فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

    23 ذی الحجه مصادف با درگذشت قاضی ابوالحسن علی بن عبدالعزیز بن حسن بن علی بن اسماعیل جرجانی(گرگانی) از مشاهیر و بزرگان علم و ادب و فقه ایران زمین است، البته در خصوص سال درگذشت این چهره بزرگ یک اختلاف تاریخی وجود دارد و برخی آن را 366ق نگاشته اند که قطعاً صحیح نمی باشد. وی در زمان وزارت صاحب بن عباد بر مسند قضای جرجان و ری بود و در همین شهر اخیر در روز سه شنبه دار فانی را وداع گفت و تابوت وی را به جرجان(گرگان تاریخی) حمل نموده و در آنجا به خاک سپردند و بر جسد وی قاضی ابوالحسن عبدالجبار بن احمد نماز خواند و در هنگام تدفین وی وزیر خطیر ابوالقاسم بن علی بن قاسم و وزیر مجدالدوله و ابوالفضل عارضی حاضر بودند.

    قاضی علی جرجانی در سال 323ق در گرگان متولد گردید پس از گذران دوره بلوغ در سال 337ق به نیشابور رفت و در آنجا در محضر شیوخ مختلف به فراگیری فقه و شعر و نحو پرداخت سپس به و عراق و شام رفت و در دانش و ادبیات به اوج شهرت رسید طوری که ثعالبی در یتیمة الدهر از او به عنوان « فرید زمان و نادره چرخ و درة التاج ادب و شیر لشکر شعر» نام می برد. در قضاوت به حسن سیرت مشهور بود.

برخی از مولفات وی عبارتند از:

1-      کتاب الوکاله: شامل 4000 مسئله.

2-      تفسیر قرآن مجید: ابن کثیر از عنوان کبیر برای آن نام می برد.

3-      تهذیب التاریخ: ابوالقاسم سهمی جرجانی از این کتاب نام برده است.

4-      صفوة التاریخ.

5-      کتاب الانساب: ابن خلدون از این کتاب نام برده است.

6-      کتاب الرؤساء و الجله: ثعالبی از این کتاب ذکر کرده است.

7-      رسائل القاضی جرجانی.

8-      الوساطه بین المتنبی و خصومه: مشهورترین کتاب وی است.

9-      فی الاغراض البلاغیه.

10-  دیوان شعر.

منابع: مجله آفاق الثقافه و التراث شماره 11 و 50 مجله الادب شماره 15 مجله العرب شماره 373 مجله العرفان شماره 195 مجله الهدایة الاسلامیه شماره 229 مجله المورد شماره 111.

 

+ نگاشته شده در  شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۰ساعت 21:44  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

یکصد و پنج سال پیش در این ایام:

راپورت (گزارش) آقای حاج شیخ محمد جواد مخبر شعبة اول در خصوص وضعیت انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی در شهر استرآباد(گرگان):« در تاریخ ۲۱ شوال ۳۹ سه ساعت قبل از ظهر شعبه اول تشکیل، بدواً مراجعه بدوسیه انتخابات استر آباد نموده راپورت آنرا بنظرمحترم نمایندگان میرساند ـ در ذیقعده ۳۷ انجمن انتخابات استرآباد تشکیل و در غره ذیحجه الی ۱۵ در شهر استرآباد، ۱۳۳۰ ورقة تعرفه داده شده از یوم ۱۷ ذیحجه الی ۱۹ شروع بأخذ رأی کردند علاوه ۷ شعبه نظارت در ۷ نقطه معین و کلیه در تمام نقاط ۵۳۸۹ ورقه تعرفه داده اند که مجموع آراء شهر و اطراف ۶۶۸۹رأی بسمت نمایندگی استر آباد و مضافات انتخاب و شکایتی هم تا کنون از انتخابات استرآباد نرسیده لهذا شعبه ۱ تصدیق مینماید که انتخابات استر آباد و انتخاب آقای حاج شیخ محمد حسین صحیح و مطابق قانون انتخابات بوده است. »

                                         شیخ محمدحسین مقصودلوی استرآبادی

چنانچه ملاحظه فرمودید آقای حاج شیخ محمدحسین مقصودلوی استرآبادی که از مشروطه خواهان به نام گرگان در آن دوران بود به عنوان نماینده قانونی مردم این شهر درمجلس شورای ملی برگزیده شد.

منبع: روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران- دوره چهارم ص3.

+ نگاشته شده در  جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰ساعت 16:26  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

     از لحاظ مباحث نَسَب شناسی، انتساب اشخاص به منطقه یا دیاری خاص در دو حالت محرز می گردد:

اول منطقه مزبور مولد ایشان باشد یعنی فرد مورد نظر در آن خاک متولد گردیده و پا به عرصه گیتی گذاشته باشد.

دوم ریشه در آن سرزمین داشته باشد یعنی از جانب والدین یا نیاکان خویش که متعلق به آن دیارند بدانجا منسوب باشد حتی اگر خود فرد در آن دیار متولد نگردیده باشد.

قطع مسلم آنکه اشخاصی نیز هستند که هر دو حالت فوق برایشان صادق است یعنی هم از لحاظ مولد هم از لحاظ ریشه ای به منطقه ای منسوبند که در این حالت شدت و حدت انتساب قوت بیشتری می یابد.

    نکته: چنانچه کسی در جایی متوطن باشد حتی سالیان دراز و متمادی اما اگر آن دو حالت فوق الذکر در موردش مصداق نداشته باشد به هیچ عنوان نمی تواند به آن دیار منتسب باشد یعنی شرط توطن حاکی از انتساب به شهر و دیار نیست (تمامی این موارد را به طور مشروح در مطلب سریالی « تکمله ای بر فرهنگنامه مفاخر استرآباد و جرجان» که این روزها در نشریه وزین گلشن مهر منتشر می گردد به تفصیل توضیح داده ام که در قسمتهای آتی به طبع خواهد رسید)

    ذکر چند مثال: در میان بزرگان نامی دیار سرسبز و باستانی گلستان که ذکر نامشان در کتاب وزین و موقر «فرهنگنامه مفاخر استرآباد و جرجان» اثر استاد حجة الاسلام میرتقی حسینی خواه آمده است به اسامی ذیل توجه فرمائید:

هلالی جغتایی استرآبادی(ر.ک ج 2 ص 297): این شخصیت قطعا از شعرای منتسب به دیار گرگان زمین است چرا که مولد و منشأ وی شهر تاریخی و زیبای گرگان است البته بر همگان روشن است که وی اصالتا از مردمان جغتاست و جغتا منطقه ای است در آسیای میانه(ماوراءالنهر) که مردمانش ترک تبارند.

شریف ثانی استرآبادی (ر.ک ج1 ص 291) : این چهره تابناک که از نوادگان علامه میر سید شریف جرجانی است متولد شهر زیبا و فرهنگی شیراز است و تقریبا 4-5 نسل با خود علامه شریف فاصله دارد و پدر و دیگر نیاکان وی که مابعد علامه شریف در قید حیات بوده اند همگی متولد و متوطن شیراز بوده اند اما به هر روی ما این شخصیت بزرگ را که بعدها به وزیر اعظم شاه اسماعیل صفوی مبدل گردیده و در جنگ چالدران به شهادت می رسد از منتسبین به شهر و دیار گرگان زمین می دانیم و به همان دلیل دوم که ذکر نمودم از لحاظ مباحث نسب شناسی مورد تأیید علمای فن می باشد.

شاهی استرآبادی(سبزواری)(ر.ک ج 1 ص287): چنانچه به تفصیل در قسمتهای آتی تکمله در نشریه گلشن مهر خواهد آمد اثبات می گردد که این شاعر پرآوازه سبزواری علیرغم توطن در گرگان و حتی توفی و تدفین در این شهر تاریخی به همان دو دلیل واضح و مبرهن که آوردیم نمی تواند به دیار گرگان و گلستان منتسب باشد و این از اشتباهات نویسنده محترم فرهنگنامه مفاخر استرآباد و جرجان است.

اما فارغ از تمامی آنچه در خصوص مسائل نسب شناسی و نژادی مطرح گردید به اعتقاد نگارنده شرط اول و اساسی انتساب یک شخص به یک دیار این است که وی با تمامی وجود و از اعماق درونی اش به آن شهر و دیار عشق بورزد و در راه اعتلا و سربلندی آن از هیچ کوششی فروگذار نکرده و جان بر کف از دیار خود در برابر تمامی ناملایمات و خصومتها و زشتی ها به هر طریق ممکن دفاع کند و چه نادرند از اینگونه دیّاران ...

    پروفسور آرتور آپهم پوپ، مورخ و دانشمند بزرگ آمریکایی به حق یک ایرانی تمام عیار است او که نه در این خاک پاک چشم به جهان گشوده و نه هیچ یک از اجدادش به این خاک منتسب بوده اند در سال 1304خ به دعوت حسین علاء به تهران آمد و به دلیل شوق و اشتیاق وافری که به هنر و فرهنگ ایران زمین داشت در سال 1348خ با همسرش فیلیس اکرمن ساکن شیراز گردید و در نهایت در ایران دار فانی را وداع گفت اما به سبب عشق بیش از حد به سرزمین آریایی ما بنا بر وصیتش در اصفهان به خاک سپرده شد تا کالبد ناآرامش درون خاک ایران آرام گیرد و ذره ذره اندامش با خاک این سرزمین مقدس درآمیزد. در یکی از کتابهایش در این زمینه نوشته شده: « با عزم و شوق به ایران آمدم تا به زیارت سرزمین رویاهایم ایران بروم»

    دکتر ریچارد نلسون فرای نیز از اینگونه ایرانی است، چرا که به خاطر عشق وافرش به ایران از رئیس جمهوری درخواست نمود تا پس از مرگ در کنار همتایش پروفسور پوپ بیارامد و بدین ترتیب در مرداد ماه 1389خ از سوی ریاست جمهوری ایران منزلی در اصفهان دریافت نمود که تا پایان عمر پربارش در آن بیاساید ...

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است         با دوســـتان مــروت با دشمـــنان مدارا

در کــــوی نیک نامــی ما را گذر ندادند         گـر تو نمی پسنـــــدی تغییر کن قضا را

 

+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰ساعت 23:25  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

75 سال پیش در این ایام

    برای نخستین بار اردوی مفصلی از پیشاهنگان گرگان بمناسبت ورود رضا شاه پهلوی و ولیعهدش محمدرضا شاه برای مشاهده اسب دوانی سال 1315خ در بندرترکمن تشکیل گردید. اردوی مزبور مرکب از 700 نفر در روز اسب دوانی در پیشگاه شاه ایران و ولیعهد دفیله داده و سوگند وفاداری یاد نمودند. در این اردو تمام رسدهای ناحیه گرگان با لباس پیشاهنگی و اولزم و تجهیزات آراسته شرکت نموده و اردوی مزبور از 29 رسد تشکیل شده بود شامل بیست رسد از گرگان، بندرگز، بندرشاه، جعفربای و 9 رسد دیگر که از دیگر نواحی حضور یافته بودند و برای صف آرائی و توقف در مسیر موکب ملوکانه تعیین و رسدهای مزبور متعلق به نقاط ذیل بوده است: گرگان 5 رسد بندرگز 2 رسد بندرشاه 2 رسد گمش تپه 1 رسد خواجه نفس 1 رسد امچلی 1 رسد سلاخ 1 رسد- بشیوسقله 1 رسد نوکنده 1 رسد -  پهلوی دژ(آق قلا) 1 رسد ارخ 1 رسد داز 1 رسد یلقی 2 جوخه.

    رسدهای فوق روز سیزدهم آبان در بندرشاه حضور بهم رسانیده و مدت سه روز بمشق و تمرین های لازم اشتغال داشته و روز هفدهم آبان به دبستانهای خود مراجعت کرده و مجددا روز بیستم آبان تمام رسدهای مذکور در محل اردوی بندرشاه حاضر شده تا روز بیست و دوم مشغول تمرین مشقها بودند. دو جوخه(16نفر) از پیشاهنگان قسمت موزیک را عهده دار و یکی از ساختمانهای وسیع گمرک برای سکونت و آسایشگاه شبانه پیشاهنگان اختصاص یافته و وسائل اعاشه و ارتزاق آنها برای مدت یک هفته از پیش آماده گردیده بود.

    روز بیست و دوم تمام پیشاهنگان با عده مخصوص موزیک در خیابان مسیر موکب شاهانه صف آرائی نموده و پس از تشریف فرمایی موکب شاهنشاه و ولایتعهد، پیشاهنگان برای شرف ناهار مرخص شده و مقارن ساعت یک بعداز ظهر در میدان اسب دوانی حاضر و در جایگاه خودشان قرار گرفتند. ساعت دو و نیم بعدازظهر دفیله پیشاهنگان شروع گردید ابتدا عده موزیک و سپس فرمانده اردو و متعاقب آنها هر رسد با پرچم و افسر خود بر  طبق مقررات مربوط به دفیله در حال ترنم مارش از مقابل جایگاه  سلطنتی به ترتیب عبور نموده و بلافاصله رسدهای پیشاهنگی یکی پس از دیگری به طرف مرکز پیشاهنگان رهسپار و حلقه وار جایگاه سلطنتی و ریاست عالی خود و درفش سلطنتی و پرچم ملی را احاطه و تمام رسدها بالاتفاق و هماهنگ سرود پرچم را ترنم نموده و سپس با انشعاب و حرکت منظم جالب توجهی از طرفین میدان به محل اردو بازگشت کرده و پرچمهای رسدهای خود را بر فراز چادر هر رسد برافراشتند.

                      

منبع: مجله تعلیم و تربیت - شماره آذر ۱۳۱۵خ.

+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰ساعت 16:22  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

   مورخه 22/8/1386خ در زمان حضور آقای حسینعلی وکیل در مسند مدیر کل دفتر ثبت آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی و آقای فریبرز دولت آبادی در مسند معاونت میراث فرهنگی و آقای محمود ربیعی در جایگاه ریاست سازمان میراث فرهنگی استان گلستان برخی از منازل روستایی استان متعلق به دوره های قاجار و پهلوی به شرح ذیل در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید:

1.       خانه حاج نصرت ابراهیمی روستای میان دره شماره 20043

2.       خانه عباس آقا بابایی روستای زیارت شماره 20044

3.       خانه ابراهیم کاوه روستای زیارت - شماره 20042

4.       خانه حاج علی گل محمدی روستای زیارت شماره 20041

5.       خانه حاج عباس کریمی روستای فیض آباد شماره 20040

6.       خانه یوسف سلیمانی روستای زیارت شماره 20039

7.       خانه قربانعلی مؤمنی روستای کفشگیری شماره 20038

8.       خانه شعبان بادلی روستای زیارت شماره 20037

9.       خانه عباس علاءالدین روستای زیارت - شماره 20036

10.   خانه حسین آقابابایی روستای زیارت شماره 20035

11.   خانه شموشکی روستای شموشک شماره 20034

12.   خانه علیرضا انتظاری روستای بالاجاده شماره 20032

13.   خانه صفرقلی هزارجریبی روستای بالاجاده شماره 20033

14.   خانه حسن سلیمانی -  روستای زیارت شماره 20056

15.   خانه ننه خانم باقری روستای بالاجاده شماره 20057

16.   خانه کربلایی محمدقلی دوستی دیلمی روستای ماهیان شماره 20055

17.   خانه قربان علاءالدین روستای زیارت شماره 20054

18.   خانه مسلم علاءالدین روستای زیارت شماره 20053

19.   خانه لیلا شاهکوه محلی روستای زیارت شماره 20052

20.   خانه محمد محمدرضاپور روستای زیارت- شماره 20051

21.   خانه ابوالفضل سلطان پور روستای زیارت شماره 20050

22.   خانه حاج غلامرضا بادلی روستای زیارت شماره 20049

23.   خانه اکبر آقابابایی روستای زیارت- شماره  20048

24.   خانه محتبی علاءالدین و شعبان بادلی-  روستای زیارت- شماره  20047

25.   خانه رستم برهانی نژاد روستای کفشگیری- شماره 20046

26.   خانه حسین علی کابلی روستای کفشگیری - شماره 20045

+ نگاشته شده در  یکشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۰ساعت 7:45  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

     جمعه گذشته به اتفاق خانواده در اقدامی تفریحی فرهنگی به زیارت مقبره علامه میر سید شریف جرجانی رفته و با تغییراتی قابل توجه در وضعیت بقعه آن دانشمند بزرگ مواجه گردیدیم، فضای داخلی بقعه کوچک علامه کاملا پاکسازی گردیده و دو دیواره در دو سوی ورودی بقعه قرار داده شده بود که البته نیمه کاره رها گردیده و مانع ورود به فضای داخلی و دسترسی به سنگ قبر ایشان می گردید

     اینکه مقادیری تحول مثبت در این زمینه رخ داده است شایسته تقدیر است، اما گمان می کردم که این رخداد در نتیجه ملاقات حضوری ام با آقای فعالی در اردیبهشت ماه سال جاری بوده و آن دیدار بدین منوال مثمر ثمر واقع گردیده است ولی در پرس و جو از اهالی محل که طی این چهار سال گذشته با ایشان ارتباطی دوستانه ای نیز پیدا کرده ام، متوجه شدم که موارد فوق در اواخر سال گذشته حادث گردیده و اصلا ارتباطی به فعالیتهای آقای فعالی نداشته است، علی ای حال همچنان امیدواریم تا روند بهبودی این مکان تاریخی سرعت فزاینده ای یابد و این اثر گرانبها به فهرست آثار ملی نیز افزوده گردد.

    

     پی نوشت1: در خصوص وضعیت مقبره علامه شریف اینجانب در نشریات سلیم و ماهنامه تجارت و گردشگری مقالاتی درج نموده و طی سالیان اخیر نامه های مختلفی به میراث فرهنگی فارس و ریاست جمهوری ارسال داشته ام که تاثیراتی هرچند کوچک در این زمینه داشته است

    پی نوشت2: برای مطالعه بیشتر دراین خصوص به آرشیو مطالب وبلاگ استارباد مراجعه فرمائید:

http://estarbad.blogfa.com/post-3.aspx

http://estarbad.blogfa.com/post-7.aspx

http://estarbad.blogfa.com/post-55.aspx

http://estarbad.blogfa.com/post-56.aspx

http://estarbad.blogfa.com/post-64.aspx

http://estarbad.blogfa.com/post-91.aspx

 

+ نگاشته شده در  دوشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۰ساعت 22:44  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

     دوشنبه ای که گذشت اثر تحقیقی- پژوهشی اینجانب به نام سررسید پارس نگار که حاصل 8 ماه تلاش مستمر و شبانه روزی است از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس مجوز انتشار گرفت و انشاءالله در روزهای آتی در شیراز به طبع خواهد رسید، سررسید فوق الذکر روزشمار رخدادهای تاریخی استان فارس است و شامل تمامی وقایع تاریخی این استان از دوران هخامنشی تا عصر حاضر می گردد، همچنین در هر صفحه از آن یک یا دو بیت شعر از یک شاعر برجسته این استان لحاظ گردیده و در واقع با مطالعه این سالنامه خواننده با 366 شاعر و تاریخ حیات وی آشنا می گردد، بخشهایی از مقدمه کتاب مزبور به همراه طرح رو و پشت جلد آن و یک صفحه از صفحات داخلی آن را ذیلاً ملاحظه می فرمائید:

                  در منطقه باستانی، متمدن و فرهنگی استان فارس(ایالت پارس سابق)که بخش عظیم و مهمی از تاریخ پر فراز و نشیب میهنمان را چه پیش و چه پس از دوره اسلامی تشکیل  داده و می دهد، رویدادهای بسیار تأثیرگذار و مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی،  علمی، فرهنگی، هنری، ادبی و ... حادث گردیده، چهره ها و شخصیتهای بزرگ و جاودانه ای نیز  در همین زمینه ها به منصه ظهور رسیده  و بعضاً رخ در نقاب خاک کشیده اند تا همه و همه سبب گردد نام  زیبای پارس(فارس) نخستین و مهمترین بازتاب دهنده نام ایران همیشه جاودان باشد.

                  این مجموعه که نخستین بار در منطقه پهناور وتاریخی  استان فارس به طبع و نشر می رسد، پیوندی است با حوادث و وقایع تاریخی دور و نزدیک، دریچه ای است به یادگاران تلخ و شیرین گذشته و حال و آغازی است برای گام نهادن در مسیری که راه بسیاری برای رفتن دارد، چرا که این مجموعه به فراخور توانمندی نگارنده و منابع در اختیارش به رشته تحریر درآمده است و نسبت به آنچه نگارنده از آن محروم مانده کاستی هایی دارد که  ان شاءاللّه به یاری دوستاران و اساتید تاریخ و فرهنگ استان فارس و آنها که این دیار هنرپرور و ادب آفرین  را صادقانه و عاشقانه دوست دارند ، ترفیع خواهد شد.

                 این مجموعه تنها به گردآوری و ذکر رخدادهایی پرداخته است که یا  در دل مرزهای جغرافیای کنونی استان فارس حادث شده یا پیرامون شخصیتهای برجسته و نام آوری شکل گرفته است که از دل این خاک پاک، پا به عرصه گیتی نهاده و نسب از این دیار برده اند و  نام و نشان خود را با بخشی از تاریخ این سرزمین گره زده اند، این سررسید به هر روی در بر گیرنده رخدادهایی است که به هر نحوی از انحاء با نام این دیار و دیّاران آن مرتبط شده است.  البته وقایعی که روزنگار آنها در منابع تاریخی دقیقاً مشخص گردیده است و قطعاً این مقوله بیشتر شامل دوره های اخیر تاریخی ، مخصوصا ازدوران  قاجاریه بدین سوی می شود چرا که متاسفانه در منابع قدیمی تر ، تاریخ نگاری دقیق و مشخص، بسیار اندک صورت گرفته و اغلب اتفاقات تاریخی در بهترین حالت تنها در حد اشاره به سال و ماه آن نگاشته شده  اند. اهم موضوعات و رئوس مطالب مورد بررسی، شامل موارد ذیل است:

1-      سیر وقایع سیاسی- اجتماعی انقلاب مشروطه.

2-      سیر وقایع سیاسی- اجتماعی انقلاب شکوهمند اسلامی.

3-      شهادت شهدای شاخص هشت سال دفاع مقدس.

4-      تولد و درگذشت شخصیتهای خاص و برجسته معاصر و ماقبل.

5-      ترور، قتل و اعدام شخصیتهای برجسته و خاص، انفجارها و کشتارهای تروریستی.

6-      جنگها، نبردها و محاصره های ملی و محلی.

7-      قیام ها، شورش ها، تظاهرات، اجتماعات، تحصن ها و ... .

8-      دستگیری، حبس و آزادی شخصیتهای برجسته و خاص.

9-      اتفاقات حادثه خیز طبیعی اعم از زلزله، سیل، باران، برف و تگرگ.

10-  ورود، خروج و حوادث رخ داده پیرامون شخصیتهای برجسته ملی و بین المللی، سیّاحان، گردشگران  و صاحب منصبان  بیگانه .

11-  احداث، راه اندازی و بهره برداری از صنایع و اماکن مهم دولتی، عمومی و خصوصی.

12-  انتشار نشریات و جراید یا صدور مجوز و امتیاز آنها.

13-  همایشها، کنگره ها، بزرگداشتها و سخنرانی های انجام گرفته پیرامون شخصیتهای برجسته و خاص.

14-  اهدای جوایز و تقدیر از شخصیتهای برجسته و خاص.

15-  تشکیل انجمن ها، اتحادیه ها،اصناف،  هیئتها و ...

16-  انتخاب، انتصاب، عزل و یا استعفای وزیران، حاکمان، والیان، فرمانداران، استانداران، شهرداران، کنسول ها .

17-  تلگرافها، گزارش ها، نامه ها و اعلامیه های مهم سیاسی- اجتماعی اعم از وارده و خارجه.

18-  برگزاری مراسم و آئینهای مذهبی- ملی- سیاسی- آموزشی- فرهنگی و ...

19-  گشایش و افتتاح اماکن و ابنیه خاص.

20-  دستورات، فرامین و اجازه های صادره از سوی پادشاهان، رهبران،حکام، مراجع عظام، فقها و ...

21-  ثبت اماکن طبیعی،  باستانی و تاریخی در فهرست آثار ملی طبیعی و تاریخی.

22-  اکتشاف، بازسازی و مرمت اماکن و ابنای باستانی و تاریخی.

23-  نسخه نویسی و نگارش کتابهای مشهور.

24-  مصوبات مهم و تاثیرگذار مجالس شورای ملی، اسلامی، سنا و هیئت وزیران.

25-  وقف و اهدا

پارس نگار

                           صفحه اول    
+ نگاشته شده در  جمعه ۱۳ آبان ۱۳۹۰ساعت 15:37  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

   مورخه 8/8/1326خ در شماره 180 نشریه آئین اسلام نامه ذیل که از آقایان علی اصغر شکی کتولی و سید حسین ضیائی کتولی و اسمعیل مزیدی کتولی و فغانعلی علی‏نژاد کتولی، طلاب مدرسه سادات گرگان ‏ به نشریه مزبور ارسال گردیده بود به طبع رسید:

نشریه آئین اسلام                        

    البته غرض از تحصیلات علوم دینیه آنست که علاوه بر آنکه در خود کمالی حاصل کنیم بتوانیم تا اندازه کمکی هم‏ بحفظ دین بنمائیم چون ما خود را و سایر محصلین دینی را بمنزلهء سرباز وظیفه میدانیم که باید در این سن آداب و رسوم مربوطه‏ بارتش را کاملا بیاموزیم و بآلات جنگی مربوط و آشنا شویم‏ تا استقلال مملکت دین را با این وسیلهء در موقع تهاجم اجانب‏ و دشمنان بر علیه استقلال حفظ کنیم با این قشون آزموده بتوان‏ سرحدات را از هجوم اجانب محفوظ داشت و نیز در موقع جنک‏ و مبارزه با دشمن با بینائی و تعلیمات سابقه دلیرانه استقامت کنیم‏ مخصوصا ما امروز باید در مدارس دینی بقسمت تبلیغات علمی‏ و اخلاقی کاملا آشنا باشیم اگر ساعتی از اعراب و بنای ضرب‏ زید عمروا میخوانیم ساعتی هم شرح داستان جنگ زید و عمرو را تشریح دهیم و بحقانیت ضارب و مضروب قضاوت کنیم‏ برای حصول باین منظور بطوریکه مشاهده میشود استادان‏ فن و نویسندگان دینی ما چند نامه دینی را میدان‏گاه مشق‏ و تعلیمات سربازان جدید قرار داده‏اند مخصوصا این نامه‏ گرامی که تحت‏نظر جنابعالی اداره میشود بخوبی منظور ما را تامین مینماید در واقع ملت اسلام از شخص جنابعالی که بانی‏ این وسیله شدید باید فوق‏العاده شکرگذار باشند و البته صاحب‏ شرع بشما متوجه هست-افسران زبردستی مشاهده میشود که خود را آماده برای این تعلیمات بسربازان جدید نموده‏ و آن نامهء دینی را میدان مشق و مانور قرار دادند. چون اینجانبان که بعضی از ماها در سالهای پیش در نوده‏ ملک که یکی از دهات شرقی گرگان است خدمت یکنفر از آقایان تحصیل داشتیم استاد معظم ما که از نامه دینی شما بهره‏مند بود ما هم استفاده مینمودیم امسال که برای تحصیل‏ در شهر گرگان آمدیم از آن استفاده محرومیم. از طرفی هم اولیاء ده‏نشین و بیچاره خود را نمیتوانیم‏ زیادتر از مؤنه تحصیلی تحمیل کنیم از طرفی هم از مراکز دینی‏ از قبیل دار العلم قم و غیره دور و از نوشتجات بزرگان دین‏ محروم-و از طرفی هم سنا و هم درسا کوچکیم-(تا سیوطی)در این محل هم کسی بما متوجه نیست از طرفی دیگر دوای درد و نمک‏ تحصیل خود را داشتن آن نامه گرامی میدانیم لذا چاره ندیدیم‏ جز آنکه بخود جنابعالی متوسل شده استدعا نمائیم که با درج‏ این تقاضانامه از ارسال مسلسل یکساله آن نامه دینی ما را احیا فرموده شاید بدان وسیله بوضع تبلیغاتی آشنا شده‏ درمانی بدرد ما بشود در خاتمه بقاء سعادت جنابعالی را خواستاریم.

+ نگاشته شده در  یکشنبه ۸ آبان ۱۳۹۰ساعت 0:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

     روز گذشته به دلیل مسائل کاری در تهران بودم و فرصت را غنیمت شمرده به مصلی تهران رفته تا از نزدیک شاهد برگزاری هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و رسانه های تهران باشم، حضور برخی افراد سرشناس در عرصه سینما، فرهنگ و رسانه جلب توجه می نمود و به تقریب تمامی مطبوعات قدیمی و جدید کشور غرفه ای وزین و درخور توجه دایر نموده و به خودنمایی می پرداختند در انتهای سالن، سمت راست نیز مطبوعات استانی غرفه داشتند و برخی استانها از جمله کرمانشاه، کرمان، فارس، ایلام، خراسان، اصفهان و ... جلوه هایی از تاریخ نشریات و جراید خود را به معرض نمایش گذاشته بودند اما دریغ که دوستان دس ت اندرکار گلستان نتوانسته بودند جلوه کوچکی از عرصه مطبوعات این استان را عرضه کنند و مثل همیشه با یک پوستر که از مقادیر معلومی از دیدنی های طبیعی و تاریخی گلستان همراه بود چیز دیگری جلوه نمی کرد و بالکل غرفه رنگ و بوی مطبوعاتی نداشت.

+ نگاشته شده در  شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰ساعت 7:2  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

    

     امروز دوشنبه 2/8/1390 نشریه وزین گلشن مهر با مدیریت برادران مکتبی با انتشار یکهزارمین شماره خود توانست یک رویداد تاریخی را در عرصه مطبوعات گلستان به ثبت برساند، مطلب ذیل از طرف نگارنده وبلاگ استارباد برای نشریه ارسال گردیده است:

    

 از تلخ و شیرین یک خاطره تا نقد

      انتشار یکهزارمین شماره از نشریه وزین گلشن مهر، عرصه مطبوعات استان گلستان را از لحاظ تاریخی به تجربه رخدادی غرورآفرین فرا می خواند که پیش از این بدان دست نیازیده بود. نگارنده این سطور که از 19/12/1388 همکاری کوچک خود را با این جریده پرمخاطب آغاز نموده و علیرغم دوری و بُعد مسافت، همچنان با مساعدتهای مدیریت محترم آن، آقای احسان مکتبی عزیز، به درج مطالب مختلف تاریخی ادبی  در محدوده جغرافیایی استان سرسبز و باستانی گلستان می پردازد، وظیفه خود می داند تا ضمن سپاسگزاری و خدا قوت گویی به دست اندرکاران و مسؤولان پرتلاش این نشریه، مراتب تبریکات صمیمانه خود را نیز بدیشان و هم استانی های فرهیخته و فرهنگ دوست اعلام دارد، ان شاءالله در آینده ای نه چندان دور شاهد تبدیل گردیدن دوروزنامه گلشن مهر به اولین روزنامه استان سرسبز و متمدن گلستان باشیم.

  تلخ و شیرین یک خاطره: در کشاکش رویدادهای پیرامون انتخاب روز گرگان و برگزاری مراسم ویژه این روز در شهریور ماه سال گذشته، علیرغم مخالفتهای مستند و منطقی نگارنده با برگزیده شدن روز «بیستم شهریور» مصادف با تغییر نام شهر استرآباد به گرگان به عنوان روز گرگان که پیشتر از آن در دو مقاله مبسوط « اندر حکایت لطمه های یک تصمیم 75 ساله» (19/12/1388) و « بیستم شهریور روز گرگان نیست» (3/6/1389) نیز مطرح گردیده بود، با این حال نگارنده به علت علاقه و عرق شدید به موطن خویش در راستای حفظ وحدت رویه و جلوگیری از هرگونه دودستگی، عزم خود را جزم نمود تا در کنار همشهریان دوست داشتنی خویش در نخستین جشن روز گرگان شرکت نماید که خوشوقتانه موفق به این امر نیز گردید، اما درست چهار روز پس از این اتفاقات زیبا و تاریخی، نویسنده ای به ظاهر مجهول الهویه با نام جعلی کوروش طراح که با ترفندی مبتدیانه از حروف ابتدایی نام و نام خانوادگی اصلی خویش، کاف و طاء، استفاده نموده و آن نام مستعار را برای پنهان نمودن هویت اصلی اش برگزیده بود، اقدام به درج مقاله ای با عنوان «در حاشیه یک نامگذاری» با مطالبی سرشار از پرده دری های موهنانه به تاریخ و فرهنگ گرگان زمین، آن هم در نشریه گلشن مهر نمود که موجبات شگفتی و حیرت بسیاری را برای نگارنده این سطور فراهم نمود ، البته زهی خیال باطل که آفتاب پشت ابر نماند و دست آخر نام اصلی آن نویسنده بر نگارنده معلوم گردید. علی ای حال با درخواست برخی از دوستان که از طریق ایمیل و تلفن و کامنت در وبلاگ استارباد با راقم سطور تماس گرفته بودند و با اینکه در مسافرت به سر می برد سریعاً اقدام به نگارش جوابیه مستدل و مستند در رد آن لاطاعلات نموده و در شماره 31/6/1389 نشریه، مقاله «در متن یک نامگذاری» را به طبع رسانیده و خوشبختانه با استقبال عمومی خوبی نیز مواجه گردید تا گوشه ای از آلام حاصل از آن رخداد غریب التیام یابد.

   نقد: نگارنده که از مسلک و مرام خاص و منحصر به فرد مدیریت محترم و دوست داشتنی نشریه گلشن مهر، آقای احسان مکتبی، یعنی عدم سانسور در امر اطلاع رسانی و آزادی بیان مطلع است و خود نیز به نوعی از پیروان این طریقت کم رهرو می باشد نقدی نیز در این راستا بر ایشان مطرح می داند و آن اینکه آزادی بیان و بی پرده سخن گفتن نمی بایست از محدوده ادب و نزاکت خارج گردد و هرگونه مطالب غیر مستند و معلوم الحال که با نیات تفرقه افکنانه و حسد ورزانه که از قلم برخی نویسندگان غرض ورز جاری می شود را به نام نامی آزادی بیان در نشریه ای که حداقل در سه استان منتشر می گردد به طبع رسانید چرا که اینگونه مقالات و نگاره ها از چارچوب بی پردگی پا را فراتر نهاده و به قالب پرده دری وارد می گردند ... .

شغالی گر،

ماه بلند را دشنام گفت!

پیرانشان مگر،

نجات از بیماری را تجویزی اینچنین فرموده بودند؟

گُمان مدار که به قانون بوعلی حتی،

جنون را نشانی از این آشکاره تر به دست کرده باشند

فرزانه در خیال خودی

اما

که به تندر پارس می کند؟ (الف.بامداد)

+ نگاشته شده در  دوشنبه ۲ آبان ۱۳۹۰ساعت 23:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |