و اطلاعات جدیدی که بدست می
آورند در آینده آثار کاملتری بنگارند.
باتشکر گرگان - ارادتمند غلامرضا خارکوهی-
22 بهمن 91
برچسبها:
غلامرضا خارکوهی,
کتاب استان گلستان در نهضت امام خمینی,
علی بایزیدی,
5 آذر