فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

    زنده یاد استاد میرزا محمدعلی عبهری گرگانی فرزند محمدصادق سپهر، شاعر، ادیب و روزنامه نگار برجسته معاصر گرگان در سال 1278 در محله میدان استرآباد و در خانواده ای متدین و مذهبی متولد گردید. پدرش از پهلوانان و نیکوکاران بنام شهر بود و یکی از برگزارکنندگان مجالس عزاداری امام حسین (ع) که از مشهورترین علمداران شهر نیز به حساب می آمد و در سال 1315 درگذشت. محمدعلی از حدود 6-7 سالگی به سرایش شعر پرداخت و از همان اوان کودکی تحت نظارت دایی اش شیخ محمد عبقری استرآبادی قرار گرفت و به تحصیل علوم اسلامی، ادب فارسی و دیگر دانش های ابتدایی آن زمان مشغول گردید. شهرت محمدعلی در شعر به سرعت فزونی یافت و به همین مناسبت مربی و دایی اش در مجلسی که برای اعطای تخلص به این شاعر نوجوان با حضور برخی فضلا و مشاهیر شهر ترتیب داده شده بود از فرط علاقه و دلبستگی، محمدعلی سپهر را به تخلص عبهری که تنها بک حرف با نام خانوادگی خودش (عبقری) تفاوت داشت، منتسب ساخت. تخلصی که بعدها به نام خانوادگی وی نیز مبدل گردید.

                                                 

                                     

 

                                

    عبهری با یادگیری زبان فرانسه پرداخت و در گرگان نخستین کتابخانه و قرائت خانه عمومی را پایه ریزی کرد. وی فارغ از فعالیت های ادبی و شعری به انجام امورات فرهنگی و اجتماعی نیز مبادرت می ورزید چنانکه در سال 1314 خورشیدی با حکم رئیس الوزراء و وزیر داخله به عضویت انجمن بلدیه (شهرداری) گرگان درآمد در همین سال با انتشار نخستین نشریه گرگان به نام «نامه قابوس» که به صورت هفتگی به چاپ می رسید پایه گذار فعالیت های مطبوعاتی و روزنامه نگاری در زادگاه خویش شد. نامه قابوس نشریه ای علمی، ادبی، اخلاقی، اجتماعی، فکاهی و اقتصادی بود که با مدیریت داخلی محمد سپاهانی (شیوا) در محل چاپخانه گرگان اداره و منتشر می گردید. از همکاران دیگر عبهری در این جریده می توان به مرحوم دکتر عباس سپهر و سید رضا عرفانی اشاره کرد. نامه قابوس همچنین مورد تشویق و تقدیر قاطبه گرگانی ها به خصوص رؤسای وقت از جمله میرزا رضا حکت حاکم گرگان، ابوتراب غفاری کفیل عدلیه، ضیاءالدین جناب رئیس معارف و میرزا احمد رفعت شهردار قرار گرفت. این نشریه چنانکه خود عبهری در آگهی مورخ 9/8/1321 منتشر نموده « در اثر مواجهه با طوفان مشکلات، انجام خدمتی را که به عهده داشت از تحمل خود خارج دید و در آغاز سال 1315 خود به خود در محاق تعطیل فرو رفت.» هرچند عبهری در این آگهی نوید انتشار مجدد نشریه خود را به صورت هفته ای سه شماره می دهد اما هرگز دیگر توفیقی برای چاپ مجدد آن حاصل نمی شود. عبهری در دهه سی به تهران رفت و در آنجا به ادامه فعالیت های فرهنگی خود پرداخت همکاری شاعرانه وی با نشریات سراسری آئین اسلام و درس هایی از مکتب اسلام، نشان از میزان تعلق و وابستگی او به دین مبین اسلام دارد.

    محمدعلی خان عبهری سرانجام در سال19/1/1350 در تهران چشم از جهان فرو می بندد و در شماره 22 از  قطعه ششم ردیف 52 در بهشت زهرا مدفون می گردد. از وی فرزندی ادیب و شاعر به جای مانده است به نام محمدتقی عبهری متخلص به پرنیان که در سال 1303 در گرگان متولد گردید و در سال 1380 با انتشار کتاب «ارمغان ادب»، به مناسبت یکصدمین سال تولد پدرش، برخی از اشعار و آثار ادبی او را که هرگز به صورت کتاب به طبع نرسیده بود، منتشر ساخت. پرنیان همچنین کتاب اشعار خود را با عنوان «برگی از پائیز» در سال 1389 توسط انتشارات مرشد تهران به طبع رسانید.

نویسنده: علی بایزیدی / منبع: همشهری گلستان 


برچسب‌ها: محمدعلی عبهری, محمدتقی عبهری, نامه قابوس, مشاهیر گرگان
+ نگاشته شده در  دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ساعت 18:52  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

وصیت نامه معلم و بسیجی شهید

سید محمدعلی شریف الحسینی فرزند مرحوم سید ابوتراب

تولد : 17/4/1333 در گرگان

شهادت: 5/6/1361 در شلمچه

                                            

بسم الله الرحمن الرحیم

   من سید محمدعلی شریف الحسینی؛ دارای زن و فرزند.

   عرض شود هدف از رفتن به جبهه در این شرایطی که خب می بینیم از همه اطراف و خصوصاً ابرقدرت ها در سطح جهان، مشکلاتی برای اسلام عزیز ما به وجود آورده اند جز مسلمان ها وظیفه چه کسی می تواند باشد که حافظ خون شهیدانشان باشند و در این مسیر از اسلام به آن نحوی که امکان دارد، به هر وسیله ای که امکان دارد دفاع بکنند.

    امروز من خصوصاً با توجه به پیام رهبر عظیم الشأنمان وظیفه خود دانستم که به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام بشوم تا بلکه بتوانم با رفتن به جبهه در مقابل ظالمان و کافران بعثی تا آخرین قطره خون خودم ایستادگی کرده و همچنین حافظ و پاسدار خون شهدایی که با خون خودشان ندای حق طلبانه اسلام را به گوش جهانیان رساندند باشم بنابر این می روم تا پاسدار و حافظ خون شهداء، شهدای عزیزی که برای اسلام فدا شدند باشم و بتوانم تا حدودی که امکان دارد کافران را از بین ببرم.

   همانطور که می دانیم این جنگ توسط ابرقدرت ها و همکاری ایادی داخلی شان، صدام و کشورهای مرتجع منطقه صورت گرفته، فقط و فقط به خاطر از بین بردن این انقلاب اصیل اسلامی، بنابر این آنها این جنگ را ایجاد کردند تا جلوی پیشرفت ندای حق طلبانه اسلام را بگیرند که می بینیم با ایثارگری ها و فداکاری ها و شهامت ها و شهادت های مردم حزب الله وطنمان این دسیسه ابرقدرت ها به گورستان خواهد رفت.

   پیام من به خانواده ام، همشهری هایم، عرض شود مردم حزب الله، این است که همانطور که می دانند دسیسه های امپریالیست ها، شرق و غرب فرق نمی کند، به شکل های مختلف می تواند صورت بگیرد ما باید با هشیاری خودمان و با آگاهی خودمان از اسلام و با مطالعه کتاب های بیشتر بتوانیم در این رابطه کاری بکنیم که جلوی دسیسه گروهک ها و منافقان و سایر کسانی که می توانند و می خواهند به شکلی سد راه پیشرفت اسلام بشوند باشیم بنابر این باید هشیاری و آگاهی مان را نسبت به اسلام و مسائل اسلامی با توجه به نقش ولایت فقیه در این مسیر زیاد بکنیم.

    در آخر از همه دوستاران اسلام می خواهم که تنها خط روحانیت اصیل و منتخب امام را ادامه بدهند و انتخاب بکنند تا بتوانند با هشیاری بیشتر جلوی دسیسه های دشمنان را گرفته و سدی در مقابل آنها ایجاد بکنند و تحت تأثیر افکار التقاطی و الحادی آنها قرار نگیرند.

پی نوشت: وصیت فوق از روی صدای ضبط شده آن شهید بزرگوار بدون هیچ کم و کاستی پیاده شد و علت درج آن در وبلاگ پنجاه و نهمین سالروز ولادت آن بزرگمرد بود. شهید شریف الحسینی از سادات سرچشمه گرگان و از مبارزان تفکرات الحادی به ویژه کمونیسم بود و در جریان پیروزی انقلاب اسلامی نیز مشارکت فعال داشت.

 


برچسب‌ها: شهید شید محمدعلی شریف الحسینی, وصیت نامه, سرچشمه, گرگان
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۲ساعت 22:24  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

بخشی از نامه۱۹/۴/۱۳۹۲ نگارنده استارباد به شورای اسلامی شهر گرگان

 

باسمه تعالی

اعضای محترم شورای اسلامی شهر گرگان

با اهداء سلام!

    نظر به نزدیک شدن چهارمین سال «روز گرگان»، بدینوسیله از مجموعه تلاشگر و ساعی شما به عنوان بانی و برگزارکننده مراسم این روز نمادین، خواهشمند است نسبت به پیشنهادهای ذیل که از دیدگاه نگارنده می تواند در برگزاری هرچه بهتر و کامل تر این مراسم بومی، راه گشا باشد و اهداف و مطامع نظر فرهنگی و اجتماعی این روز خاص را به نحو احسن برآورده سازد، نظر مساعد خود را مبذول فرمائید!

1- زیبنده است همچون سال گذشته که با اتکال به حدیث شریفه «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» از تنی چند از مفاخر و بزرگان شهر، مراتب تقدیر به عمل آمد از برخی دیگر از معمرین و پیشکسوتان عرصه فرهنگ و ادب و هنر گرگان از جمله آقایان استاد سید حسین میرکاظمی (معلم، داستان نویس و گردآوری کننده داستان های عامیانه و فولکلور گرگان و شهرهای استان)، استاد کریم الله قائمی (معلم، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ فولکلور و  زبان های بومی)، استاد پرویز کریمی (شاعر غزل سرا و نوپرداز معاصر)، دکتر اسدالله معطوفی (معلم، استاد دانشگاه و پژوهشگر بزرگ تاریخ گرگان و استان)، استاد نصرت الله صفایی (شاعر بزرگ بومی سرا)، استاد ایرج تنظیفی (پدر مجسمه سازی نوین ایران)، استاد محمدرضا لطفی ( استاد بی بدیل موسیقی سنتی و نوازنده بزرگ تار)، استاد زیدالله طلوعی (استاد بزرگ موسیقی)، استاد مریم زندی (عکاس) و تنی دیگر از این دست اساتید نیز تقدیر شایسته و بایسته ای صورت پذیرد، بدون شک این بزرگان در راه اعتلای نام شهر گرگان در دوره معاصر از جایگاه و اهمیت بسزایی برخوراد می باشند. تقدیر مزبور می تواند با اهداء لوح، نشان و کلید طلایی شهروند ماندگار و امثالهم همراه باشد.

2- با عنایت به آگاهی اندک همشهریان عزیز از ژرفای تاریخ و فرهنگ منطقه و آشنایی کمتر ایشان با مفاخر و مشاهیر بزرگ گرگان ضروری می نماید بروشور، کاتالوگ، جزوه یا هر گزینه مشابه دیگری در این زمینه ها به صورت مختصر و موجز به رشته تحریر درآمده و در میان شرکت کنندگان توزیع گردد بدیهی است تزریق بیش از پیش آگاهی در این زمینه به تثبیت اهمیت برگزاری مراسم روز گرگان و بایستگی و لزوم آن کمک شایانی خواهد نمود.

3- با عنایت به اینکه سال جاری قمری مصادف با یکهزارمین سالروز تولد حکیم طبیب سید زین الدین اسماعیل جرجانی(434-531 ه.ق) همراه است و نگارنده نیز در مطالب مختلف و از کانال های گوناگون به اهمیت برگزاری همایش پاسداشت این دانشمند بزرگ گرگان زمین و پرداختن به این رخداد بی نظیر و تکرار نشدنی تاریخی اشاره کرده است لذا اختصاص برنامه ای ویژه به این موضوع همراه با ساخت تندیس یا نامگذاری خیابان یا میدان یا مکان دیگری به نام این پزشک حاذق امری بایسته و ضروری می نماید.

4- نظر به اینکه سال جاری قمری مقارن با چهارصدمین سال درگذشت علامه حکیم میر محمد مؤمن استرآبادی (م 1034 ه.ق)، دانمشند و ادیب و شاعر بزرگ قرن ده و یازده هجری و پیشوای بزرگ شیعیان جنوب هندوستان، است که نگارنده باز همچون مورد پیشین نسبت به آگاهی رسانی در این خصوص اقداماتی چند، انجام داده بوده و با توجه به اینکه آرامگاه و مقبره این عالم بزرگ همچنان در حیدر آباد دکن هند در آرامستانی که هنوز به نام خود وی (دایره میر مؤمن) شناخته می شود موجود است و همچنین مطابق با اطلاعات موجود حداقل تا حدود بیست سی سال پیش مراسم سالگرد وی همه ساله در آن مکان برگزار می شده است لذا می توان با اقدامی درخور و رایزنی با مقامات دولتی شهر مزبور حرکت مشترک نمادینی در این زمینه صورت داد، پیوند خواهر خواندگی شهرهای گرگان و حیدرآباد هند نیز می تواند در برنامه شورای اسلامی شهر گرگان قرار گیرد.

     


برچسب‌ها: روز گرگان, شورای اسلامی شهر گرگان, علی بایزیدی, حکیم جرجانی
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۲ساعت 10:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

    دکتر اسدالله معطوفی، فرزند رجب، متولد 31 شهریور 1335، در محله سبزه مشهد (محله اجدادی وی) گرگان، نویسنده، معلم، مدرس دانشگاه، محقق، مورخ و مشهورترین چهره معاصر در زمینه پژوهش های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی گرگان و گلستان است. معطوفی دوران ابتدائی را در گرگان گذرانید پس از آن به جهت شغل پدر به آق قلعه (پهلوی دژ سابق) رفت و کلاس های دوران راهنمائی را در میان اقوام ترکمن سر کرد و همین امر سبب گردید تا وی با زبان ترکمنی آشنایی کامل پیدا کند. وی دانش آموخته دوره کارشناسی ادبیات در دانشگاه تهران است و پس از آن در همین رشته از دانشگاه آزاد تهران شمال کارشناسی ارشد گرفت و در نهایت با گذراندن چندین واحد مازاد و پیش نیاز، در رشته مورد علاقه اش، تاریخ، به دریافت مدرک دکترا نائل گردید. البته وی در فواصل تحصیلات، حدود ده سال، در آموزش و پرورش گرگان به تدریس ادبیات مشغول بود اما به دلیل گستره فعالیت های پژوهشی و ادامه تحصیل، از انجام خدمات بیشتر در آموزش و پرورش بازماند با این حال پس از دریافت مدرک دکترا مجدداً به عرصه تدریس بازگشته و این بار در دانشگاه های مختلف گلستان و مازندران به تدریس تاریخ مشغول است.

    معطوفی از دهه پنجاه تاکنون بیش از 35 سال از عمر خود را به صورت فعال و مستمر، معطوف به تحقیقات جامع پیرامون تاریخ استان گلستان و گرگان نموده و گواه این مُدعا انتشار بیش از بیست جلد کتاب ارزشمند است، چنانکه خود می گوید و آثارش نیز گفته اش را تصدیق می کنند بیش از ده هزار صفحه مطلب درباره تاریخ استان به رشته تحریر در آورده و به همین سبب همگان در سطح استان نامش را به عنوان نخستین چهره پژوهش های تاریخی می شناسند.

    اگر در دوره معاصر، زنده یاد استاد مسیح ذبیحی (1308 - 1356) را «پدر تاریخ نگاری نوین گرگان» محسوب نمائیم دکتر معطوفی را می توان «پدر تاریخ نگاری جامع گرگان» نامید. فهرست کتاب های دکتر معطوفی بدین قرار است:  اوسانه زندگی : نگاهی بر فلکلور گرگان (استرآباد)، 1376 / - استرآباد و گرگان در بستر تاریخ ایران، نگاهی به 5000 سال تاریخ منطقه، 1376 / - تاریخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد، 1376 /  ضرب المثل ها، کنایات و باورهای مردم گرگان (استرآباد)، 1376 /  تاریخ چهار هزار ساله ارتش ایران، 1382 / - تاریخ، فرهنگ و هنر ترکمان، 1383 /  تاریخچه چهار شهر ترکمن نشین، 1384 /  انقلاب مشروطه در استرآباد (گرگان) در دوره قاجار، 1384 /  پیشینه شهر تاریخی جرجان (گرگان)، 1386 /  دیوار دفاعی و تاریخی گرگان و قلاع آن، 1387 /  معرفی دو مدرسه قدیمی ایالت تاریخی استرآباد (گرگان)، 1387 / سنگ مزارها و کتیبه های تاریخی گرگان و استرآباد، 1387 /  امام زاده نور و روشن آباد گرگان، 1388 /  تاریخ و پیشینه اجتماعی سرخنکلاته، زیارت و شاهکوه، 1388 /  نوروز در ایران و گرگان، 1388 /  پل تاریخی آق قلعه،  1388 /  سیر تاریخی معماری 6000 ساله گرگان و استرآباد، 1390 /  معرفی تپه های باستانی و تاریخی گرگان و استرآباد، 1390 /  معرفی دو برج 1000 ساله گرگان (برج قابوس و برج رادکان)، 1390 /  مسجد جامع استرآباد، 1392 /  سکه های طبرستان، گرگان و استرآباد، 1392. / همچنین در تابستان 1389 با پیشنهاد وی روز بیستم شهریور از سوی شورای شهر گرگان به عنوان «روز گرگان» نامگذاری گردید. (انتخابی که البته از سوی بسیاری از پژوهشگران به جهت تغییر نادرست نام تاریخی «استرآباد» به «گرگان» مورد نقد قرار دارد.)  

                                                   

    دکتر معطوفی در سال 1380 به پاس سال ها تلاش بی وقفه در راه اعتلای تاریخ گرگان، کلید طلایی شهر گرگان را دریافت کرد و در 18 اسفند 1387 نیز با حضور هفتاد تن از فعالان فرهنگی استان، همایشی به مناسبت تجلیل از تلاش های بی دریغش برگزار گردید با این حال هنوز، هم استانی ها و همشهری هایش چنانکه باید و شاید او را به درستی نمی شناسند و خود نیز آنچنانکه درخورِ سال ها فعالیت مُجِدانه اش باشد، مورد تقدیر قرار نگرفته است، لذا یبنده می نماید که مسؤولان فرهنگی گرگان بویژه برگزار کنندگان مراسم روز گرگان در اقدامی بایسته از این چهره کم نظیر تجلیل و تقدیر شایسته ای به عمل آورند.


برچسب‌ها: اسداالله معطوفی, سبزه مشهد, تاریخ گلستان, مشاهیر گرگان
+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۲ساعت 4:42  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

     استاد کریم الله قائمی، فرزند صفرعلی، متولد ششم تیرماه 1318 خورشیدی در روستای بالاجاده از توابع کردکوی، معلم، شاعر، نویسنده، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ فولکلور و عضو هدئت مؤلفین واژه نامه بزرگ طبری و دانشنامه گلستان است. این استاد معمر  که یکی از شاخص ترین چهره های فرهنگی گرگان و گلستان به شمار می رود همچنان با 74 سال سن به طرزی پرشور و با انرژی به فعالیت های ادبی و تاریخی خود ادامه می دهد.

     قائمی در سال های 1339 و 1340 با گذراندن یک دوره در دانشسرای مقدماتی در تربیت معلم گرگان به استخدام آموزش و پرورش این شهر درآمد و با ندریس در دبستان «ایران شاه» روستای چهار ده خدمت فرهنگی خود را آغاز نمود و پس از آن در روستای بالاجاده و گرگان به تدریس مشغول گردید. قائمی در سال 1355 با گذراندن امتحان و انجام مصاحبه جهت تدریس در مدارس خارج از کشور عاز کویت شد و سه سال در آن دیار حضور داشت. قائمی از سال 1343 با نگارش طنز، شعر، داستان، کاریکلماتور و نیز مقالات پژوهشی در زمینه فرهنگ بومی منطقه به ویژه گردآوری و تدوین باورهای مردم گرگان، زبان زدهای استرآبادی، ضرب  المثل ها و واژگان گرگانی و مازندرانی به مشهورترین چهره منطقه در این زمینه مبدل گردید. همراهی او با محققان و مؤلفان کتاب هفت جلدی واژه نامه بزرگ طبری بسیار گسترده بود و یه عنوان سرپرست دوم و عضو ثابت در کلیه جلدهای این دایرة المعارف بزرگ شمال کشور فعالیت داشت. قائمی 45 سال در آموزش و پرورش فعالیت داشت و سرانجام در سال 1385 بازنشسته شد.

                                                          

      آثار قائمی عبارتند از : 1- واژنامه بزرگ طبری ( جلد اول به صورت گروهی ) 2- فرهنگ واژگان طبری ( 5 جلدی به صورت کارگروهی که وی یکی از دو سرپرست پروژه بود) 3- زبانزدها و ضرب المثل های مازندران ( با برادرش جمشید قائمی و دیگران) 4- زیلوی سادگی ( مجموعه شعر گفتار ) 5- سورم سرا ( جلد اول - نگاهی به بالاجاده کردکوی - با جمشید قائمی ) 6- گردان هی ( مجموعه شعر گرگان و نیشابور - با احمد اخوان و کاظم مداح) 7- مجموعه شعر نسیم ( 2 جلد - با مداح ، ناصر مهیمنی و اخوان مهدوی) 8- گرگان پژوهی ( 4 جلد - با دیگران ) 9- چشمه ترانه ( مجموعه شعر طبری حسینعلی زمانی - با ویراستاری ، فو نتیک و ترجمۀ اینجانب) 10- بهار ترانه ( مجموعه شعر طبری محمد علی هزار جریبی - با ویراستاری ، فونتیک و ترجمه اینجانب ) 11- چُلکه ( شعر گرگانی - گردآوری) همچنین وی مقالات و مطالب بسیاری را در نشریات و مطبوعات محلی و کشوری به رشته تحریر در آورده است. از این استاد و پژوهشگر بزرگ گرگان، آثار جندی نیز در آستانه طبع و نشر قرار دارد که مهم ترین آن، لوترای استرآبادی است.

    با توجه به نیم قرن کوشش و تلاش وافر از سوی این چهره معاصر گرگان زمین در خصوص اعتلای فرهنگ و پاسداشت آن که حاصل تلاش های بی وقفه شبانه روزی وی بوده است از دست اندرکاران و متولیان فرهنگ منطقه انتظار می رود تا به بهانه نزدیک بودن روز گرگان در شهریور ماه از این چهره کم نظیر تقدیر و تجلیل شایسته و بایسته ای صورت گیرد.

 


برچسب‌ها: کریم الله قائمی, مشاهیر گرگان, استان گلستان, واژه نامه طبری
+ نگاشته شده در  یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۲ساعت 23:44  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

      در همه زمینه های مختلف و عرصه های گوناگون از هنر و ورزش و علم و سیاست گرفته تا قعالیت های اجتماعی، شخصیت ها و چهره های برجسته ای که در قید حیات هستند و به انجام حرفه مزبور خویش می پردازند از اهمیت والا و قابل توجهی برخوردار بوده و نسبت به آن هایی که دنیا را ترک گفته اند یا به حکم سن و سال و کهولت و بیماری از گود عمل، کنار رفته اند بیشتر در معرض دید و تشویق و تمجید قرار دارند لیکن شاید به طرز عجیبی این حالت عمومی و شایع در خصوص فعالیت های فرهنگی و پژوهشی مصداق چندانی ندارد، غالب نویسندگان و پژوهشگران و شاعران و بزرگان عرصه های ادب و فرهنگ تنها زمانی به جرگه مشاهیر و مفاخر می پیوندند که دعوت داعی حق را لبیک بگویند و دار فانی را وداع. از آن پس در مقالات و کتاب ها و تذکره ها و فرهنگ نامه ها با هزاران واژه زیبا و صدها اصطلاح پر طمطراق از ایشان به نیکی یاد می شود و مورد تمجید اصحاب رسانه قرار می گیرند در حالی که در زمان حیاتشان حتی یادی از ایشان نمی گردد و علیرغم دهه ها کوشش و تلاش در راه پاسداشت و اعتلای فرهنگ و ادب و تاریخ و سال ها نگارش و پژوهش و قلم فرسایی در این راستا، در کنج عزلت و انزوا به سر می برند.

     از این دست نامداران و فرهیختگان در پهنه سرزمین باستانی و متمدن استان گلستان و شهر گرگان کم نیستند، چهره هایی که هر یک چندین و چند سال از عمر گرانبهای خویش را به جای صرف کردن در کسب روزی بیشتر و خوش گذرانی و خویشتن آسایی، مصروف نگاهبانی از فرهنگ و تمدن موطن خویش کرده اند، پرویز کریمی (شاعر)، کریم الله قائمی (پژوهشگر و نویسنده تاریخ و فرهنگ فولکلور)، سید حسین میرکاظمی (داستان نویس و پژوهشگر قصه های عامیانه)، اسدالله معطوفی (پژوهشگر تاریخ)، عطاءالله صفرپور (هنرپیشه تئاتر و سینما)، محمدرضا لطفی (نوازنده و موسیقی دان)، زیدالله طلوعی (نوازنده)، حجت الله شکیبا (نفاش)، فریال بهزاد (تهیه کننده و کارگردان)، استاد تنظیفی (مجسمه ساز)، مریم زندی (عکاس) و ... همگی در زمره هنرمندان و فرهنگ سازانی هستند که از نهادهای عمومی متولی فرهنگ انتظار می رود تا با اقداماتی عاجل و درخور نسبت به تقدیر از این مشاهیر معاصر گرگان زمین مراتب لازم را صورت دهند و شاید مراسم روز گرگان فرصت مغتنمی در این زمینه باشد لذا از اعضای جدید شورای اسلامی شهر گرگان انتظار می رود تا از همین حالا در این خصوص برنامه ریزی های لازم را انجام دهند. تا مبادا روزی دست غدار تقدیر سرنوشت بزرگان مهجوری چون مسبح الله ذبیحی، محمدکاظم مداح، محمدابراهیم برادران، جمشید قائمی، نادر ابراهیمی، پرویز کیانی و دیگران را دچار ایشان نماید.

پی نوشت: این مقاله در شماره فردای روزنامه همشهری گلستان چاپ خواهد شد اما متاسفانه متوجه شدم که پاراگرف آخر دچار تغییر اشتباهی از سوی هیئت تحریریه گردیده که بدینوسیله از خوانندگان پوزش می خواهم. قرار شد در شماره دیگر مجدد مقاله به صورت صحیح منشتر شود.

   


برچسب‌ها: گرگان, همشهری گلستان, شورای اسلامی شهر, مفاخر گرگان
+ نگاشته شده در  شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲ساعت 20:18  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |