پنجشنبه ۱۳ فروردین ماه ۱۳۸۷ مصادف با ششم ربیع الثانی ۱۴۳۰
استاد بشر حيات عالم سلطان جهان شريف ملت
اندر ششم ربيع ثاني از هشتصد و شانزده ز هجرت
زين دار فنا به چارشنبه فرمود به دار خلد رحلت
اينجا شيراز است، پايتخت فرهنگ و هنر و تمدن پارس، زادگاه بزرگان شعر و ادب، شهر حافظ و سعدي، شهر مردمان ميهمان نواز و گشاده روي، شهر ذوق و شوق و طرب و شادي ...، اما در دل هزارتوي دير آشناي اين کهنه ديار، در پس کوچه هاي پائين شهر، جائي که ديري پيشتر همه ي شهر بود و اينک بيشتر شايد هيچ جاي شهر، غريبه اي خفته است
غريبه اي که چندان هم غريب نيست! «مير سيد شريف جرجاني» ...براستي او کيست؟ او که بيش از6 قرن در دل اين خاک پاک، اينگونه آسوده خفته است! علامه مير سيد علي بن محمد بن علي حسيني شريف جرجاني(739 يا 740-816 يا 817 ه.ق)،متکلم، حکيم، صوفي، اديب، شاعر، موسيقي شناس، مفسر، شارح و تحشيه نويس بزرگ قرن هشتم و نهم هجري، استاد و رئيس مدرسه دارالشفاء شيراز، ، هم او که قاضي نورالله شوشتري(م1019ه.ق) در مجالس المؤمنين در حق وي گفته است:«جميع اهل فضل که بعد از او قدم در وادي تحصيل کمال نهاده اند، عيال مصنفات شريفه ي اويند» و خواندمير(م941ه.ق) نيز در حبيب السير چنين گفته است:« در اندک زماني سرآمد محققان عالم و مقتداي مدققان علماء محترم گرديد.» و اينک با آرامگاهي در انزوا، دور از چشم و ناشناس که تنها شايد بر برخي از اهالي پوياي علم و دانش و جوياي فرهنگ و ادب پوشيده نمانده است.
آثار مکتوب علامه را بالغ بر 50 اثر دانسته اند که از جمله مي توان به «رساله هاي کبري و صغري در منطق، ترجمان القرآن، حاشيه بر مطول تفتازاني، حاشيه بر شرح تجريد اصفهاني، رساله صرف، حاشيه بر شرح متوسط کافيه، رساله ي تعريفات العلوم و تحديدات الرسوم، حاشيه بر تفسير کشاف زمخشري، کتاب امثله(از کتب تدريسي حوزه هاي علميه)، شرح مواقف قاضي عضد ايجي» اشاره کرد و مهمترين آثار ديگر وي بي شک شاگردانش هستند
بزرگاني چون: "خواجه علي سمرقندي( استاد نورالدين عبدالرحمن جامي)، خواجه حسن شاه بقال، سيد محمد نوربخش، قوام الدين کربالي، سعد الدين اسعد دواني(پدر علامه جلال الدين دواني)،محيي الدين اشکبار گوشکناري، بدر الدين بن قاضي سماونه، خواجه فضل الله ابوليثي و نورالدين علي بن ابراهيم شيرازي». آنچه در اين ميان نگارنده را بر آن داشت تا چنين قلم به الم فرسايد نه تنها منزوي ماندن بقعه ي آرامگاه اين دانشمند همنشين خواجه حافظ شيراز و شاه نعمت الله ولي صوفي است، بلکه عليرغم اين مسئله ي ناگوار [که بايد آن را بي ترديد مرهون عدم اطلاع رساني عمومي مسؤولان ذيربط سازمان ميراث فرهنگي منطقه دانست!!!]، وضعيت نابسامان و نامتناسب آن بقعه است که علي الظاهر به پارکينگ اتومبيل، موتور و گاري و زباله داني عده اي همشهري ناآگاه و فرهنگ گريز تبديل گشته است و اين در حالي است که هرچه گرد و غبار گذران زمانه بر چهره ي بي سابقه ي «علامه مير سيد شريف جرجاني»نشسته است، نه تنها نام وي را بدست فراموشي نسپرده است بلکه سايه ي سنگين نام پرآوازه او در امتداد پانصد ساله اي از گذر تاريخ، شرح زندگاني پربار اين دانشمند يگانه را درخشان تر و مفصل تر ساخته است تا وي را از خيل بي منتهاي ساير مشاهير علم و ادب اين آب و خاک چنين مستثناء سازد که احفاد (نوادگان) وي در رفت و آمد حکومتها و سلسله هاي کوچک و بزرگ پادشاهي از گورکانيان تا صفويان، افشاريان، زنديان و قاجاريان، خود را در ميان بزرگان علم و ادب و سياست اين ديار دريافته اند و يکايک تاريخ نگاران و تذکره نويسان در کنار طرح اسامي ايشان هماره متذکر اين مسئله بوده اند که نسب ايشان به علامه ي شريف مي رسد.
راقم اين سطور را اميد آن است که در آستانه ي برپائي همايش بزرگداشت اين دانشمند برجسته که به همت فرهنگستان هنر در اسفند ماه سال جاري، تحت عنوان پيش همايش مکتب شيراز در موسيقي برگزار خواهد شد بتوان با همت مسؤولان بخش فرهنگ و هنر و پاسداران اماکن و ابنيه تاريخي و حتي مشتاقان و شيفتگان توانمند ميراث فرهنگي، چاره اي کارساز و سريع الوقوع در احياء و حفظ اين يادگار گرانبها بينديشند.
اينجا شيراز است، پايتخت فرهنگ و هنر و تمدن پارس، زادگاه بزرگان شعر و ادب، شهر حافظ و سعدي، شهر مردمان ميهمان نواز و گشاده روي، شهر ذوق و شوق و طرب و شادي ...، اما در دل هزارتوي دير آشناي اين کهنه ديار، در پس کوچه هاي پائين شهر، جائي که ديري پيشتر همه ي شهر بود و اينک بيشتر شايد هيچ جاي شهر، غريبه اي خفته است
غريبه اي که چندان هم غريب نيست! «مير سيد شريف جرجاني» ...براستي او کيست؟ او که بيش از6 قرن در دل اين خاک پاک، اينگونه آسوده خفته است! علامه مير سيد علي بن محمد بن علي حسيني شريف جرجاني(739 يا 740-816 يا 817 ه.ق)،متکلم، حکيم، صوفي، اديب، شاعر، موسيقي شناس، مفسر، شارح و تحشيه نويس بزرگ قرن هشتم و نهم هجري، استاد و رئيس مدرسه دارالشفاء شيراز، ، هم او که قاضي نورالله شوشتري(م1019ه.ق) در مجالس المؤمنين در حق وي گفته است:«جميع اهل فضل که بعد از او قدم در وادي تحصيل کمال نهاده اند، عيال مصنفات شريفه ي اويند» و خواندمير(م941ه.ق) نيز در حبيب السير چنين گفته است:« در اندک زماني سرآمد محققان عالم و مقتداي مدققان علماء محترم گرديد.» و اينک با آرامگاهي در انزوا، دور از چشم و ناشناس که تنها شايد بر برخي از اهالي پوياي علم و دانش و جوياي فرهنگ و ادب پوشيده نمانده است.
آثار مکتوب علامه را بالغ بر 50 اثر دانسته اند که از جمله مي توان به «رساله هاي کبري و صغري در منطق، ترجمان القرآن، حاشيه بر مطول تفتازاني، حاشيه بر شرح تجريد اصفهاني، رساله صرف، حاشيه بر شرح متوسط کافيه، رساله ي تعريفات العلوم و تحديدات الرسوم، حاشيه بر تفسير کشاف زمخشري، کتاب امثله(از کتب تدريسي حوزه هاي علميه)، شرح مواقف قاضي عضد ايجي» اشاره کرد و مهمترين آثار ديگر وي بي شک شاگردانش هستند
بزرگاني چون: "خواجه علي سمرقندي( استاد نورالدين عبدالرحمن جامي)، خواجه حسن شاه بقال، سيد محمد نوربخش، قوام الدين کربالي، سعد الدين اسعد دواني(پدر علامه جلال الدين دواني)،محيي الدين اشکبار گوشکناري، بدر الدين بن قاضي سماونه، خواجه فضل الله ابوليثي و نورالدين علي بن ابراهيم شيرازي». آنچه در اين ميان نگارنده را بر آن داشت تا چنين قلم به الم فرسايد نه تنها منزوي ماندن بقعه ي آرامگاه اين دانشمند همنشين خواجه حافظ شيراز و شاه نعمت الله ولي صوفي است، بلکه عليرغم اين مسئله ي ناگوار [که بايد آن را بي ترديد مرهون عدم اطلاع رساني عمومي مسؤولان ذيربط سازمان ميراث فرهنگي منطقه دانست!!!]، وضعيت نابسامان و نامتناسب آن بقعه است که علي الظاهر به پارکينگ اتومبيل، موتور و گاري و زباله داني عده اي همشهري ناآگاه و فرهنگ گريز تبديل گشته است و اين در حالي است که هرچه گرد و غبار گذران زمانه بر چهره ي بي سابقه ي «علامه مير سيد شريف جرجاني»نشسته است، نه تنها نام وي را بدست فراموشي نسپرده است بلکه سايه ي سنگين نام پرآوازه او در امتداد پانصد ساله اي از گذر تاريخ، شرح زندگاني پربار اين دانشمند يگانه را درخشان تر و مفصل تر ساخته است تا وي را از خيل بي منتهاي ساير مشاهير علم و ادب اين آب و خاک چنين مستثناء سازد که احفاد (نوادگان) وي در رفت و آمد حکومتها و سلسله هاي کوچک و بزرگ پادشاهي از گورکانيان تا صفويان، افشاريان، زنديان و قاجاريان، خود را در ميان بزرگان علم و ادب و سياست اين ديار دريافته اند و يکايک تاريخ نگاران و تذکره نويسان در کنار طرح اسامي ايشان هماره متذکر اين مسئله بوده اند که نسب ايشان به علامه ي شريف مي رسد.
راقم اين سطور را اميد آن است که در آستانه ي برپائي همايش بزرگداشت اين دانشمند برجسته که به همت فرهنگستان هنر در اسفند ماه سال جاري، تحت عنوان پيش همايش مکتب شيراز در موسيقي برگزار خواهد شد بتوان با همت مسؤولان بخش فرهنگ و هنر و پاسداران اماکن و ابنيه تاريخي و حتي مشتاقان و شيفتگان توانمند ميراث فرهنگي، چاره اي کارساز و سريع الوقوع در احياء و حفظ اين يادگار گرانبها بينديشند.
برچسبها: میر سید شریف, علمای گرگان, علی بایزیدی, روزشمار