محراب*
روحش ز ضرب تبرهای طعنه ریش
قلبش فسرده ی بیداد سرد دهر
جانش ملول و خسته ی یاران خودفریب
آمد ز کوچه پس کوچه های آشنای غریب
با بانگ نای منادی
در گرگ و میش سحرگاه واپسین
آرام و با وقار
آگاه و منتظر
مشتاق و دلنشین
وآنگه ز روی سکوگاه پرواز عشق پرکشید
با نوش لعل تیغه ی شمشیر پرشرنگ
ناگاه و بی درنگ
* نام شعر به پیشنهاد سید ایمان نبوی دوستی که هرگزش فرصت دیداری دیگر میسر نگشت محراب برگزیده شد
کرمان-۱۹/۱/۸۳
برچسبها: شعر استرآباد, امام علی, کرمان, سید ایمان نبوی