فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:48  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:54  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 



    مولانا (1) شیخ (2) ملا (3) ابوسعید (4) کمال الدین (5) حسن بن محمد (6) استرآبادی (7) نجفی (8) شوشتری(9)،متخلص به سحابی، از شاعران، فقیهان و عارفان مشهور سده دهم هجری است که پدرانش از مردم استرآباد (گرگان) بودند.(10)اکثر منابع، محل تولدش را شوشتر (11)،برخی نیز زادگاهش را همان استرآباد می دانند.(12) در جوانی به نجف رفت، به همین سبب غیر از استرآبادی به نجفی نیز معروف است.(13) عبدالرسول خیامپور در « فرهنگ سخنوران» نام او را به نقل از نسخه ای خطی از « سفینه خوشگو» (14)، ذیل حرف «جیم»، تحت عنوان « جاروب ساز» ذکر کرده (15) اما از توصیفاتی که در کتاب مذکور انجام گرفته (16) پیداست که جاروب ساز همان سحابی است لذا تلقی مؤلف « فرهنگنامه مفاخر استرآباد و جرجان» از مستقل بودن این شخصیت(17)، صحیح نمی باشد. در میان شعرای استرآباد و گرگان، شاعر دیگری هم با تخلص سحابی می زیسته به نام میرزا حسن کتولی استرآبادی (م 1283ه.ق) که میرزا محمد صالح برهان استرآبادی ذکر حالش را در تذکره خود آورده است.(18) 
   درباره تاریخ تولد سحابی در هیچ یک از منابع ذکری به میان نیامده و از سرگذشتش آگهی چندانی در دست نیست.(19) او را از معاصران ابوالفیض فیضی (م 1004هق) و شیخ ظهوری برشمرده(20) و بیشتر تذکره نویسان و مورخان، تاریخ درگذشتش را سال1010ه.ق در نجف عنوان کرده اند(21)، برخی نیز آن را 1016 ه.ق ذکر نموده (22)  هدایت در مجمع الفصحاء، تاریخ بعید 1201 ه.ق را آورده که به طور قطع اشتباه نگارشی یا چاپی است چرا که خود به دوره حیات شاعر اشاره کرده و می نویسد:« ظهورش به دوره شاه عباس صفوی بوده» است، لذا به احتمال قریب به یقین منظور هدایت 1021ه.ق بوده است چنانکه این تاریخ را محمد عبدالغنی خان غنی در تذکرة الشعراء و شیخ آقا بزرگ طهرانی در الذریعه ذکر کرده اند.(23) ذبیح الله صفا معتقد است اینکه بعضی منابع وفات او را کمتر (1001ه.ق در عرفات العاشقین) و یا زیادتر از 1010ه.ق (1201ه.ق در مجمع الفصحاء) نوشته اند، باطل به نظر می رسد. (24) با همه این احوال به دو دلیل تاریخ صحیح درگذشت سحابی سال 1001ه.ق است:
1- در خصوص تاریخ نگارش نسخه خطی دیوان سحابی متعلق به پارسای تویسرکانی آمده است:« هذه النسخة الشریفه، رباعیات و مثنوی مولانا سحابی رحمة الله علیه، بتاریخ چهارده شهر جمادی الثانیه سنه یکهزار و دو [1002ه.ق]» (25) که ذکر لفظ رحمت الله علیه، نشانگر زنده نبودن سحابی در سال مذکور است.
2- تقی الدین اوحدی، از هم عصران سحابی، در تذکره عرفات العاشقین و عرصات العارفین که در فاصله سالهای 1022 تا 1024ه.ق به رشته تحریر در آورده می نویسد:« قبل از رفتن قابل به نجف، مدت چهار سال [بود که] وی به روضه بقا رفته بود و قابل در هزار و پنج به دولت زیارت آن حرم شریف موفق گشت.» (26)

 

 

   

درباره زندگی سحابی بطور کلی می توان گفت بعد از تحصیل به سیر و سیاحت پرداخت، کربلا را زیارت کرد، به نجف آمد و همانجا اقامت کرد.(27) مردی پرهیزگار، شریعتمدار و فقیه بود و بیشتر اوقاتش را در مجاورت مرقد مطهر امام علی(ع) به بحث و درس می گذراند(28)، امین احمد رازی در این باره می نویسد:« سال هاست که جاروب کش آستان نجف اشرف است و در مسجدی که محاذی [روبروی] ضریح مبارک آن حضرت است، می باشد.» (29) برخی مورخان مدت اقامتش در نجف را سی سال (30) و برخی نیز چهل سال نگاشته اند.(31) چنانکه از سخنانش بر می آید مردی صوفی مشرب بوده که به قرآن کریم بسیار تسلط داشته زیرا در اغلب رباعیاتش به مطالب قرآنی اشاره کرده است(32). آنچه تذکره نویسان درباره او نوشته اند یا در همین مایه مطلب است یا بعضی افسانه ها که درباره اهل عرفان ساخته می شده، مثلاً نوشته اند:« نوبتی به آبی رسیده می خواست که بگذرد، پایش فرو رفت، به خود گفت که این معنی از تعلق است و مرا به هیچ چیز جز به دیوان شعر خود تعلق نیست، پس دیوان خود را به آب انداخت و چون پیک صبا بر ساحت دریا بگذشت و چون چنین کرد طبعش گشوده شد، چنانکه هفتاد هزار رباعی ساخت.» (33)
   نخستین تذکره نویسی که مصاحبت سحابی را دریافت میر تقی الدین محمد حسینی کاشی، صاحب تذکره خلاصة الاشعار و زبدة الافکار است که همراه با دوستش مولانا ناطقی استرآبادی به زیارت عتبات رفت و در نجف او را ملاقات کرد، به گفته کاشی در آن زمان بیش از بیست سال از سکونت سحابی در نجف می گذشت، کاشی، سحابی را بسیار می ستاید و می نویسد:« در شهور سنه تسعین و تسعمائه (990ه.ق) که فقیر حقیر به هدایت رفیق، توفیق به نجف اشرف اقدس رسید، اراده دریافت صحبت مشار الیه نمود با مولانا ناطقی استرآبادی به شرف مجالست وی سر افراز گردید، وی را در حالت درویشی و طرز زهد و گوشه نشینی پسندید و به کمالات و خصایل حمیده و شیم مرضیه و عدم التفات به هواجس نفسانی و مستلذات اغراض این جهانی، متخصص و متفرد دید و همیشه عنان طبیعت نفس سرکش را به قوت بازوی ریاضت کشیده دارد و هرگز نقش ماسوی الله پیرامن خاطر فیاض نمی آرد. و همانا در بدایت احوال از قابله و دایه افضال شیر توفیر مکیده و در مهد عهد رضاع جذبات عالم حقیقت پروریده و در مضمار حقیقت و طریقت مرکب اجتهاد بر هر سو دوانیده و قطع نظر از تکلیف در تحصیل مسایل عقلی و نقلی و استحکام فضایل نفسانی که حقیقت انسانی به ممارست و مزاولت آن قیمت می یابد، مساعی جمیل و ریاضات جزیل به جای آورده و در فنون علوم باطنی خصوصا تصوف مجهودات عظیم و مهارت جسیم حاصل کرده» است.(34) البته کاشی در ادامه نقل می کند که سحابی « در آن وادی از قواعد مشایخ و اهل شرع تجاوز نموده و چیزی چند از خود بر قرارداد قوم افزوده و لهذا بعضی از اهل آنجا نسبت به وی در غایت انکارند و همانا درک مدعیات حالات وی نمی توانند چه آن حالت و آن شیوه معرفت موقوف به جذبه و کیفیتی است که او را حاصل گشته چنانچه از بعضی رباعیات وی این معنی مفهوم می شود.» (35) گویا کاشی قصد داشته است تا بار دیگر به دیدار سحابی برود اما چنانکه خود نوشته است:« تراکم علایق ضروری که مردم را دست می دهد زورق این آرزو را به ساحل تعویق انداخت و تلاطم عوایق ضروری که در اسفار بیشتر می باشد کشتی توجه را به گرداب حرمان غرق ساخت.»(36)
   توصیفات تذکره نویسان درباره شخصیت، حالات و احوالات سحابی از این قرار است:
- تقی الدین کاشی(ت 943ه.ق): « از جمله ارباب صلاح و سداد، سلیقه اش در نهایت تازگی و خوبی است و طبعش در غایت نازکی و روانی. در اوایل به واسطه موزونیت ذاتی، پای در دایره شاعری نهاد و تحصیل آن فن نمود و در اثنای آن حال، توفیق، رفیق وی گشته از آنجا بیرون آمده از غایت صفای نیت و خلوص طویت، متوجه عراق عرب شد ... از آلایش دنیوی مبرا و معرا، چنان چه این معنی را از شعرش می توان معلوم نمود، خصوصاً از این رباعی که به دیوانی برابر است: مردی مختار اگرچه نامؤمن نیست / مادام که مضطر نشود موقن نیست / ترک همه کردیم درین دار غرور / الا آن کس که ترک او ممکن نیست.» (37)
- رضاقلی خان هدایت(م 1288ه.ق): « عارفیاست،کاملوعاشقیاست،واصل.شهودش، مداموحضورش،بردوام. فکرش،خالىاز وسواسوذکرش، عاریازحواس،طبعش،عالىوقولش،حالى.» (38)
- لطفعلی بیگ آذر بیگدلی(م 1195ه.ق): « از جمله ارباب صلاح و اصحاب فلاح است و مدتی سالک طریق نظم بوده و آخر الامر  بعد از مجاورت آستانه غرویه به تحصیل علوم درسیه و تهذیب اخلاق حسنه، موفق.» (39)
- علیقلی واله دغستانی(م 1170ه.ق): « از فرط اشتهار محتاج تعریف و توصیف نیست. عارفی است که از قاف تا قاف جهان وجود در زیر بال عنقای عرفان اوست. چهل سال در نجف اشرف منزوی بوده، در همانجا مدفون شد.» (40)
- آزاد بلگرامی(م 1200ه.ق): « سحاب گوهرپاش اسرار است و آفتاب سرگرم افاضه انوار، در ارشاد حقایق و معارف، بی نظیر افتاده و ارواح معانی را در چار عنصر رباعی بر وجه خوب جلوه داده، در نجف منزوی بود و از حطام دنیا به حصیری و ابریقی، قانع.» (41)
- امین احمد رازی: « همواره منظور انظار خواص و عوام می باشد و از صغیر و کبیر و غث و سمین، حلقه ارادت او در گوش و غاشیه محبتش بر دوش دارند و جانب تعظیم او را به هرچه سزاتر رعایت می کنند ... و از اقسام شعر به رباعی بیشتر توجه می نماید و این نوع دُرهای آبدار از بحر اندیشه برآورده به رسم یادگار به روزگار می سپارد.» (42)
- رحیم علی خان ایمان: « استاد فخیم و صاحب دیوان ذخیم است، رباعیاتش مشهور جهان است.» (43)
- شیرعلی خان لودی: « مظهر اسرار جلی و خفی، مولانا سحابی نجفی، محقق و صاحب حال بود. در مطاوی چهار مصراع رباعی، هزاران معانی بلند و مطلب ارجمند ودیعت نهاده و از نعمت خانه معنی، بهره ای تمام به گرسنه چشمان روشن پیرای بینش رسانیده، به وقت موعود سر در پرده اختفا کشید و رباعی عناصر اربعه اش از صدمه پنجه اجل، مصرع مصرع، بل حرف حرف از هم ریخت.»(44)
   مؤلف نگارستان سخن(تألیف1292ه.ق) از شاعری مجهول با تخلص سبحانی یاد کرده است به نام ملا کمال الدین و او را با صفاتی چون « صاحب رای رزین و طبع متین» ستوده سپس رباعی ذیل را از وی نقل کرده است: « در معرکه جهان من شیدائی / چشمی بگشادم از سر بینائی / دیدم که درو نبود بیدار کسی / من نیز بخواب رفتم از تنهائی» (45) با توجه به این توضیحات مختصر، احتمال اینکه سبحانی مذکور، همان سحابی باشد زیاد است چنانکه مؤلف سفینه خوشگو نیز همین نام را تحت عنوان جاروب ساز آورده و نوشته:« مولانا سبحانی، استرآبادی است، سال ها جاروب کشی آستانه نجف اشرف کرده از این جهت خاص و عام از وی بسیار به کرمی می جوشیدند و به تعظیم و احترام او می کوشیدند، از موحدان نامدار و استادان روزگار است، چهار هزار رباعی از فکرهایش در یک جلد دیده ام» وی سپس ابیاتی از غزلیات او را ذکر کرده است.(46)
    با همه این توصیفات، صادقی بیگ افشار (م 1017ه.ق)، مؤلف تذکره مجمع الخواص و از معاصران سحابی، او را به ریاکاری و تزویر متهم نموده و نوشته است:« در کسوت تفرید و تجرید در عتبات عالیات و بخصوص در نجف اقامت داشت. مدت هفده سال در آن آستان چنان بریاضت ریاکارانه رفتار می کرد که اکثر خدام و زوار را مرید خود ساخته بود چون این حالت وی مزورانه بود موقعی که بنده به عتبات مشرف شدم چند عمل زشت نفسانی و بلکه شیطانی از آن حریف سر زد که در نتیجه مریدانش همه منکر گشتند، هنوز هم بر همان طریق رفتار می کند، مثل اینکه صاحب آن اعمال شنیع او نبوده است ... .» (47) البته با توجه به آنچه مورخان درباره صادقی بیگ آورده اند: « به واسطه سوء مزاج و تندی طبعی که داشته قدری تنگ حوصله بوده و گاهی با دوست و آشنا به مقتضای طبع، بد سلوکی می کرده و از شجاعت و تهور خود، پریشان حال بوده است.» (48) و با توجه به اینکه در دیگر تذکره های وقت و ما بعد ذکری از تزویر و ریاکاری ملا سحابی به میان نیامده، احتمالاً نوشتار صادقی خالی از خصومت و غرض ورزی شخصی نبوده است.(49) و یا شاید آنچه صادقی بیگ مشاهده نموده از جمله مسائلی بوده است که به گفته میرتقی الدین کاشی، برخی «درک مدعیات حالات وی نمی توانند.» (50)
   سحابی اگرچه در انزوا و گم نامی به سر می برد ولی بی شک شاعری ردیف اول محسوب می شود، اگرچه در اصناف سخن توجه وی بیشتر  به رباعی متمرکز بوده ولی غزل و مثنوی و تک بیت هم دارد.(51) به هر حال شهرتش بیشتر به خاطر سرودن رباعیات است که حاوی اندیشه های عرفانی، اخلاقی، فلسفی و دینی می باشد(52) چنانکه در سبک شناسی رباعیاتش نیز اهم محتویات را مباحثی از قبیل« اندیشه های وحدت وجودی»، «یکی بودن مذاهب»، «تشویق به خود شناسی»، «عشق حقیقی و واقعی» و « جبر و اختیار» عنوان کرده اند.(53) تنی چند از محققان برجسته معاصر نیز معتقدند که سحابی آخرین شاعر فلسفی ایران است و بسیاری از مطالب عرفانی و فلسفی را در قالب رباعیات خود با رنگ و بوی شاعرانه مطرح نموده است.(54)
    در میان رباعیات سحابی اشعار بسیار معروفی وجود دارد که برخی از آنها را به حکیم عمر خیام نسبت داده اند.(55) چنانکه در میان رباعیات الحاقی ای که به خیام منسوب است، بیشتر آنها سروده سحابی است و این امر بیان کننده نزدیکی سبک هر دو شاعر می باشد.(56) علامه اقبال لاهوری (م 1938م) در سال 1905م ضمن گزارش های مسافرتش به انگلستان جهت تحصیلات عالی که آنها را در دو بخش به زبان اردو در روزنامه وطن لاهور به چاپ رسانیده است، در نخستین گزارش از بندر عدن اینچنین به توصیف سحابی می پردازد:« اروپائیها هنوز به مطالعه رباعیات سحابی استرآبادی نجفی توفیق نیافته اند و الا امکان داشت که عمر خیام را فراموش کنند و به معرفی و ستایش سحابی بپردازند.» (57) علاقه اقبال به اشعار سحابی چنان بوده که در اشعار خود نیز سروده های او را مورد تضمین و استقبال قرار داده است.(58)
   برخی از رباعیات او به شیخ ابوسعید ابوالخیر (357- 440ه.ق) نیز نسبت داده شده از جمله: « مگذر ز ولایتی که از آن تو نیست / ز آن درد نشان مده که در جان تو نیست / از بی خرد/ی بود که با جوهریان / لاف از گهری زنی که در کان تو نیست.» (59) میرزا محمدعلی صائب تبریزی (م 1086ه.ق) در وصف توانائی های سحابی در سرایش رباعی گفته: « غزل گوئی به صائب ختم شد از نکته پردازان / رباعی گو مسلم شد ز موزونان سحابی را» (60) ظاهراً صائب، دیوانی به خط خود ملا سحابی در دست داشته و تعدادی از رباعیات او را در سفینه خود نقل کرده است.(61)
    در خصوص شمار مجموعه رباعیات سحابی، اعداد مختلفی عنوان شده است، برخی تعداد آن را بیست هزار (62) بعضی پنجاه هزار (63) و برخی تا هفتاد هزار رباعی نیز عنوان کرده اند (64) صاحب مرآة الخیال نوشته دوازده هزار رباعی از مولانا در یک جلد دیده است و دیگر رباعیات بیش از این مقدار را زاده طبع دیگران دانسته که تنها به واسطه کثرت اعتبار سحابی به او منتسب گردیده است(65) تقی کاشی نیز از زبان خود سحابی همین مقدار رباعی را نقل کرده است(66) اما ظاهراً تعداد صحیح رباعیات سحابی در حد شش هزار رباعی است (67) مؤسسه کتابفروشی شیخ مبارک علی که در سال 1915م در لاهور بنا گردیده دو مرتبه مجموعه رباعیات سحابی را چاپ نموده است.(68)
   دیوان غزلیات سحابی نیز شامل 2800 بیت می باشد (69) با این حال مؤلف ریحانة الادب به پیروی از شیرعلی خان لودی در تذکره مرآة الخیال، مرتکب اشتباه گردیده و نوشته:« با آن همه طبع روانی که داشته اصلا غزلی از وی دیده نشده» است(70) اما نسخه ای از دیوان غزلیات سحابی در 104 ورق و هر ورقی بیست بیت در اختیار صائب تبریزی بوده است که در سفینه او در اصفهان مکرر از آن غزلها نقل شده و تصریح کرده از روی خط مصنف است.(71) این دیوان در سال 1348 از روی نسخه ای متعلق به کتابخانه شخصی آقای محمود فرخ به کوشش یکی از ادیبان مشهد به نام ح-ی جواهری در چاپخانه طوس آن شهر منتشر گردید.(72) جواهری می نویسد: سحابی خط خوشی نداشته و به همین جهت یک صفحه از نسخه غزلیات او را به صورت گراور در کتاب آورده است تا خوانندگان بدانند او و  فرخ در خواندن غزلیات چه ریاضتی کشیده اند.(73) دیوان غزلیات سحابی دیگربار در سال 1388 به همت اکبر بهداروند توسط انتشارات زوار تهران منتشر شد (74) و این دیوان اخیر مشتمل بر 535 غزل است که به استثناء چند غزل انگشت شمار 4 بیتی غالب غزل ها در 5 بیت سروده شده است، تعدادی نیز در 6 الی 7 بیت می باشد، طولانی ترین آنها نیز تعداد انگشت شماری است که به 8 بیت می رسد.(75)
    از دیوان سحابی نسخه های متعددی موجود است(76) کلیاتی نیز دارد که در مقدمه اش رساله ای عرفانی به فارسی به نام «عروة الوثقی» موجود است، رساله ای کوتاه مرکب از نظم و نثر که در آن به آیه های قرآن استشهاد شده و سحابی آن را به چهار بخش تقسیم کرده و درباره آن چنین سروده است: « این نامه که ربط فرع و اصلش کردیم / هرچند که فصل بود، وصلش کردیم / چون سیر سپهر معنوی بود بر او / همچون گیتی چهار فصلش کردیم.»، عنوان های چهار فصل بدین شرح است: 1- در بی بصری است. 2- در الهام است و آن هم در بصارت تمام است. 3- در شراب و کیفیت ظهور اوست. 4- در رجعت به تبارک و تعالی.  سحابی این رساله را بدین گمان نوشته است که:« طالبان صادق ... دست در آن زده برآیند یعنی از کفر مجازی به ایمان حقیقی گرایند.» (77)
پی نوشت:
1- اوحدی حسینی بلیانی، تقی الدین محمد، عرفات العاشقین و عرصات العارفین(جلد چهارم، چاپ اول)، تصحیح: صاحبکاری، ذبیح الله و آمنه فخر احمد، نشر میراث مکتوب، تهران، 1389، ص 1887 ؛ واله داغستانی، علیقلی، تذکره ریاض الشعراء ( چاپ اول، جلد دوم)، مصحح: ناجی نصرآبادی، محسن، انتشارات اساطیر، تهران، 1384، ص 979 ؛  نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی(جلد اول)، کتابفروشی فروغی، اسفندماه 1344، ص 412 ؛  خوشگو، بندرابن داس، سفینه خوشگو، نسخه خطی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، شماره 4820، صفر 1268ه.ق، ص 154 ؛ ریاض، محمد، ابوسعید سحابی استرآبادی، مجله هلال کراچی، شماره 120، بهمن 1350، ص 29.
2- ریاض، ص 29.
3- تبریزی، صائب، ملا سحابی استرآبادی صاحب رباعیات، مجله ارمغان، شماره 9و10، دوره هجدهم، آذر و دی 1316، ص 638.
4- ریاض، محمد، سحابی استرآبادی، مجله معارف اسلامی، شماره 22، پائیز 1354، ص36 و مجله هلال، ص 29 ؛ حسن پور، هیوا، سبک شناسی رباعیات سحابی استرآبادی، فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، شماره پیاپی 14، زمستان 1390، ص 43.
5- اوحدی بلیانی، ص 1888 ؛ صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران(چاپ چهارم، جلد پنجم – بخش دوم)، انتشارات فردوس، تهران، 1369، ص 858 ؛ صدر حاج سید جوادی، احمد، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، دایرة المعارف تشیع( چاپ چهارم، جلد دوم)، نشر شهید سعید محبی، تهران، 1380، ص 106 ؛ طهرانی، شیخ آقا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه الشعر و الشعراء( جلد نهم – بخش دوم)، دارالاضواء، بیروت، ص 433.
6- استرآبادی نجفی، حسن بن محمد، دیوان غزلیات سحابی استرآبادی، به کوشش جواهری، ح.ی، چاپخانه طوس، مشهد، 1348.
7- اوحدی بلیانی، 1888 ؛ نفیسی، ص 412 ؛ صفا، ص64 ؛ صدر حاج سید جوادی و دیگران، ص 106.
8- نفیسی، ص 412 ؛ ریاض، مجله معارف اسلامی، ص36 ؛ صدر حاج سید جوادی و دیگران، ص 106.
9- طهرانی، ص 433.
10- بهداروند، اکبر، دیوان غزلیات سحابی استرآبادی(چاپ اول)، انتشارات زوار، تهران، 1388، مقدمه جواهری ص 23 ؛ نفیسی، ص 412 ؛ صفا، ص 858 ؛ مدرس تبریزی، میرزا محمدعلی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة و اللقب یا کنی و القاب(جلد دوم، چاپ دوم)، چاپخانه شفق، تبریز، بی تا، ص 445 : با این حال شیرعلی خان لودی در مرآة الخیال دچار اشتباه گردیده و اصل او را از خاک پاک نجف دانسته است.( ر.ک: لودی، ص67)
 11- اوحدی بلیانی، ص 1888 ؛ بهداروند، مقدمه جواهری ص 23 ؛ هدایت، رضاقلی خان، مجمع الفصحاء(جلد دوم)، چاپ سنگی، بی نا، بی جا، بی تا، ص 21 ؛ طهرانی، ص 433 ؛ مدرس تبریزی، ص 445.
12- واله داغستانی، ص 979 ؛ غنی، ص 63 ؛ لودی، شیرعلی خان، تذکره مرآة الخیال(چاپ اول)، تصحیح: حسنی، حمید و بهروز صفرزاده، انتشارات روزنه، تهران، بهار 1377، ص 67 و 277.
13-  مدرس تبریزی، ص 445 ؛ نفیسی، ص 412 ؛ صفا، ص858.
14- تألیف شده در فاصله سالهای 1137- 1147 ه.ق.
15- خیامپور، عبدالرسول، فرهنگ سخنوران، بی نا، چاپخانه شرکت سهامی چاپ کتاب آذربایجان، تبریز، آبان ماه 1340، ص 124 ؛ حسینی خواه، میرتقی، فرهنگ نامه مفاخر استرآباد و جرجان (استان گلستان) (چاپ اول – جلد اول)، نشر پیک ریحان، گرگان، 1384، ص 174.  توضیح: نسخه خطی متعلق به کتابخانه سپهسالار، شماره 2724 می باشد.
16- خوشگو، ص 154.
17- حسینی خواه، ص 174 : نسخه خطی متعلق به کتابخانه سپهسالار، شماره 2724، تألیف شده در فاصله سالهای 1137- 1147 ه.ق می باشد. ؛ خوشگو، ص 154.
18- ذبیحی، مسیح و محمدتقی دانش پژوه، استرآباد نامه، انتشارات فرهنگ ایران زمین و ابن سینا، تهران، 1348، ص 166 و 167.
19-  ریاض، مجله معارف اسلامی، ص36 ؛ صفا، ص 858 ؛ مدرس تبریزی، ص 446.
20- مدرس تبریزی، ص 446 ؛ لودی، ص67.
21- گوپاموی،  ص330 ؛ صفا، ص 860 ؛ نفیسی، ص 412.
22- نفیسی، ص 819.
23- هدایت، مجمع الفصحاء، ص21 ؛ غنی، محمد عبدالغنی خان، تذکرة الشعراء، اهتمام: شروانی، محمد مقتدی خان، مطبع انسی تیوت گزت، علی گره، 1916م، ص 63 ؛ حسینی خواه، ص 252.
24- صفا، ص 860.
25- محتشم دولتشاهی، غلامحسین، کلیات سحابی(1)، مجله ارمغان، شماره 150، مهر 1312، ص 515 ؛ بهداروند، مقدمه جواهری ص 23.
26- اوحدی بلیانی، ص 1888 ؛ بهداروند، مقدمه جواهری ص 23 ؛ آذر بیگدلی، لطفعلی بیگ، آتشکده، تصحیح: سادات ناصری، حسن، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1336، ص 780: پاورقی مصحح به نقل از صاحب عرفات العاشقین.
27- حسن پور، بهار ادب، ص 44.
28-  ریاض، مجله هلال، ص 29 ؛ صفا، ص 858 و 859.
29- رازی، امین احمد، هفت اقلیم(جلد سوم)، تصحیح: فاضل، جواد، کتابفروشی علی اکبر علمی و ادبیه، بی تا، ص 111.
30- هدایت، محمد هادی رضاقلی خان، تذکره ریاض العارفین، تصحیح: واحدی، سید رضی و سهراب زارع، بی نا، بی جا، بی تا، ص99.
31- اوحدی بلیانی، ص 1888 ؛ هدایت، مجمع الفصحاء، ص 21 ؛ طهرانی، ص 433 ؛  براون، ادوارد گرانویل، تاریخ ادبی ایران(جلد چهارم)، بی نا، بی جا، بی تا، ص 168 ؛  غنی، ص 63.
32- ریاض، مجله هلال، ص 29 ؛ حسن پور، ص 44.
33- آذر بیگدلی، ص 780 – پاورقی مصحح به نقل از صاحب تاریخ صبح صادق ؛ صفا، ص 859 ؛ ریاض، مجله هلال،ص 29.
34- بهداروند، مقدمه جواهری ص 19.
35- همان، ص 19 و 20.
36- همان، ص 20.
37- حسینی خواه، ص 246 و 247 به نقل از تقی الدین کاشی در تذکره خلاصة الاشعار و زبدة الافکار ؛ بهداروند، مقدمه جواهری به نقل از همان ص 18 و 19.
38- هدایت، ریاض العارفین، ص99.
39- آذر بیگدلی، لطفعلی بیک، آتشکده آذر، تصحیح شهیدی، سید جعفر، انتشارات مؤسسه نشر کتاب، شاردیبهشت ماه 1337، ص 156. توضیح: استاد وحید دستگردی، مؤسس نشریه مشهور ارمغان، در وصف سحابی و نقد گفتار آذر می گوید: « ... چنان شاعر بزرگ قوی مایه را مستحق تحسین نشناخته است.» : دستگردی، وحید، انتقاد شعر، مجله ارمغان، شماره 2، دوره سوم، اردیبهشت 1301، ص50.
40- واله داغستانی، ص 979.
41- آذر بیگدلی، ص 780 پاورقی مصحح به نقل از آزاد بلگرامی در تذکره سرو آزاد ؛ حسن خان بهادر، محمد صدیق، تذکره شمع انجمن، تصحیح کهدویی، محمد کاظم، انتشارات دانشگاه یزد، 1385، ص 317.
42- رازی، ص 111.
43- ایمان، رحیم علی خان، تذکره منتخب اللطایف، تصحیح: جلالی، سید محمدرضا و سید امیرحسین عابدی، چاپ تابان، تهران، 1970م، ص 211.
44- لودی، ص 67.
45- سید نورالحسن خان، نگارستان سخن، به اهتمام: عبدالمجید خان، مولوی محمد، چاپ سنگی مطبع شاهجهانی، کلکته، بی تا، ص 38.
46- خوشگو، ص 154.
47- صادقی بیک افشار، تذکره مجمع الخواص، ترجمه: خیامپور، عبدالرسول، چاپخانه اختر شمال، تبریز، 1327، ص 304 و 305 ؛ طهرانی، ص 433 ؛ صفا، ص 859.
48- تربیت، میرزا محمدعلیخان، صادقی افشار، مجله ارمغان، شماره 123، فروردین 1310، ص 15 ؛ آژند، یعقوب، آن تبریزی تنگ حوصله که نادره دوران بود، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 37 و38، آذر 1379، صص 12 تا 16.
49- حسینی خواه، پاورقی ص 248.
50- بهداروند، مقدمه جواهری ص 19 و 20.
51- ریاض، مجله معارف اسلامی، ص37. توضیح: مثنوی سحابی با مطلع « در جهانند مشت خام طمع / کید خود را نهاده نام ورع» آغاز می شود که 2 نسخه از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره های 1/14219 و 4/ 14129 نگهداری می شود.
52- حسن پور، ص 43.
53- همان، صص 46 تا 50.
54- ریاض، مجله هلال، ص 30 ؛ نعمانی، علامه شبلی، شعر العجم یا تاریخ شعر و ادبیات ایران (جلد سوم)، ترجمه: فخرداعی گیلانی، سید محمد تقی، کتابخانه ابن سینا، تهران، 1334، ص 18 ؛ شمیسا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی(چاپ دوم)، انتشارات فردوس، تهران، 1374، ص 108.
     د) ریاض، مجله معارف اسلامی، ص38 به نقل از زین العابدین مؤتمن در کتاب «شعر و ادب فارسی» وی.
55- نفیسی، ص 413 ؛ صدر حاج سید جوادی و دیگران، ص 106.
56- طهرانی، ص 433 ؛ ریاض، مجله هلال، ص 30 ؛ رشیدی تبریزی، یاراحمد بن حسین، طربخانه (رباعیات حکیم خیام نیشابوری)، تصحیح و تعلیقات: همایی، جلال الدین، چاپ تابان، مقدمه مصحح ص 24.
57-  ریاض، مجله هلال، ص 29.
58- ریاض، محمد، تضمینات و تتبعات شعرای ایران در آثار اقبال لاهوری، مجله وحید، شماره 130، مهر 1353، ص 565.
59- میر افضلی، سید علی، ابوسعید ابوالخیر و رباعیات دوره صفوی، مجله معارف، شماره 45، آذر- اسفند 1377، ص46.
ب) ایمانی، بهروز، یادداشتهایی درباره سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، مجله پیام بهارستان، شماره 48، خرداد 1384، ص44 به نقل از یادداشتهای مرحوم احمد گلچین معانی در نقد کتاب سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر به تصحیح سعید نفیسی.
60- ریاض، مجله معارف اسلامی، ص 38 ؛ حسن پور، بهار ادب، ص 44.
61- تبریزی، صائب، ملا سحابی استرآبادی صاحب رباعیات، مجله ارمغان، شماره 9و10، دوره هجدهم، آذر و دی 1316، ص 638.
62- نفیسی، ص 412 ؛ صفا، ص 860 ؛ صدر حاج سید جوادی و دیگران، ص 106.
63- بهداروند، مقدمه جواهری به نقل از تقی اوحدی در عرفات ص 23.
64- گوپاموی، محمد قدرت الله، تذکره نتایج الافکار (چاپ سنگی)، ناشر اردشیر بنشاهی، بمبئی، دی ماه 1336، ص 329 ؛ حسن خان بهادر، ص 317.
65- لودی، ص67.
66- حسینی خواه، ص 260 ؛ بهداروند، مقدمه جواهری ص 24.
67- بهداروند، مقدمه جواهری ص20 ؛ رشیدی تبریزی، مقدمه مصصح ص 24.
68- نقوی، شهریار، مؤسسات چاپ کتب فارسی در پاکستان، مجله هلال کراچی، شماره 80، خرداد 1347، ص 13.
69- نفیسی،  ص 412 ؛ صفا، ص 860 ؛ صدر حاج سید جوادی و دیگران، ص 106.
70- مدرس تبریزی، ص 445 ؛ لودی، ص67.
71- بهداروند، مقدمه جواهری ص 17 و 18.
72- بهداروند، مقدمه مصحح ص 43.
73- بهداروند، مقدمه مصحح ص 43 و مقدمه جواهری ص 24.
74- محمدی، سایر، اشعار و رمان های تازه همراه تابستان گرم، روزنامه ایران، شماره 4238، 28 خرداد 1388، ص16: شماره کتابشناسی ملی 159654.
75- بهداروند، صص 1 الی 535.
76-  فهرست نسخ:
- نسخه کتابخانه ملک به شماره 4995، متعلق به   سال 1091ه.ق، شامل 4452 رباعی.
- نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 1087، متعلق به قرن یازدهم، شامل 6250 رباعی.
- نسخه مرحوم تیمور تاش، متعلق به قرن یازدهم، شامل شش هزار رباعی (: بهداروند، مقدمه جواهری به نقل از احمد گلچین معانی ص 24).
- نسخه کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد.
- نسخه کتابخانه آستان قدس رضوی(ع) به شماره 4798 به نام « رباعیت سحابی استرآبادی»، شامل 3938 رباعی به انضمام رساله ای عرفانی به نثر و نظم که آغاز و انجام آن افتاده  است و یک مثنوی ناقص الآخر بر وزن جام جم اوحدی که در ضمن آن دو مثنوی کوتاه یکی به بحر مثنوی مولانا و دیگری به بحر مخزن الاسرار نظامی به صورت حکایت و تمثیل آمده است.
- مجموعه ای خطی شامل 313 رباعی از سحابی بدون نام ناسخ و تاریخ نگارش همراه با ترجمه ابوحامد عرشی حیدرآبادی از زندگانی سحابی به انضمام 38 رباعی از بابا افضل کوهی در کتابخانه شخصی حاج اسماعیل هدایتی تاجر واقع در منزل وی در قم. ( حسینی، سید احمد، دلیل المخطوطات(2)، مجله تراثنا، شماره 3، سال اول، ربیع الثانی و جمادی اول و جمادی الثانی 1406ه.ق، ص 76.)
- منتخبی از رباعیات در قالب بخشی از نسخه ای خطی در کتابخانه دانشگاه عثمانیه حیدرآباد هندوستان. (اکبر، رضیه، فهرست مخطوطات فارسی در دانشگاه عثمانیه(حیدرآباد)، مجله وحید، شماره 116، مرداد 1352، ص 562.)
- نسخه خطی کتابخانه بادلیان آکسفورد به شماره 2663 در 347 برگ بدون تاریخ ( احتمالاً متعلق به سده یازدهم هجری) شامل مجموعه ای از رباعیات که بخش اعظم آن مربوط به سحابی است و در پایان آن رباعیاتی از محوی همدانی، مؤمن حسین یزدی و چند شاعر دیگر نیز نقل شده است و فیلم و عکس آن به شماره های 1221و 3005-3009 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود.(میر افضلی، مجله معارف، ص 65.)
- در صفحات آخر نسخه عبدالرحمن پارسای تویسرکانی که علاوه بر شش هزار رباعی دارای مقدمه نثری به قلم خود شاعر می باشد، مثنوی کوچکی حاوی 343 بیت شعر به وزن بهرامنامه نظامی، اثر خود سحابی، ضمیمه گردیده است که با این ابیات آغاز می شود:« در جهانند مشت خام طمع / کید خود را نهاده نام ورع / دیگری گفته نه که آن مهتر / این یکی گفته کار فلان بهتر /  هر یک از دیگری است ضایع تر / پی اسمی که هست شایع تر.» نمونه نثر او از این قرار است: « ای پسر اول کسب بصیرت کن آنگاه عالمی را اسباب بصارت. اگر یک لحظه حق از روزن چشم انسان برون نتابد نه از خود و نه از اول و آخر خود اثر یابد.» (محتشم دولتشاهی، مجله ارمغان، ص 515.)
77- طهرانی، ص 433 ؛ صفا، ص 860.


برچسب‌ها: سحابی استرآبادی, شعر گرگان, مشاهیر گلستان, رباعی
+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:41  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |