انتشار کتاب «غروب آئینه»؛ مجموعه اشعار زندهیاد حسینعلی کاشانی راد
کتاب «غروب آئینه» مشتمل بر یکصد قطعه شعر از معلم جانباز فقید گرگانی، زنده یاد حسینعلی کاشانی راد با گردآوری، پژوهش و مقدمه علی بایزیدی به همت انتشارات پیک ریحان کرکان در هزار نسخه به انتشار رسید. در این مجموعه که با یادداشت هایی از مرحوم منوچهر آتشی، شاعر فقید و نامی معاصر، پرویز کریمی، شاعر پیش کسوت گرگانی، سید حسین میرکاظمی، داستان نویس مشهور گرگان و همچنین دو تن از شاعران صاحب نام دیگر این شهر، محمد قاری و محمدمهدی مصلحی که از یاران و همراهان کاشانی راد بوده اند، همراه است، شرح حال، اسناد و تصاویر زندگی کاشانی راد نیز به رشته تحریر درآمده است. این مجموعه که برای نخستین بار به طبع می رسد ابتدا با همت سه تن از نزدیکان آن مرحوم در شهر جاجرم، سید عباس حسینی فائق، رضا ایمانی و دکتر رضا اسماعیل زاده، کلید خورد، لیکن به دلیل برخی مشکلات این اقدام دچار توقف گردید و پس از حدود هشت سال با پیگیری های مجدانه علی بایزیدی از پائیز سال 1392 به جریان افتاد و با همراهی برخی از دوستان نزدیک شاعر در زادگاهش از جمله عبدالرحمن فرقانی فر، محمد قاری و سید محمدمصلحی نسبت به گردآوری اشعار بیشتر او، کوشش های لازم صورت گرفت و با حذف اشعار دیگر شاعرانی که به اشتباه در مجموعه گردآوری شده در جاجرم، راه یافته بود، به سرانجام رسید. این اثر مشتمل بر شعرهایی با مضامین عاشقانه، اجتماعی و سیاسی است که در قالب های مختلف شعر پارسی از جمله غزل، قصیده، رباعی، دوبیتی و شعر نو و سپید سروده شده است.

زنده یاد حسینعلی کاشانی راد فرزند مرحوم اسماعیل، در بیست و چهارم تیرماه سال 1330 در محله آلوچه باغ گرگان متولد شد. او یکی از خوشقریحهترین شعرای معاصر زادگاهش در عرصهی سرایش اشعار سپید و آزاد بود که متأسفانه دستان غدّار اجل، مهلت چندانی به ادامه حیاتش نداد و سرانجام در چهاردهم فروردینماه سال 1381 در شهر مقدس مشهد بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت، پیکرش را در آرامستان خواجه مهزیار جاجرم به خاک سپردند. این شاعر خوشآوازه که در میان همپالکیهایش به «حسین جنگلی» مشهور بود در سال 1352 با ورود به سپاه دانش مشهد، به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد و با اتمام دوره آموزشی، در کردکوی، مشغول به انجام خدمت و تدریس در مقطع ابتدایی گردید. کاشانیراد، در آغاز این دهه به سبب مراودت و همنشینی با بسیاری از شاعران مطرح ایران و گرگان از جمله منوچهر آتشی، نصرت رحمانی، احمد شاملو، پرویز کریمی، علیاکبر ابراهیمزاده، محمدمهدی مصلحی، محمدهادی سیف حسینی، رحمتالله و عبدالرحمان فرقانیفر، اورج علیمحمدزاده، منوچهر و اسماعیل رضایی و حبیبالله قلیشلی، دوران طلایی شعر خود را بهمنصه ظهور رسانید. حضور مداوم او در کنار این شاعران در قهوهخانه مشهور دهفرمان و رفت و آمدهای متعدد وی به تهران و برقراری ارتباط با اصحاب رسانه، سبب گردید تا در سومین دهه از زندگانیاش به خلق آثار قابل توجهی دست یازد. وی در جراید سراسری و محلی قبل از انقلاب از جمله در کیهان، رودکی، فردوسی، چیستا، تماشا، جوانان، نگین و چُکُلش به انتشار شعرهایش پرداخت.
کاشانیراد در نخستین سالهای پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، گرگان، را ترک کرد و به خواف رفت (جایی که محل خدمت دوره سربازیاش بود) اما در آنجا نیز ماندگار نشد و پس از چند سال خدمت فرهنگی در این شهر مرزی بهعنوان معلم در مقطع ابتدایی و نیز انجام یک ازدواج ناموفق عاشقانه که تنها ماحصل آن فرزند پسری به نام پوریا بود، سرانجام در سال 1368 در جاجرم، مأوا گزید و در سال 1369 برای دومین بار متأهل گردید که حاصل این پیوند، تولد دو دختر به نامهای معصومه و محدثه بود. وی در دو - سه سال پایانی خدمت در آموزش و پرورش، از تدریس در مدرسه دست کشید و وارد واحد مالی و حسابداری گردید و پس از 27 سال خدمت بازنشسته شد.
از رنگ و بوی اشعار کاشانیراد پیداست که عمق احساسات قلبی و درونیاش سرشار از پیامهای سیاسی و اجتماعی بوده و شاعر به رسالت آگاهانه خود نسبت به جامعه خویش آگاهی کامل داشته است، بهویژه در شعرهای پیش از انقلاب او بهخوبی میتوان رگههای شور و شعور اجتماعی را دریافت. در اشعار پس از انقلابش نیز شعرهای مذهبی، مرثیه، مدیحه و بهطور کلی اشعار آئینی و حماسی در قالبهای قصیده، مثنوی، چهارپاره، دوبیتی و رباعی بهوفور یافت میشود. از آنچه ذیل برخی از اشعارش نگاشته میتوان پی برد که مسافرتهایی به گرمه، اهواز، بجنورد و ساری داشته و حتی در این شهرها نیز از سرایش شعر، غافل نبوده است، وی مدت قابل توجهی در جبهههای نبرد حق علیه باطل حاضر بود، در تقدیرنامهای که مورخ 11/12/1366، سید کاظم اکرمی، وزیر وقت آموزش و پرورش، به وی تقدیم داشته از مشارکت 12ماهه او در دفاع مقدس قدردانی گردیده است، از تاریخ شعرهایی که در اهواز سروده (از مرداد ماه 1367 تا فروردین ماه 1368) میتوان نتیجه گرفت که پس از اتمام جنگ تحمیلی نیز چند ماهی در این شهر جنگزده حماسی، ساکن بوده است.
وی علاوه بر شعر و ادب، به ورزش شطرنج نیز علاقه وافری داشت و بهطور حرفهای این رشته فکری ورزشی را دنبال مینمود تا جایی که به مسابقات ملی دهه پنجاه نیز راه یافت و در کنار مشاهیری چون استاد خسرو هرندی و مهرشاد شریف، در سال 1356 در فینال مسابقات کشوری حاضر بود. از دیگر افتخارات و عناوین او در این خصوص میتوان به کسب مقام نخست مسابقات منطقهای کارگران و اعزام به مسابقات نهایی استان مازندران در پائیز سال 1351، دریافت «کلید و کاپ مقام نخست جشنها و مسابقات شطرنج» در دهه چهل از سوی سازمان تربیت بدنی شهرستان گرگان به تاریخ 5/11/1351، انتخاب به عنوان مربی شطرنج در تاریخ 27/4/1354 توسط سازمان مزبور و انتخاب بهعنوان رئیس هیأت شطرنج بخش جاجرم مورخ 15/5/1370 اشاره کرد.