فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

   زنده یاد استاد عیسی فیوج، نقال، خواننده، نوازنده و تصنیف سرای محلی استان گلستان در حدود سال 1292 خورشیدی در فاضل آباد از توابع علی آباد کتول متولد شد (تاریخ دقیق تولدش در جایی مشخص نگردیده و این عدد با توجه به مصاحبه وی با نشریه «نمایش» در بهار 1378 به دست آمده است). پدرش یکی از مشهورترین نقالان و نوازندگان و خوانندگان محلی علی آباد بود و در تمامی مجالس شادی و شب نشینی های خوانین وقت و مردم این شهر به عنوان قصه گو و نقال شماره یک، مشارکت داشت. بنابر روایتی که استاد از پدرش تعریف می کند وی از قدرت خارق العاده ای برخوردار بود چنانکه زمانی به دستور خوانین کتول در میان آتش گداخته زغال حدود نیم ساعت به نواختن کمانچه و خوانِش نقل حضرت موسی (ع) و کوه طور و حضرت ابراهیم (ع) به زبان شعر پرداخته است و برخی به خاطر همین رخداد او را ساحر لقب دادند.

   عیسی فیوج از کودکی به همراه پدرش در بیشتر نقالی ها و قصه خوانی ها حاضر بود و بدین ترتیب در نواختن کمانچه که ساز اصلی اش بود مهارت یافت. مشهورترین اثر وی منظومه حماسی سیاسی « عباس گالش » است که خودش از نزدیک شاهد ماجرای بر دار رفتن این شخصیت مبارز ضد رژیم طاغوت بوده و تمامی اتفاقاتی که برای این چهره اسطوره ای معاصر منطقه افتاده را با همه ریزه کاری های آن در ترانه ای که خودش سروده و بر آن ملودی گذاشته، آورده است. فیوج در تمامی نقاط منطقه استرآباد از گرگان تا آزادشهر به نقالی پرداخت و گاهی نقل خوانی هایش از شب تا سپیده صبح به طول می انجامید.

    فیوج در دهه آخر عمرش با شرکت در 5 دوره جشنواره نمایش های سنتی آئینی و خواندن منظومه خودساخته «عباس گالش» و دیگر تصنیف های خودساخته اش مثل «عباس مسکین» مورد تقدیر قرار گرفت و مقام نخست را به دست آورد. همچنین در اوایل دهه هشتاد در تالار فخرالدین اسعد گرگانی نیز از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مورد تجلیل واقع شد. از فیوج سه قطعه مقامی با کمانچه، در ادبیات موسیقی مقامی کشور به ثبت رسیده است. فیوج در سال های پایانی زندگانی اش به جهت امرار معاش در خیابان های گرگان به نواختن کمانچه و خواندن تصنیف می پرداخت تا از این راه گذران زندگی کند و هنگامی که در 19 فروردین 1387 در کمال عسرت و تنگدستی جان به جان آفرین تسلیم نمود، نشریه گلشن مهر، یکی از نشریات محلی استان گلستان، نوشت : «آخرین نقال شمال کشور درگذشت» و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی علی آباد طی فکسی اعلام کرد : « استاد کمانچه نواز گلستان رفت». روحش شاد و یادش گرامی.

 


برچسب‌ها: عیسی فیوج, مشاهیر گلستان, موسیقی محلی, علی آباد کتول
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:53  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

                                                  باسمه تعالی

 

عنوان : لزوم تجدید نظر در نامگذاری های جغرافیایی گرگان زمین

 

شهردار محترم و ساعی گرگان؛

جناب آقای ابراهیم کریمی!

با اهداء سلام و عرض ادب و احترام و تبریک عید سعید فطر و فرا رسیدن چهارمین دوره بزرگداشت روز گرگان!

به استحضار می رساند، اینجانب مهندس علی بایزیدی، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ گرگان زمین و نگارنده وبلاگ استارباد در خصوص صیانت از هویت تاریخی و حفظ جایگاه والای شهر باستانی گرگان (استرآباد پیشین) مطلبی را به پیوست این سیاهه به خدمتتان معروض می دارم، امید آنکه مسئله مطروحه را مد نظر قرار دهید و با اقدامی شایسته و بایسته و تاریخ ساز با مساعدت و همفکری و همیاری اعضای محترم شورای اسلامی شهر گرگان دست به اقدامی بیازید که نامتان را تا ابد در صفحات رنگین و پر نقش و نگار کتاب تاریخ گرگان، سربلند و جاودانه نماید! ان شاءالله

رونوشت:

1- اعضای محترم شورای اسلامی شهر گرگان.

2- فرماندار محترم گرگان، جناب آقای حیدرعلی احمدی.

3-استاندار محترم گلستان، جناب آقای جواد قناعت.

***

مقدمه:

   اولین وجه شناساننده هویت، نام است؛ شهرت و نام به طور قطع تعیین کننده اصلی و اساسی در میزان اعتبار و جایگاه هر «صاحب نامی» است، تغییر در نام و نشان ها، آن هم اسامی و نام هایی که از دیرینگی و سابقه تاریخی برخوردارند به سادگی می تواند اسباب اضمحلال و زوال وثوق و اعتبار آن نامدار را فراهم آورد، بارزترین مصداق و نمونه ای که در سالیان اخیر بازتاب های گسترده و واکنش های گوناگونی در پی داشته تغییر نام باستانی خلیج فارس (Persian golf) به نام جعلی و ساختگی خلیج عربی است، امری که بنا به دلایل مختلف از جمله نفاق افکنی های برخی سردمداران غربی به منظور متشنج نگاه داشتن فضای حاکم بر منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اتحاد و همسویی مسلمانان و البته دلایلی دیگر، شکل گرفته اما در این میان در منطقه متمدن و باستانی استان گلستان نیز در دوره معاصر اقدامات شتابزده و سطحی نگرانه ای در امر نامگذاری و تغییر نام های جغرافیایی رخ داده که سیر قهقرایی اعتبار و شهرت علمی و فرهنگی منطقه را هموار ساخته و متأسفانه هیچ اقدامی از سوی متولیان امر صورت نگرفته است.

***

1- پس از نابودی شهر تاریخی گرگان (جرجان) به مرور ایام در جوار ویرانه های آن و البته پیرامون تنها یادگار بازمانده از آن یعنی برج 1006 ساله گنبد امیر شمس المعالی قابوس بن وشمگیر، شهری تشکیل شد که به نام یکتا نشانه کم نظیرش یعنی گنبد قابوس، خوانده شد در تأیید درستی یا نادرستی این نام، جای چندانی برای سخن نیست لیکن رویداد عجیبی که در عصر حاضر به وقوع پیوست تغییر این نام در تاریخ 20 تیر 1317 با پیشنهاد وزارت داخله وقت و تصویب شاه پهلوی بود که نام قابوس را به کاووس[؟؟؟] تغییر دادند.  با عنایت به آنچه در توجیه این تغییر نام صورت گرفته بود (یعنی جانشینی واژگان پارسی به جای عربی، چنانکه نام بندرجز را نیز به بندرگز تغییر دادند که البته استثنائاً این مورد امری صحیح و صواب بود، لکن تلقی غلط گردانندگان کم اطلاع امر بر این بود که قابوس صورت معرب کاووس است بی آنکه از پیشینه و تاریخ آن دیار، آگاهی و اطلاعات لازم را داشته باشند.) لذا آنچه اینک می بایست همان گرگان باستانی (جرجان) باشد مبدل به گنبدکاووس گردید و بدین منوال خیل بی شماری از مشاهیر و مفاخر پر طمطراق منسوب به ناحیه جرجان که با پسوند «جرجانی» شناخته می شوند اینک بر پهنه جغرافیای ایران بزرگ، جایگاه و مأمنی برای خویش نمی یابند.

2- در اقدامی دیگر به تاریخ 20/6/1316، این بار از سوی متصدیان و متولیان فرهنگستان ادب وقت، که خیل بی شماری از شهرهای کشور تغییر نام دادند، تیری از این ترکشِ تغییر نام ها به سوی «استرآباد» روانه شد تا این شهر باستانی و تاریخی که نامش در تمامی دوران های اسلامی و پیش از آن با همین ترکیب نگاشته می شد به ناگاه امحاء گردد و با عذری بدتر از گناه به بهانه پاسداشت نام تاریخی گرگان، «گرگان» نام بگیرد. البته سیر مراحل تحول و تغییر نام استرآباد سال ها پیش از تاریخ مزبور به دستور رضا شاه پهلوی از زمان مسافرتش به مازندران رقم خورده بود چنانکه در سفرنامه وی که به خامه سپهبد فرج الله بهرامی به رشته تحریر درآمده، می خوانیم:« چون “گرگان“ نام تاریخی و اسم قدیم این ناحیه است، امر دادم به‌ هیئت دولت ابلاغ نمایند، كه “استرآباد“ را بعد از این، به‌نام قدیمی و تاریخی این ناحیه، “گرگانبنامند،‌ زیرا مدتهاست كه این اسم،‌ از این دشت و ناحیه، منتزع و متروك مانده است.» اما کسی در این میانه نبود یا اگر هم بود جسارت نکرد تا از شاهنشاه پهلوی بپرسد با این تصمیم، چه بلایی بر سر متروک و منتزع ماندن نام قدیمی «استرآباد» خواهد آمد؟ ... چنانکه گفته شد در خصوص تغییر نام ولایت و شهر استرآباد به گرگان، تواریخ دیگری نیز وجود دارد: در ابتدای دی ماه 1311 به امر مطاع ملوکانه[؟؟؟] شاه نام منطقه «استرآباد و صحرا» به «گرگان و دشت» تغییر داده شد، در برخی اسناد نیز 20 آذر 1309 را برای تغییر اشتباه نام استرآباد به گرگان (همزمان با تغییر نام دزداب به زاهدان و نصرت آباد به زابل) ذکر کرده اند. به هر روی با این واقعه، بزرگان و نامداران تاریخی ای که با پسوند «استرآبادی» شناخته می شوند نیز به جمع «جرجانی» های مجهول المکان پیوستند تا به طور کلی تمامی مشاهیر و معاریف منطقه مربوط به پیش از 80 سال پیش، برای مردمان این روزگار بی هویت شوند.

3- ضربه نهایی و مهلکی که از گذار و گذر تصمیم گیری های یک سویه نگرانه به پیکره ریشه دار خطه باستانی گرگان زمین وارد آمد این بود که در شانزدهم آذر ماه 1376 در حالی که داشت با اقدامات هوشمندانه و تاریخی نماینده متعهد و متفکر مردم گرگان و آق قلا، «شهید دکتر حاج شیخ قربانعلی قندهاری» و تنی دیگر نمایندگان زحمت کش وقت و البته نماینده معزز رهبر معظم انقلاب در منطقه حضرت آیت الله نورمفیدی، احیاء دوباره استان و استقلال مجدد آن رقم می خورد متأسفانه با برخی ناآگاهی های تاریخی و کم اطلاعی های جغرافیایی عده ای، از دل مصوبه مجلس شورای اسلامی، نوزادی به دنیا آمد که گویی هیچ دیرینگی و اصالتی بر پیشانی پر چین و چروکش دیده نمی شد چراکه نام بی مسما و کم قدمت «گلستان» را به جای گرگان به خود گرفت.

   فارغ از آنچه گذشت در این فراز و نشیب گذران ایام، برخی دلسوزان فرهنگ و تاریخ به آنچه پیشتر اشاره شد صحه گذارده اند، در این مجال بی مناسبت نیست تا آراء ایشان از منظر خوانندگان محترم بگذرد:

1- مرحوم استاد سید محمدتقی مصطفوی (1284- 1359)، رئیس و معاون وقت اداره کل باستان شناسی کشور در دهه بیست و سی خورشیدی،  در پی نوشت مطلبی با عنوان «یک فرمان جالب توجه از شاه طهماسب اول» در صفحه 133 از شماره 25 مجله یغما، مورخ خرداد 1329، می نویسد:« نام کنونی استرآباد، گرگان است در صورتیکه محل شهر گرگان قدیم یعنی ویرانه های جرجان هیچ ارتباطی با شهر گرگان فعلی ندارد و در حدود 90 کیلومتر فاصله بین آن دو میباشد. اگر نظر این باشد که نام شهر باستانی گرگان را از نو زنده کنند مناسب تر چنین بنظر میرسید که شهر گنبد قابوس را گرگان بخوانند زیرا شهر اخیر در مجاورت و یرانه های جرجان واقع شده چهار کیلومتر با آن فاصله دارد [در حال حاضر هیچ فاصله ای بین این دو نیست و جرجان در جوار بقعه منسوب به امام زاده یحیی بن زید (ع) قرار دارد.] و از متعلقات آن بشمار میرود و در معنی جانشین شهر گرگان اصلی میباشد، و اگر نام گرگان را بشهر جدید گنبد قابوس بدهند بنای مرتفع و تاریخی گنبد قابوس در محل مزبور به همین اسم باقی می ماند و نام بنا و نام شهر هم مشترک و یکی نخواهد بود.»

2- زنده یاد استاد سید محمد محیط طباطبایی (1281 1370)، پژوهشگر و مورخ و ادیب معاصر، در دل مطلبی با عنوان «جستجو در اصل کلمه کرمانشاهان» در صفحه 30 از شماره 60 نشریه کیهان فرهنگی مورخ اسفند 1367، می نگارد:« متأسفانه در نتیجه دخالت افراد فاقد صلاحیت علمی در کار صالحان از پنجاه و اندی سال پیش شاهد نظیر اینگونه تصرفات در کار زبان و تاریخ و جغرافیا بوده ایم که مشکلاتی را به وجود آورده است. بدیهی است ارائه مورد آنها نیاز به نوشتن کتابی دارد و هرگز از عهده گفتاری و مقاله ای بر نمی آیدد. برای نمونه به چند مورد محدود از آن در نامهای جغرافیایی اشاره می کند که دستخوش تغییر و تبدیل ناروا شده و زمینه های آماده ای برای زیانهای بعدی فراهم آورده اند. از جمله وقتی کلمه استرآباد را در ولایت گرگان که از نامهای قدیمی جغرافیایی ایران محسوب می باشد و شاید سابقه استعمال آن تا روزگار پرستش عشتاروت در تاریخ آسیای غربی پیش می رفت با نام استر چاپار یا قاطر در نظر برخی مشتبه آمد و به تصور اینکه بنای آن منسوب به قاطری یا چارواداری بوده بدون رعایت حق قدمت استعمال گرگان برای شهر جرجان معروف در تلو ناحیه باستانی هیرکانی قدیم، نام گرگان معروف و مشخص و همتای استرآباد را به «گرگان» بدل کردند و آنگاه گرگان هم به اعتبار وجود مقبره قابوس وشمگیر در آنجا به گنبد کاوس عوض شد که هیچ گونه پیوستگی با کاوس کیانی معروفتر از قابوس نداشته است. قضا را در صده چهارم هجری اسامی رجال معروف علم و ادبی که در [کتاب] تاریخ جرجان (به زبان عربی) از دو صده پیش از تألیف [آن] ضبط شده [و] صدها صفحه چاپی را به خود مشغول داشته است، زوال نام استرآباد و جرجان یا گرگان از نقشه جغرافیا، [این] صدها سرشناس تاریخی از دو محل را در آینده مجهول المکان معرفی خواهد کرد. اخیراً شاید از بیم حمله گرگانِ صحرای شمالی از راه دشت گرگان به مازندران، کلمه گرگان جانشین استرآباد را به ترکمن شهر بدل ساختند و خط محور بر سه هزار سال تاریخ هیرکانی و دهستان و گرگان کشیدند و اسم اصلی قدیمی ناحیه را به کلمه ای بدل کردند که چهارصد سال پیش ابداً نشانه ای از وجود آن حتی در ماورای رود اترک هم به چشم نمی خورد..»

3- استاد شیخ رسول جعفریان (ت 1343)، رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در صفحه پنجم از پیشگفتار کتاب «اسناد استرآباد و دشت گرگان در دوره مشروطه» اثر مصطفی نوری و اشرف سرایلو (چاپ اول 1390) چنین می نویسد:« آنچه در اینجا قصد تأکید بر آن را دارم اهمیت استرآباد در ایران است، آری ایران. گوشه ای از کشور ما که جرجان قدیم بود و از میان رفت (و فعلاً خرابه های آن در حاشیه گنبد کاووس دیده می شود) و استرآباد، که بعدها نامش را به گرگان تغییر دادند و این اشتباهی فاحش بود (زیرا تصور می کردند مقصود از استرآباد، استر است.)، یک کانون تمدنی مهم برای ما ایرانیان است.»

4- مهندس رمضانعلی قائمی (ت 1325)، رئیس سابق پارک ملی گلستان و کارشناس محیط زیست، در صفحه 10 کتاب «گرگان» از مجموعه کتاب های «از ایران چه می دانیم؟» متعلق به دفتر پژوهش های فرهنگی (چاپ اول؛ 1387) می نگارد: « استرآباد در سال 1316 خورشیدی، به دنبال تغییر اسامی، تغییر نام داد و به خطا گرگان نام گرفت و گرگان واقعی به سبب وجود گنبد قابوس در آن، به گنبد کاووس مشهور شد، هم چنین از آن زمان، ضمیمه مازندران شد تا این که پس از 60 سال (1376 خورشیدی) با نام گلستاان که نام جنگل شرقی استان است، به عنوان استانی جدید، حیاتی دوباره یافت که در واقع نه گرگان است و نه استرآباد.»

5- استاد دکتر منوچهر ستوده، کاوه بیات و تنی دیگر از استاتید با حضور فیزیکی در محل دفتر دانشنامه گلستان و حتی استادان تاریخ و فرهنگ در کشورهای بیگانه نیز در مواجهه با برخی سخنرانان ایرانی به این اشتباه بزرگ و فاحش تاریخی اذعان کرده اند.

  در پایان با توجه به آنچه گذشت به اعتقاد نگارنده در جهت حفظ و صیانت از نام های اصیل و ریشه دار منطقه و بازیابی هویت از دست رفته نامداران این دیار، لزوم تجدید نظر در نام گذاری های منطقه باستانی گرگان زمین به شرح پیشنهادی ذیل ضروری و بایسته می نماید:

1- نام شهر گرگان کنونی (مرکز استان) به استرآباد بازگردانده شود.

2- نام شهر گنبد کاووس به جرجان تبدیل شود.

3- نام استان به گرگان تغییر داده شود.

با سپاس فراوان

 مهندس علی بایزیدی،

پژوهشگر تاریخ و جغرافیا


برچسب‌ها: گرگان, روز گرگان, استرآباد, استان گلستان
+ نگاشته شده در  جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:39  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

بیش از ۲۵۰۰ اثر تاریخی و طبیعی در گلستان شناسایی شده که از این تعداد برج قابوس در فهرست آثار جهانی ثبت شده و دیوار تاریخی گرگان نیز در آستانه ثبت در این فهرست قرار دارد.

دیوار تاریخی گرگان به عنوان سومین دیوار دفاعی جهان چندی پیش در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت موقت شد و پس از ثبت مقدماتی پرونده دیوار تاریخی گرگان در فهرست جهانی یونسکو، مدیران میراث فرهنگی استان با اشاره به اینکه ثبت جهانی این اثر افتخاری برای گلستان به شمار می رود، به تشریح جزییاتی از روند ثبت آن اشاره کردند.

معاون میراث فرهنگی گلستان صبح سه شنبه در حاشیه جلسه پیگیری ثبت جهانی دیوار تاریخی گرگان به رونداقدامات انجام شده در پروژه دیوار بزرگ گرگان اشاره داشت و افزود: پس از شناسایی و مستند سازی مسیر دیوار گرگان، این اثر با شماره ۲۳۴۵ درفهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید و با قرار گیری در فهرست پروژه های بزرگ سازمان میراث فرهنگی، پایگاه میراث فرهنگی دیوار بزرگ گرگان تشکیل و مطالعات باستان شناسی گسترده و مطالعات میان رشته ای آن آغاز شد.

حمید عمرانی رکاوندی ادامه داد: پس ازآن دفتر پایگاه میراث فرهنگی دیوار بزرگ گرگان در خانه مفیدیان تاسیس و میله گذاری و نصب علائم هشدار دهنده درحریم تاریخی این اثر انجام شد، همچنین مطالعات راهبردی وچشم انداز بیست ساله قلمرو دیوار بزرگ گرگان صورت پذیرفته و در روند مطالعات گسترده باستان شناختی نیز با دانشگاه ادینبورگ ودورهام کشور بریتانیا همکاری صورت گرفت.

مدیر پایگاه دیوار بزرگ گرگان اذعان داشت: مقالات فارسی و انگلیسی نیز دراین راستا درنشریات تخصصی داخلی وخارجی چاپ شده و مطالعات باستان شناسی زیر آب درخلیج گرگان و دریای خزر طی دو مرحله انجام شده است.

تهیه نقشه مسیر دیوار بزرگ گرگان

عمرانی رکاوندی ادامه داد: نقشه Gps وGis مسیر دیوار بزرگ گرگان تهیه شده و کتاب دیوار بزرگ گرگان با عنوان قدرت امپراطوری ایران در دوران باستان (دیوار بزرگ گرگان و چشم انداز مرزی ایران در دوره ساسانی) به زبان انگلیسی و خلاصه فارسی به زودی چاپ ومنتشرخواهد شد.

وی همچنین به تکمیل و ارسال فرم نامزدی ثبت درفهرست میراث جهانی به زبان فارسی و انگلیسی اشاره داشت و افزود: درخواست اعتبار تهیه پرونده ثبت میراث جهانی از ردیف اعتبارات ملی واستانی در دست اقدام می باشد و اولین جلسه هم اندیشی روند ثبت جهانی دیوار بزرگ گرگان با حضور مدیران ارشد دستگاه های اجرایی به ریاست استاندار محترم استان گلستان تشکیل شده است.

این مقام مسئول یادآور شد: دیوار بزرگ گرگان، دیواری است در سراسر شمال استان گلستان و این دیوار با نام های سد اسکندر، سد پیروز، سد انوشیروان، قزل آلان و مار سرخ شناخته می شود.

عمرانی رکاوندی گفت: این دیوار از شرق دریای خزر شروع شده و پس از عبور از ضلع شمالی گرگانرود و دشت های وسیع شهرستان های ترکمن، آق قلا، گنبد کاووس و کلاله )ترکمن صحرا ) به کوههای پیشکمر ختم می شود و هنوز دانش ما از ابتدا و انتهای دیوار کامل نیست و نیازمند بررسیهای باستان شناسی و تحقیق بیشتر است.

وی بیان داشت: در مدارک مکتوب تاریخی، احداث سازه های دفاعی در قلمرو ایران باستان دارای سابقه دیرینه بوده و تا آنجا که در حوزه دریای خزر از چندین دیوار با نام های دربند قفقاز ، دربند خزران، باب الابواب، دربند چول، در بند گرگان نام برده شده است که از این میان دیوار گرگان به عنوان طویلترین اثر معماری ایران از اهمیت خاصی برخودارست و عده ای ساخت دیوار گرگان را به هخامنشیان و برخی نیز به اسکندر مقدونی (۳۳۰ پیش از میلاد ) نسبت می دهند.

وی افزود: اما آنچه مسلم است این که، دیوار در زمان لشکرکشی اسکندر مقدونی به ایران، هنوز ساخته نشده بود و تعدادی از مورخان معتقدند که دیوار گرگان، به عنوان طولانی ترین مانع باستانی، هم زمان با دیوار بزرگ چین و به تبعیت از آن در برابر یورش بیابانگردان واحه های آسیای مرکزی و نواحی بیابانی آنسوی جیحون احداث شده است.

ثبت دیوار بزرگ گرگان افتخاری برای گلستان است

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان گفت: ثبت جهانی دیوار بزرگ گرگان، افتخاری دیگر برای استان گلستان است.

قربان عباسی با اشاره به اهمیت ثبت جهانی دیوار بزرگ گرگان افزود: پس ازگذشت چند ماه از ثبت جهانی گنبد قابوس، ثبت جهانی دیوار بزرگ گرگان در دستور کار قرار گرفت.

وی همچنین به نقل قول نماینده محترم ولی فقیه دراستان گلستان در خصوص ثبت جهانی دیوار بزرگ گرگان اشاره داشت وافزود: ایشان فرمودند گنبد قابوس مهم است ولی دیوار بزرگ گرگان مهم تر است.

عباسی ادامه داد: پس از پیگیری مستمر، دیوار بزرگ گرگان، به عنوان نامزد ثبت جهانی قرار گرفته و اکنون تهیه پرونده آن به جریان افتاده است.

وی خاطر نشان کرد: این افتخاری است که توانستیم دریک سال هم گنبد قابوس را درفهرست جهانی ثبت و هم دیوار بزرگ گرگان را کاندید ثبت جهانی کنیم.

عباسی اظهار امیدواری کرد همان طور که گنبد قابوس در کمترین زمان و بدون مخالفت در فهرست جهانی ثبت شد، امیدواریم با تکمیل پرونده دیوار بزرگ گرگان و مستندات لازم، نسبت به ثبت جهانی این اثر تاریخی اقدام شود.

به گزارش مهر، در بین دیوارهای دفاعی بجا مانده از سلسه های مختلف تاریخی در جهان بعد از دیوار بزرگ چین ( کمتر از ۶۰۰۰ کیلومتر) و دیوار لیمز در آلمان ( ۵۴۸ کیلومتر) دیوار بزرگ گرگان ( ۲۰۰ کیلومتر) به عنوان سومین دیوار بزرگ از دو همتای مشهور بریتانیایی خود؛ دیوار هادرین در انگلیس ( ۱۶۰ کیلومتر) و دیوار آنتونی در اسکاتلند ( ۶۳ کیلومتر) طویل تر و به حد کافی عریض بوده و دارای گذرگاه و موانع مستحکم تری نسبت به سایر دیوارهای مشابه و مانع عظیم خطی برای یک ارتش قدرتمند و بزرگ است.

با توجه به اهمیت و ارزشمندی دیوار و تأسیسات مجاور آن، این اثر فرهنگی در تابستان ۱۳۷۸، با شماره ۲۳۴۵، در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید علت نام گذاری دیوار به نام «دیوار بزرگ گرگان»، بیشتر بر پایه اسناد و مدارک موجود و اهمیت ایالت هیرکانیا یا گرگان و دشت، در سیر تحولات تاریخی سرزمین پهناور ایران بوده است.

 

منبع: وبسایت گرگان نامه


برچسب‌ها: دیوار گرگان, تاریخ گرگان, استان گلستان, آثار ملی
+ نگاشته شده در  جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ساعت 8:54  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

   محراب، نام شعری است که 19 فروردین 1383 به مناسبت شهادت مولای متقیان امام علی (ع) در کرمان سروده ام، دیروز در صفحه هفتم روزنامه سراسری آفتاب یزد منتشر شد. از لینک های ذیل می توانید این شعر کوتاه را بخوانید:

پیشکش به مولای متقیان علی علیه السلام ...

پیشکش به مولای متقیان و آزادگان جهان ...!

 

 


برچسب‌ها: آفتاب یزد, محراب, امام علی, ع
+ نگاشته شده در  سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۲ساعت 8:7  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

   کتاب دایرة المعارف پزشکی پارسی اثر حکیم سید زین الدین اسماعیل حسینی جرجانی در یازده جلد با عنوان «ذخیره خوارزمشاهی» که حدود 930 سال پیش به در خوارزم به رشته تحریر درآمد از آن پس تا سالیان بسیار و قرون متمادی در ایران، خاورمیانه، آسیای شرقی و میانه به زبان های عبری، عربی، اردو و ترکی ترجمه گردید و منبع و مأخذ بسیاری از پزشکان و طبیبان بود در تاریخ 28 خرداد سال جاری در فهرست حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسید تا هدیه ای ارزنده برای هزارمین سالروز تولد این حکیم کم نظیر گرگان زمین باشد.

   

   متأسفانه این خبر در هیچیک از رسانه های گروهی استان گلستان درج نگردید هرچند که در سطح ملی نیز چنانکه باید و شاید در رسانه های نوشتاری و دیداری و مجازی نیز منتشر نشد. البته متأسفانه دست اندرکاران بزرگواری که اقدام به این حرکت شایسته نمودند نیز به مانند بسیاری دیگر از اهالی قلم به دست از اینکه سال جاری مهشیدی (1434) مصادف با هزارمین سال تولد این دانشمند و طبیب بزرگ بوده اطلاعی نداشته اند. علی ای حال در این مقوله به معرفی مختصر این کتاب گرانسنگ می پردازیم:

   کتاب «ذخیره خوارزمشاهی»  مشهور به « ذخیره»  یا « الذخیرة فی الطب»  که از آن با عنوان «الذخیرة الخوارزم شاهیة» نیز یاد شده  در زمینه دانش پزشکی، همراه با تصویر و به زبان فارسی توسط حکیم سید زین الدین اسماعیل بن حسن حسینی جرجانی (گرگانی) ، (434 - 531 ه.ق) مشتمل بر ده کتاب (جلد) در سال 504 ه.ق در شهر خوارزم  به نگارش درآمد. ادوارد براون، اصل کتاب ذخیره را دارای 9 جلد و یک خاتمه می داند، برخی نیز آن را شامل 9 کتاب و دو ضمیمه می دانند. ترجمه عربی آن نیز دوازده جلد است.    ذخیره ده سال از پس از نگارش، به سرعت در زمره کتاب های مرجع پزشکی، همپایه قانون ابن سینا، قرار گرفت و انتشار آن در میان پزشکان، چنان رونقی پیدا نمود که در مدت اندکی، جایگاهی بسیار مناسب برای خود در علم طب ایران باز کرد. این اثر همواره از ارکان کتاب های طبی شمرده می شده چنانکه آن را از کتب مهم بسائط همچون ستة عشر جالینوس، حاوی محمد زکریا، قانون ابن سینا و المائة ابوسهل مسیحی جرجانی قرار داده اند و هرکه می خواست در آن زمان در دانش پزشکی به مهارت دست یابد، می بایست یکی از این کتاب ها را به دقت خوانده باشد. به اعتقاد برخی پژوهشگران ذخیره را می توان یک دایرة المعارف جامع پزشکی محسوب داشت و خود جرجانی هم در مقدمه کتاب اولش می نوسد: « اگرچه اندر علم طب کتابهای بزرگ بسیار تألیف کرده اند لکن هیچ کتابی نیست که طبیب از آن کتاب به کتابهای دیگر مستغنی گردد و تا اندر هر غرضی و مقصودی به کتابهای دیگر باز نگردد و از هرجایی تجوید مراد او حاصل نگردد و این کتاب چنان جمع کرده آمده است که طبیب را اندر هیچ باب به هیچ کتاب دیگر حاجت نباشد.»

علی بایزیدی


برچسب‌ها: یونسکو, ذخیره خوارزمشاهی, حکیم جرجانی, استان گلستان
+ نگاشته شده در  شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:22  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |