در 25 مرداد ماه 1324 بیست و چند تن از افسران،درجهداران و سربازان تودهیی لشکر خراسان به قصد تشکیل یک جمهوری سوسیالیستی در منطقهی ترکمن صحرا در مرز شوروی،اسلحه و مهمات تحت اختیار خود را برداشته و تحت فرماندهی سرگرد علی اکبر اسکندانی از پادگان مشهد از راه بجنورد به سوی دشت گرگان که هنوز در اشغال ارتش سرخ بود،حرکت کردند.
افسرانی که به همراه اسکندانی حرکت کردند،عبارت بودند از:
سرهنگ عابدین نوایی،سرگرد احمد شفایی،سرگرد محمد علی پیرزاده، ستوان یکم غلامحسین قمصریان، ستوان یکم حسین فاضلی،سروان بهرام دانش،ستوان یکم سلیمی،ستوان یکم رحیم شریفی،ستوان یکم علی اصغر احسانی،ستوان یکم مهدی کیهان، سروان عبد الرحیم ندیمی،رئیس دانا، سرباز مسعود تفرشیان.
افسرانی که در این قیام کشته شدند عبارت بودند از:
ستوان یکم شهبازی،ستوان دوم نجفی،نجدی،مینایی،سرجوخه بهلول (راننده جیپ)،سرباز موسی رفیعی
این افسران و درجهداران تودهیی، پس از غافلگیر کردن سرهنگ خداداد (فرمانده لشکر خراسان)و خلع سلاح پاسگاه ژاندارمری مراوه تپه با توپ و تانک به طرف گنبد قابوس راه افتادند. به این ترتیب که ساعت 5/4 بعدازظهر روز 29 مرداد سرگرد اسکندانی همراه شش نفر از اعضای جناح نظامی حزب توده،در یک خودروی جیپ وارد شهر گنبد قابوس شد.اینان هنگام عبور از جلوی ساختمان شهربانی با مقاومت نیروهای مسلح گنبد مواجه شدند و در نتیجه تمام هفت نفر سرنشینان خودروی جیپ کشته شدند و از سرنشینان دو کامیون دیگر،سه نفر (به نامهای ستوان یکم حسین فاضلی، ستوان یکم رحیم شریفی و ستوان دوم علی اصغر احسانی)در محل دستگیر و برای محاکمه به مرکز اعزام شدند و چندین نفر دیگر متواری شدند.این فراریان را شوروی جمعآوری کرد و با پوشاندن لباس سربازان ارتش سرخ بر آنها،آنان را به آذربایجان اعزام نمود تا در وقت مناسب با تعلیمات بهتر،خدمات بیشتری به شوروی بکنند.
غائب بهلکه(رییس کمیتهی محلی حزب توده در گنبد قابوس)در فرار بازماندگان این افسران تودهیی خراسان به شوروی مؤثر و نقش آفرین بود.
بعضی از افسران تودهیی مزبور (امثال پروفسور احمد شفایی،پسر مرحوم شفاء الملک سبزواری)گفتهاند که حرکت نظامی این افسران،خودجوش بود و اینان امیدوار بودند که پس از اعلان جمهوری در ترکمن صحرا- دشت گرگان،دولت شوروی را در برابر عمل انجام شده قرار دهند تا شوروی ناگزیر در پی تجزیهی آن قسمت از ایران،آن«جمهوری سوسیالیستی ترکمن صحرا»را به رسمیت بشناسد و زیر پر و بال بگیرد.اما شواهد خارجی نشان میدهد که حضرات از اول با چراغ سبز دولت شوروی و هماهنگی کمیتهی مرکزی حزب توده به این اقدام متجاسرانه دست زدهاند.
این شواهد را میتوان چنین دستهبندی کرد:
1-حزب توده از تهران چند افسر دیگر(امثال سرهنگ عبد الرضا آذر،پور وطن،سرگرد احمد رصدی، سرگرد عبد الحسین آگاهی،سروان نصر اللّه پزشکیان و ستوان یکم محمد پورهرمزان)را به مقصد افسران تودهیی خراسان اعزام کرد و با محلق شدن افسران تهرانی به افسران خراسانی، تعداد این افسران متجاسر از 25 نفر به 31 نفر رسید.
2-عبد الصمد کامبخش(عضو کمیتهی مرکزی حزب توده که در رأس سازمان افسری حزب توده بود)با افسران خراسانی هماهنگ بوده است. بلکه به قولی یک افسر تودهیی دیگر، این قیام به دستور عبد الصمد کامبخش انجام شده است و سرگرد اسکندانی در مشهد و سرهنگ آذر در تهران«آلت دست»بودهاند.
3-سرهنگ عبد الرضا آذر مسؤول سازمان نظامی ستاد مرکزی حزب توده در تهران و سروان خسرو روزبه، با افسران خراسان هماهنگ بودهاند.
4-اتحاد جماهیر شوروی در جریان شورش افسران تودهیی خراسان بوده و عملا در فاصلهی 25 تا 29 مرداد به شورشیان کمک کرده است،چنان که وقتی دولت مرکزی ایران قصد اعزام نیرو برای مقابله با افسران شورشی داشته است،مانع حرکت نیروهای نظامی دولت مرکزی شده است.
5-حرکات مشابه در آذربایجان، کردستان و مازندران مورد تأیید شوروی و حزب توده بود.
بنابراین،قیام مسلحانه افسران تودهیی خراسان،اولین آزمایش شاخهی نظامی حزب توده برای تجزیه بخشی از ایران با حمایت ارتش سرخ و پیوستن به اتحاد جماهیر شوروی بود.