فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

شرح حال ملا محمدجعفر شریعتمدار نوکنده ای استرآبادی تهرانی

 

   علامه  حاج  مولی شیخ محمد جعفر بن سیف الدین استرآبادی طهرانی حائری مشهور به شریعتمدار و متخلص به والی از مشهورترین مراجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم هجری بود.

   تولدش از روی دست خطی که از خود او  به نقل از پدرش در پایان کتاب « مصباح الهدی» به جای مانده هنگام طلوع آفتاب روز ششم ماه رمضان سال 1195 و به احتمالی 1196ه.ق در روستای نوکنده(نوکنده تا چندین سال پیش یکی از روستاهای ایالت استرآباد محسوب می شده) از توابع بلوک انزان از اعمال استرآباد رخ داده است. برخی منابع نیز سال های 1197 و 1198ه.ق را در این خصوص آورده اند.

   درگذشتش به نقل از فرزندش شیخ محمدحسن، غروب روز نهم  و به نقل از فرزندش شیخ علی، دهم ماه صفر سال 1263ه.ق، در تهران رخ داد. علت مرگش را ابتلا به بیماری سل و تنگی نفس  که با ذات الجنب نیز همراه بوده ذکر کرده اند. برخی منابع سال های 1264 و حتی 1286ه.ق را هم در این مورد آورده اند که صحیح نیست. محل درگذشتش را شهرهای ری و نجف نیز نگاشته اند. با همه این احوال آنچه مورد تأیید همه منابع می باشد این است که جنازه او را به نجف اشرف بردند و در ایوان الذهبی، شمال مناره ثمالیه، در کنار مرقد علامه حلی پشت سر فرزندانش دفن کردند. چنانکه فرزندش شیخ محمدحسن در مظاهر الآثار نقل کرده در روز درگذشت وی مردم تهران مغازه ها را بستند، در کوچه ها و معابر به عزاداری پرداختند و بر سر و سینه می زدند.

خاندان:

-         پدرش، مولی سیف الدین استرآبادی از جمله پرهیزگاران و نیکوکاران زمان خود بود که مشوق اصلی او در راه کسب علم و دانش بود.

-         پسرعمویش، آخوند شیخ محمدتقی بن محمد اسماعیل استرآبادی متولد سه شنبه هفتم ذی قعده 1193ه.ق از فقهای مشهور آن دوران بود.

-         همسر دومش، زهرا، دختر حاج محمدعلی خان، صاحب موقوفه های بسیار در کربلا بود. در شبی که ملا محمدجعفر به مرقد مطهر امام حسین(ع) وارد شد تا به منظور استشفای آقا سید مهدی از فرزندان استاد سید علی طباطبائی، صاحب ریاض المسائل، از آن مکان مفدس خاک بر دارد، به عقد ازدواج او در آمد.

-         برادرش شیخ احمد (1208 1293ه.ق) از ادیبان و فقیهان شیعه بود که در روستای نوکنده به دنیا آمد. مقدمات علوم را در بارفروش (بابل) فراگرفت و هنگامی که برادرش در 1230ه.ق بدانجا وارد شد به حوزه درس او پیوست و از آن هنگام در بیشتر اوقات زندگی همراه وی بود. کتاب مسلک الافهام فی شرح شرایع الاسلام در 4 جلد بزرگ از آثار اوست.

استادان:

1- سید علی بن محمدعلی بن ابوالمعالی طباطبایی (1161- 1231ه.ق)، صاحب اثر معروف «ریاض المسائل فی بیان الاحکام بدلائل».  شریعتمدار در نجف و کربلا شاگرد او بود و در 1228ه.ق از وی اجازه اجتهاد و تدریس دریافت کرد.

2- سید محمدمجاهد طباطبایی، فرزند صاحب ریاض.

***

  شریعتمدار در دوران زندگانی اش در شهرهای استرآباد، بارفروش کرمانشاه  کربلا ، نجف اشرف، قزوین، تهران ، ری  و مشهد  ساکن گردید و در تمامی این شهرها مجلس درس برپا می نمود. در مدارس علمیه در دو مبحث تدریس می کرد یکی اصول و دیگری فقه، پیش از درس خطبه می خواند و پس از پایان تدریس به دعا می پرداخت

  شریعتمدار از علمای بسیار بانفوذ عصر قاجار بود مقدمات علوم را در زادگاهش فرا گرفت. در جوانی برای تکمیل تحصیلات به بارفروش رفت و در مدرسه حاج ابراهیم تفلیسی به تحصیل پرداخت. آن گونه که از تاریخ تحریر کتاب مطول او پیداست تا جمادی الثانی 1217ه.ق در آن شهر بوده است. پس از آن رهسپار عتبات عالیات گردید و در مجلس درس صاحب ریاض حاضر گردید.دو سال پیش درگذشت استادش سید علی طباطبایی در زمان ریاست مولی محمدرضا استرآبادی از شاگردان وحید بهبهانی در مدارس علمیه استرآباد به دیار خود بازگشت. به دلیل برخی غرض ورزی های بدخواهان مابین این دو عالم دینی کدورت حاصل شد چنانکه حتی ملا محمدرضا در مورد او اظهار داشت که ایشان جهت فتوا دادن اهلیت ندارد. به همین سبب شریعتمدار در استرآباد نماند و به قزوین رفت. ورودش به بدانجا مصادف با ریاست مولی عبدالوهاب قزوینی در آن شهر بود. شریعتمدار با وی ملاقات نمود و قزوینی با احترام و اکرام از وی پذیرایی نمود. پس از چندی فتحعلی شاه به قزوین آمد و با او دیدار کرد، چون از فضل او آگاهی یافت وی را به تهران خواست و در کنار کاخ خود، مجاور مدرسه مادرش، منزلی جهت اقامت وی اختصاص داد. شاه چندان حرمت او را نگه می داشت که ماهی یک بار به دیدارش می رفت. شریعتمدار در مدت 20 سال اقامت در تهران به تألیف و تدریس پرداخت. در 1241 ه.ق که جنگ دوم ایران و روسیه درگرفت در کنار آقا سید محمد اصفهانی معروف به مجاهد، آقا سید نصرالله استرآبادی، حاجی سید محمدتقی قزوینی، حاجی ملا احمد نراقی کاشانی، حاجی ملا عبدالوهاب قزوینی و عده ای دیگر در زمره مجتهدانی بود که در زمان جنگ ایران و روس در روز شنبه هجدهم ذی قعده 1241ه.ق در چمن سلطانیه به اردوی نظامی فتحعلی شاه پیوست و نسبت به آغاز جنگ اعلان حمایت کرد. (69) و به جهاد با روس ها رفت. در بازگشت از جهاد رهسپار حج گردید. پس از زیارت حج در کربلا اقامت گزید. در این ایام درگیر مناقشه با شیخ احمد احسایی و شاگردش سید کاظم رشتی (رهبران شیخیه) گردید و به همراه آقا سید محمد مهدی و شریف العلمای مازندرانی در سال های حدود 1245ه.ق حکم به تکفیر شیخ احمد احسایی دادند. این رأی باعث تنش و تشنج در منطقه گردید، چنانکه شیخیه قصد جان او کردند. پس از چندی شریعتمدار عازم زیارت مرقد امام رضا(ع) شد و چون از شیخیه بر جانش بیمناک بود قصد کرد که در مشهد اقامت گزیند. محمدشاه قاجار در 1255ه.ق در بازگشت از هرات با شیخ دیدار کرد و او را به تهران خواست. شیخ در تهران با استقبال مردم مواجه شد و مرجعیت تام یافت.

    یکی از یهودیان معروف عصر قاجار به نام ملا آقا بابا مشهور به محمدرضا جدید الاسلام یزدی در ماه رجب سال 1237ه.ق در حضور شیخ شریعتمدار و به دستان او به دین مبین اسلام وارد شد و بعدها کتابی در رد آئین یهود به نام منقول رضائی نگاشت.

آثار:

   وی نویسنده ای پرکار بود و در زمینه های گوناگون از جمله فقه ، اصول ، کلام، رجال، حدیث، تفسیر، ریاضیات، هیئت، فلک، نجوم، ادب، اخلاق، خطابه، وعظ، فلسفه، بیان، منطق، صرف و نحو، ادعیه و زیارات تألیفات بسیاری دارد. مناظرات و نوشته هایی نیز در رد مسلک اخباریان نوشته است. فهرست آثار حدود 138 اثر است که برخی از آنها بدین قرار می باشد:

1- «لب اللباب» در علم درایه و رجال که محمد سعید بن محمدرحیم گیلانی به خط خود آن را در 1241ه.ق نگاشته و در حواشی آن نیز تعلیقاتی آورده و در یک مقدمه و هشت باب تنظیم کرده است.

2- «دلائل المرام فی تفسیر آیات الاحکام»

3- «آب حیات» یا «ماء الحیاة» به فارسی در اصول دین.  برخی از شاگردانش این اثر را به نظم درآورده اند.

4- «نخبة الزائر»  یا «مائدة الزائر»  یا «مائدة الزائرین»  که مختصری از زاد المعاد علامه مجلسی است.

5- «موائد العوائد»  به عربی مشتمل بر 17000 و به قولی 40000 بیت در اصول فقه که سید علی اصغر بن اسدالله موسوی هزارجریبی نوری آن را به سال 1243ه.ق نسخه نویسی کرده است.

6- «مصابیح الدجی» به عربی در هفتاد هزار بیت که آن را در کربلا به سال 1224ه.ق نگاشته است.

7- «خزائن العلوم» به عربی مختصری است از کتاب «موائد العوائد»

8- «مشارع القاصدین فی السلوک الی معالم الدین»

9- « موالید الاحکام فی الفقه المذاهب الخمسة»

10- «مصباح الهدی»  یا «مصابیح الهدی» به عربی در کلام و الهیات نزدیک به پنجاه هزار بیت.

11- «ینابیع الحکمة فی شرح نظم اللمعة» به عربی، شرح مزجی مختصر و استدلالی است بر کتاب ارجوزة التحفة القوامیة اثر میرزا قوام الدین قزوینی حلی که در آن کتاب اللمعة الدمشقیة شهید اول را به نظم در آورده است.

12- «مصابیح الاصول» به زبان عربی در فقه اصول.

13- «اربعون حدیثاً» به فارسی در فضایل امیر المؤمنین علی (ع) همراه با ترجمه فارسی که آن را به درخواست حاج عبدالله نام پس از بازگشت از زیارت حج در روز یکشنبه آخر رجب 1240ه.ق به پایان رسانیده است. این اثر با عنوان «هدایة الولایة» نیز شناخته می شود.

14- «اجوبة المسائل» به عربی و فارسی.

15- «تحفة العراق» در علم اخلاق. مشتمل بر فضائل و رذائل اخلاقی که از احادیث اهل بیت(ع) استفاده شده است.

16- «جامع الرسائل» اثری منظوم در چهل هزار بیت.

17- «جامع الفنون» در دوازده علم که به عقیده او دانستن آنها شرط اجتهاد است. از جمله علوم ادبی شامل صرف و نحو و بلاغت و لغت.

18- «مدائن العلوم» به عربی در نحو و ادب مشتمل بر پنج مبحث: لغت، صرف و اشتقاق، نحو، بلاغت و منطق.

19- «مظاهر الاسرار فی بیان وجوه اعجاز کلام الجبار» به عربی در تفسیر و علوم قرآن که نا تمام مانده است.

20-  « تفسیر» از ابتدای سوره کهف تا پایان سوره احزاب.

21- «ملاذ الاوتاد» به عربی نزدیک به 8000 بیت در تقریرات استادش سید علی طباطبایی در اصول که در سال 1237ه.ق از آن فارغ گردید.

22- «شفاء الصدور» در تفسیر در چند جلد  یا «شفاءالصدر فی تفسیر آیات الموعظة»

23- «نجم الهدایة» [اولی] که آن را به امر فتحعلیشاه قاجار مشتمل بر یک مقدمه، دوازده باب و یک خاتمه نگاشته است.

24- «نجم الهدایة»[ثانی]  که به نام های «نجم الهدایة کبیر» یا «جامع کبیر محمدی» نیز شناخته می شود و شریعتمدار آن را به نام محمدشاه قاجار کرده است.

25- «ترجمه مائدة الزاهدین»

26-«شاخ نبات» ترجمه فارسی اصل الاصول.

27- «کنوز العلوم».

28- «وصل الفصول»  به فارسی.

29- «ینبوع الدموع» به فارسی در 8 باب در تاریخ، زندگی، احوال و مصیبت های پیامبر و امامان معصوم (ع).

30- «فُلک المشحون» یا «آب حیات کبیر» به فارسی در اصول دین.

31- «واجب الاعتقاد».

32- «رسالة فی بیان صیغ عقد النکاح و الطلاق» به عربی که به خواهش یکی از دوستان در 17 جمادی الثانی 1252ه.ق نگاشته شده است.

33- «صیغ العقود و الایقاعات» به عربی که در هشتم رجب 1252ه.ق نگارش شده است.

34- «آداب المتعلمین» که در نهم رجب 1252ه.ق به نگارش درآمده است.

35- « الاعتقادات». این رساله برای جدا کردن باورهای شیعه امامیه در اصول و فروع از فرقه های کیسانیه و زیدیه و واقفیه نگارش یافته و هر عنوان آن با عبارت « نعتقد» شروع می شود و با قلم قرمز رنگ نگارش شده است. رساله مزبور شامل یک مقدمه و پنج باب در اصول پنجگانه مذهب تشیع است.

36- «رسالة فی بیان قواعد العلوم العربیة الادبیة و المنطقیة» که در 28 شعبان 1252ه.ق نگاشته شده است.

37- «اعتقادیه»  مشتمل بر یک مقدمه و چند باب با حواشی.

38- «اصل الاصول»  در اصول دین و مذهب شیعه.

39- «رسالة فی علم الرجال» که در رجب 1251ه.ق نسخه نویسی گردیده است.

40- «حیوة الارواح» به عربی در یک مقدمه و 5 باب و مشتمل بر اعتراضاتی به شیخ احمد احسائی و صوفیان که شریعتمدار آن را در سال 1240ه.ق نگاشته است. میرزا حسن گوهر قراچه داغی از شاگردان شیخ احمد احسائی این اثر را در کتاب «جواب اعتراضات المولی محمدجعفر» یا « الرد علی رسالة حیاة الارواح» نقض کرده است.

شعر:

  شریعتمدار از ذوق شاعری نیز برخوردار بود و برخی از آثارش را به نظم نوشته است.

  در فن شعر و ادبیات عرب و عجم مهارت داشت. بیتی درباره اهمیت کار وحید بزرگ (وحید بهبهانی) و صاحب ریاض نقل کرده است: تخم اصول فقه در ایام آندراس / آقای بهبهانی از آن کشت با اساس / در وقت آب سید دامادش آب داد / والی نمود خرمنش ای خوشه چین به داس.

  در مورد علومی که آنها را شرط اساسی اجتهاد می داند، چنین سروده است: چار علم ادب علی الکفایة / میزان و رجال و هم درایة / فقه است و اصول فقه اخیار / تفسیر و کلام و علم اخبار.

شاگردان:

1- شیخ احمد بن سیف الدین شریعتمدار استرآبادی (برادر وی)

2- شیخ سیف الدین علی بن محمدجعفر شریعتمدار استرآبادی (پسر اول وی).

3- شیخ محمدحسن بن محمدجعفر شریعتمدار استرآبادی(پسر دوم وی).

4- شیخ یوسف بن محمدعلی کرمانشاهی هزارجریبی، در استرآباد از شاگردان او بود و کتاب «مشکاة الوری» او را در سال 1231ه.ق تحریر نمود.

5- سید نصرالله استرآبادی.

6- حاج میرزا محمد اندرمانی طهرانی.

7- مولی جعفر بن محمدطاهر نوری.

8- مولی علی بن میرزا خلیل طبیب رازی.

9- مولی غلامرضا ارانی کاشانی.

10- شیخ حبیب الله شوشتری خطاط.

11- ملا عباس قمی (داماد وی) که شریعتمدار در تقریظی که در تاریخ رجب سال 1253ه.ق  بر کتاب المترجم او نوشته وی را چنین ستوده است: روحانی، علامه ای که دومی ندارد، دانشمند فاضل، دانای کامل، پاکیزه یکرنگ، مقدس، باوفا، فرزند عزیزم، علامه بسیار داننده، پیشوای عالمان، صاحب احترام.

12- سید محمدحسین بن میرزا علی اصغر طباطبائی تبریزی.

13- سید محمد بن سید رفیع بن سید مرتضی بن سید نورالله بن محدث جزائری که کتاب «لب اللباب» شیخ را به خط خویش نوشت.

14- آقا میرزا محمد تنکابنی، نویسنده مشهور کتاب قصص العلماء.

15- شیخ مرتضی انصاری، در کربلا.

فرزندان:

  چنانکه از منابع بر می آید شریعتمدار صاحب فرزندان زیادی بود، در سال 1246ه.ق که در عراق بیماری طاعون شیوع یافت، زن و شماری از فرزندانش درگذشتند. پس از این واقعه وی با دختر حاج محمدعلی خان  معروف به خانجان خان ازدواج کرد.

   به نقل از بیشتر منابع شریعتمدار دارای دو فرزند پسر  بود  :

1- شیخ علی ملقب به سیف الدین و متخلص به خوشدل، متولد بیست و دوم شعبان 1242ه.ق در قزوین و درگذشته به تاریخ بیست و ششم جمادی الاول 1316ه.ق، صاحب آثاری چون «بردیمانی»، «حق الیقین» و «جنة الامان و جنة الایمان». ناظم الاسلام کرمانی از یاران نزدیک او می نویسد: « انعقاد نطفه او در زمان رفتن مرحوم والدش به جنگ روس بود و او را ملقب به سیف الدین که اسم جدش بود نمود. خاقان مغفور (فتحعلی شاه) اظهار میل و شفقت نسبت به او بسیار می نمود حتی آن که یکی از دخترهای خود را مخطوبه ایشان فرمود.» 

2- شیخ محمدحسن (م 1318ه.ق)، صاحب کتاب هایی چون «اساس العلماء فی شرح شرائع الاسلام» و «شرح الفیة شهید» (34) که در ماه شوال 1249ه.ق در کربلا  به دنیا آمد.

  علی فرخ در شرح احوال علمای خاندان شریعتمداری، پسر سومی را نیز به شریعتمدار نسبت داده است:

3- فضل الله، صاحب کتاب کشکول، شامل 487 بند در پزشکی و 64 بند در مطالب پراکنده.

4- دختری که همسر ملا عباس قمی بود.

5- دختری که همسر آقا میرزا جعفر بن آقا سید محمدصادق تهرانی بود.

پی نوشت:

-         ثبوت، اکبر، نسخه های خطی یک کتابخانه خصوصی، مجله تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی، شماره 8، اردیبهشت 1359.

-         القائینی النجفی، علی الفاضل، معجم المؤلفی الشیعة (چاپ اول)، وزرات ارشاد اسلامی، تهران، جمادی الثانی 1405ه.ق.

-         حسون کریم، فارس، اعمال مسجد کوفه محمد جعفر شریعتمدار استرآبادی، میراث حدیث شیعه، شماره 18.

-          الطهرانی، شیخ آقا بزرگ، الذریعة الی تصامیف الشیعة(کلیه مجلدات)، دار الاضواء، بیروت، 1403ه.ق.

-          الحسینی، السید احمد، دلیل المخطوطات مکتبة الفیض المهدوی کرمانشاه ایران، تراثنا.

-          حاج سیدجوادی، احمد، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، دایرة المعارف تشیع ( جلد دوم، چاپ چهارم)، نشر شهید سعید محبی، تهران، 1380.

-         البغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون(جلد اول)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.

-         جرفادقانی، م، علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی(چاپ اول)، انتشارات معارف اسلامی، قم، یکم مهر 1364.

-          مولوی، محمدحسین، لب اللباب فی علم الرجال، مجله میراث حدیث شیعه، دفتر دوم، فروردین 1378.

-          التبریزی، علی بن موسی بن محمدشفیع، مرآة الکتب(چاپ اول)، تحقیق: الحائری، محمدعلی، مکتبة آیة الله المرعشی العامة، قم، 1414ه.ق.

-         الحکیم، السید منذر، القواعد الاصولیة و الفقهیة علی مذهب الامامیة، ص 57.

-         احمدی جلفایی، حمید، هدایة السعادة فی زیارة سید الشهداء، میراث حدیث شیعه، دفتر شانزدهم، اردیبهشت 1386.

-         کحالة، عمر رضا، معجم المؤلفین تراجم مصنفی الکتب العربی(جلد سوم، چاپ اول)، مؤسسظ الرسالة، بیروت، 141ه.ق.

-         الحسینی، السید احمد، تراجم الرجال(جلد دوم، چاپ اول)، مکتبة آیت الله العظمی المرعشی النجفی، قم، 1414ه.ق.

-         حافظیان، ابوالفضل، گزارشی از میراث حدیث شیعه (دفتر دوم)، علوم حدیث، تابستان 1378.

-          رازی، محمدشریف، اختران فروزان ری و طهران یا تذکرة المقابر فی احوال المفاخر، مکتبة الزهرا، قم، بی تا.

-          فرخ، علی، شرح احوال علمای خاندان شریعتمداری (چاپ اول)، گلستان کوثر، تهران، 1386، ص 73.

-         معطوفی، اسدالله، تاریخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد( چاپ دوم)، انتشارات مختومقلی فراغی، گرگان، 1389، ص 435.

 


برچسب‌ها: استرآبادی, شریعتمدار استرآبادی, استرآباد, نوکنده
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ساعت 14:51  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

20 آبان 1304: پایان نگارش کتاب حقیقت عالم به تصور بشر اثر علیرضا وزیری فرزند بی بی خانم استرآبادی.

21 آبان 1383: انتشار نخستین شماره از نشریه چلیکا در گرگان در زمینه ادبیات و فلسفه.

21 آبان 1385: درگذشت دکتر خلیل فلسفی(ت 1290 گرگان) فرزند میرزا علی حکیم استرآبادی و نماینده گرگان در 3 دوره مجلس ملی.

22 آبان 1386: ثبت 26 منزل تاریخی استان مربوط به روستاهای بالاجاده، زیارت و میاندره از شماره های 20032 تا 20057 در فهرست آثار ملی کشور.

24 آبان 1311: توزیع تعرفه و رای گیری انتخابات مجلس شورای ملی در گنبدکاووس.

24 آبان 1325: درج آگعی تسلیت علما و رجال گرگان آقایان محمدرضا مدرسی، سید صادق میرشهیدی، رحیم ذبیحی، علی اکبر یزدی، مهدی دماوندی، محمد رحیم میرباقری و ددریش صمیمی در نشریه سراسری آئین اسلام در خصوص ارتحال آیت الله اصفهانی.

25 ذی حجه 1326ه.ق: درگذشت سید محمدرضا کمال استرآبادی از علمای گرگان.

26 ذی حجه 1302ه.ق: نسخه نگاری رسالة فی العروض اثر سیفی بخاری عروضی به خط محمد بن محمدجعفر در 43 ورقه در استرآباد.

28 ذی حجه 1391ه.ق: درگذشت عبدالله بن مسیح استرآبادی تهرانی از علمای معاصر.

1 محرم 375ه.ق: درگذشت وشمگیر بن زیار دومین حاکم سلسه آل زیار (از 313 الی 346خورشیدی) بر اثر سقوظ از اسب در هنگام شکار.

 


برچسب‌ها: روزشمار, استرآبادی, گنبد کاووس, علمای گرگان
+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱ساعت 23:14  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

   علامه محمد باقر مجلسی رحمه‌الله در کتاب شریف «بحار الانوار»، جلد 52، صفحه 175 و در فصل «کسانی که در زمان‌های نزدیک به خودش امام زمان علیه‌السلام را دیده‌اند»، حکایتی را از مرحوم پدرش رحمه‌الله درباره سید عابد زاهد امیر اسحاق استرآبادی که مدفون است در نزدیکی سید شباب اهل جنة در کربلا مضمون نقل می‌کند:

  شخصی شریف و درستکار به نام «امیر اسحاق استرآبادی» در زمان ما زندگی می‌کرد که چهل مرتبه پیاده به حج بیت اللّه‌ رفته بود و در میان مردم به داشتن «طیّ الارض» مشهور بود. وی در سفری به اصفهان آمد و من علت این شهرت را از خودش پرسیدم و وی چنین گفت: یک بار من در سفر حج از قافله خود جاماندم و راه را گم کردم به گونه‌ای که بسیار نگران و تشنه و از زندگی ناامید شدم. من هم ندا کردم و گفتم: «یا صالِحُ! یا أَبا صالِحٍ! أَرْشِدُونا إِلی الطَّریقِ یَرْحَمُکُمْ اللّه‌ُ.» ناگهان از دور، جوانی خوش سیما، پاک جامه، سبزه‌گون، در چهره بزرگان و سوار بر اشتر به سویم آمد در حالی که همراه خود مَشکی داشت. به آن جوان سلام کردم و او نیز پاسخم را داد و گفت: تشنه هستی؟ گفتم: آری. از آن مشک به من داد و من آن را نوشیدم. آن‌گاه پرسید: می‌خواهی به قافله خود ملحق شوی؟ گفتم: آری. مرا بر اشتر خویش سوار کرد و به سوی مکه حرکت نمود. من طبق عادت خود، شروع به خواندن حرز یمانی کردم و او گاهی می‌گفت: اینجا را اینچنین بخوان تا اینکه زمانی نگذشت و به مکه رسیدیم. آن شخص به من گفت: پیاده شو. من پیاده شدم؛ اما همین که برگشتم و نگاه کردم، وی را ندیدم. در این هنگام، متوجه شدم که آن شخص حضرت قائم علیه‌السلام بوده است و تأسف خوردم که چرا وی از من جدا شد و من او را نشناختم. پس از هفت روز، قافله ما آمدند و مرا در مکه دیدند در حالی که فکر می‌کردند من از دنیا رفته‌ام. بدین جهت بود که من به داشتن «طیّ الارض» مشهور شدم. مرحوم کافی نیز در یکی از روضه های شورانگیز خود این حکایت معروف را نقل کرده است.

  علامه مجلسی در ادامه می فرماید: چون مشرف شدم در اصفهان به خدمت او در زمانی كـه از كربلا آمده بود به قصد زیارت مولی الكونین الامام علی بن موسی الرضا علیه السـلام و در ذمـه او مهر زوجه اش بود هفت تومان و این مقدار داشت كه در نزد كسی بود از سـكنه مشهدی رضوی . پس در خواب دید كه اجلش نزدیك شده پس گفت كه من مجاور بودم در كربلا پنجاه سال برای اینكه در آنجا بمیرم و می ترسم كه مرا مرگ در رسد در غیر آن مكان ، پس چون مطلع شد بر حال او بعضی از اخوان ما آن مبلغ را ادا نمود و فرستاد با او بعضی از اخوان فی اللّه ما را، پس او گفت كه چون سید رسید به كربلا و دین خود را ادا نـمـود مـریـض شـد و در روز نـهـم فـوت شـد و در منزل خود دفن گردید. و دیدم امثال این كرامات را از او در مدت اقامت او در اصفهان و برای مـن از بـرای ایـن دعـا اجـازه های بـسـیـار اسـت.


برچسب‌ها: میر اسحاق استرآبادی, امام زمان, عج, استرآبادی
+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱ساعت 21:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

 

   ابو احمد عبدالله بن عدی بن عبدالله بن محمد بن مبارک جرجانی مشهور به ابن عدی در روز شنبه اول ذی قعده 277 ه.ق در جرجان به دنیا آمد. در همین شهر نشو و نما یافت. سهمی جرجانی مورخ بزرگ تاریخ جرجان و از شاگردان وی می گوید که منزل و مسجد او در این شهر معروف بوده است. ابن عدی در سال 297 قمری برای استماع حدیث از علمای بزرگ اسلامی به مسافرت پرداخت و به شام، مصر، عراق اسفراین، بخارا، انطاکیه، بصره، بیت المقدس، تستر، حلب، دمیاط، خراسان، سمرقند، عسقلان، قلزم و دیگر اقصی نقاط جهان اسلام که حدود 58 منطقه و شهر بودند سفر کرد. پدرش از شاگردان امام ابوزرعه رازی بود و دایی اش ابوالحسن علی بن خلیل بن احمد بن خلیل بن سلیمان بن زیاد معروف به شاعر قطان جرجانی است که از فضل بن محمد بیهقی روایت کرده است. برادرش نیز ابوعبدالله محمد بن عدی بود که از سختیانی استماع حدیث نمود و پیش از ابن عدی دار فانی را وداع گفت. فرزندش عدی بن عبدالله نیز از راویان بود و در سیستان ساکن بود در آنجا حدیث می گفت و در همانجا نیز درگذشت.

   استادان ابن عدی عبارتند از احمد بن شعیب بن علی بن سنان بن بحر بن دینار مشهور به حافظ نسائی(ت 215ق)، محمد بن اسحاق بن خزیمة بن مغیرة بن صالح بن بکر سُلّمی نیشابوری(ت 223ق) ، عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مرزبان بغوی(ت 214ق)، ابویعلی احمد بن علی بن مثنی بن یحیی موصلی (ت 210ق)، زکریا بن یحیی بن عبدالرحمن ساجی  بصری (م 307ق)، ابوعروبه جزری حرانی، عبدان اهوازی، ابوجعفر محمد بن عثمان کوفی، ابن صاعد بغدادی، ابوخلیفه جمحی بصری، بهلول بن اسحاق تنوخی، انس بن سلم خولانی، عبدالرحمن بن قاسم هاشمی، اسحاق بن ابراهیم منجنیقی بغدادی وجعفر بن محمد فریابی قاضی.

  شاگردان او نیز عبارتند از: ابراهیم بن محمد بن ابراهیم مودب مقری خفاف، احمد بن احمد بن یوسف دوعی، احمد بن جعفر بن محمد جرجانی عصار، احمد بن حسن بن احمد حیری، احمد بن خیر ابوبکر عطار، ابوالعباس قومسی، احمد بن فضل نعیمی جرجانی، احمد بن محمد اسفراینی، احمد بن محمد بن عبدالله مالینی، احمد بن محمد بشری استرآبادی، احمد بن محمد بن زکریا صوفی بسری، احمد بن محمد کوفی معروف به ابن عقده، احمد بن محمد بن منصور خراسانی، احمد بن محمد منصور بکرآبادی، احمد بن محمد ولیدی، اسماعیل بن احمد بن ابراهیم اسماعیلی، حسن بن حسین بن محمد استرابادی، حسن بن محمد بن عبدالله حناطی، حسین بن محمد بکرابادی، حمزه بن یوسف بن ابراهیم سهمی جرجانی، ابوعمرو جرجانی، ابوالقاسم عبدالرحمن جرجانی، عبدالرحمن ادریسی و بسیاری دیگر از راویان جرجانی که حدود چهل و هشت تن می شوند. سه تن از محدثان زن نیز از جمله شاگردان ابن عدی هستند فاطمه بنت محمد بن عباس صوفیه(م 414ق)، فاطمه بنت محمد بن عبدالرحمن طلقی و فاطمه فارسیه.

  مشهورترین اثر این عدی، کتاب معروف الکامل فی الضعفاء الرجال است دیگر آثار او عبارتند از «اسامی من روی عنهم البخاری فی الصحیح»، «اسماء الصحابه»، « الانتصار علی مختصر المزنی» و «معجم شیوخ».

 


برچسب‌ها: جرجانی, جرجان, روزشمار, علمای گرگان
+ نگاشته شده در  شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱ساعت 0:13  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۱ساعت 14:59  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

پس از چاپ و نشر کتاب پارس نگار، از خبرگزاری کتاب ایران، ایبنا، با اینجانب تماس تلفنی حاصل شد که ماحصل آن گفتگو را می توانید از لینک ذیل مطالعه بفرمائید:

                              روزشمار تاریخی رخدادهای استان فارس مکتوب شد!

                             علی بایزیدی / جلد کتاب پارس نگار


برچسب‌ها: علی بایزیدی, پارس نگار, استان فارس, ایبنا
+ نگاشته شده در  یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۱ساعت 20:52  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

1 آبان 1312: حضور رضا شاه در ترکمن صحرا برای تماشای مسابقه اسب دوانی.

2 آبان 1305: صدور اولین سند شناسنامه در گرگان به نام محمد کریم پولاد.

2 آبان 1316: تولد دکتر مرتضی کشمیری دارای اولین مدرک دکترای کشاورزی کردکوی، وی صاحب 5 عنوان کتاب، 26 مقاله علمی و 7 مقاله به زبان انگلیسی بود. کشمیری مدرک دکترای خود را از دانشگاه برلین در اوایل دهه 50 دریافت نمود. استاد کشمیری در آبان ماه 1386 در گرگان درگذشت.

2 آبان 1357: حمله مردم گرگان به ساختمان ساواک در کوی ویلا. و آتش زدن سینما کاپری توسط مردم.

3 آبان 1347: گشایش خانه پیشاهنگی در گنبدکاووس توسط دکتر حسین بنایی.

3 آبان 1357: تاگرام آیت الله العظمی مرعشی نجفی به علمای گرگان درباره اعمال وحشیانه مزدوران رژیم شاه در این شهر.

4 آبان 1357: آزادی دکتر محمد محمدی از بند زندان شاه پهلوی.

5 آبان 1341: استعفای سید علی اکبر طاهری از سمت شهرداری گرگان.

7 ابان 1305: صدور اولین سند شناسنامه در بندرگز به نام آقا محمد ابراهیم مقدسی زاده.

8 ذی حجه 1327قمری: اعتراض ضمنی وکیل الرعایا از نمایندگان مجلس در خصوص انتخاب مشیرالدوله حسن پیرنیا به عنوان نماینده گرگان: بنده عرض می کنم اینطور که نوشته شده وکیل باید اطلاعات محلی داشته باشد مثلا حضرت اشرف مشیرالدوله در استرآباد آنقدرها زندگی نکرده اند تا از اطلاعات محلی آنجا آنقدر که لازم است مطلع باشند حالا مجلس لازم است یکی را برای استرآباد منتخب کند که تمام قوانینی را که خودش گذاشته لااقل بتواند از عهده برآید یا غیر آنجا از جاهای دیگر و مقصود اصلی بنده این بود که نمی دانستم آیا باید ملت وکیل استرآباد را انتخاب کند یا مجلس؟

 


برچسب‌ها: روزشمار, استان گلستان, بندر ترکمن, گرگان
+ نگاشته شده در  شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ساعت 23:6  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

 22 مهر 1328: نامه شکوائیه مردم گرگان به وزارت دربار شاهنشاهی با چند رونوشت به وزارت کشور، دادگستری، آئین اسلام و باختر امروز و ... در خصوص گلایه از تعدیات و تجاوزات علنی سید محمدعلی شوشتری و همراهان وی که در انتخابات مجلس ملی با تقلب به صورت غیرقانونی پیروز گردیده بود. مردم گرگان دست از کار و کسب خود کشیده و عموما در تلگرفاخانه شهر متحصن گردیده بودند.

24 مهر 1326: نامه سپاسگذاری مردم بندرگز به محضر آیت الله العظمی بروجردی و تشکر از ایشان به جهت ارسال آقای سید احمد شهرستانی در ایام ماه مبارک رمضان به این شهر به منظور تبلیغات امور دینی.

25 مهر 1357: کارکنان و کارگران شیلات گرگان در مقابل تجاوزات رژیم پهلوی دست به اعتصاب زدند.

29 مهر 1328: نامه اعتراضیه مردم کردکوی به نخست وزیری و نشریات عمومی در خصوص شکایت از انتخابات تشریفاتی مجلس ملی و انتخاب ناعادلانه سید محمد علی شوشتری به جای سید صادق میرشهیدی.

27 ذی قعده 1336: تلگراف نصیرالدوله از وزارت امور خارجه به کارگزاری استرآباد در خصوص توقف اقدامات اداره گمرک.

29 ذی قعده 1335: تلگراف وزارت داخله به وزارت خارجه در خصوص سواد راپورت حکومت استرآباد دایر به ورود مهاجرین روسیه به این شهر و وحشت اهالی

3 ذی حجه 1252: اجازه اجتهاد مولی محمدصالح استرآبادی.

4 ذی حجه 1335: تلگراف وزارت امور خارجه به سفارت ایران در پطرو گراد و ژنرال قنسولگری تفلیس در خصوص ورود مهاجرین روس به استرآباد: از استرآباد راپرت می رسد که همه روزه مهاجرین روسیه با زن و بچه وارد استرآباد می شوند. این مهاجرین به چه قصد و نیت بدون اجازه و اطلاع اولیای امور وارد خاک استرآباد می شوند و منظورشان چیست؟

4 ذی حجه 1336: تلگراف وزارت امور خارجه به کارگزاری بندرگز در خصوص ورود تراکمه به ایران: به طوری که اطلاع دارید تراکمه (ترکمانان) آن حدود مادام که در خام روس هستند تبعه آن دولت محسوب شده و همین که به خاک ایران داخل شوند تبعه ایران شناخته خواهند شد.

 


برچسب‌ها: روزشمار, استرآباد, بندرگز, استرآبادی
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۱ساعت 14:21  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |