اندر حکایت گزینش روز گرگان و ناگفته ها...
در حالیکه همچنان اعضای محترم شورای اسلامی شهر گرگان بر انتخاب نادرست خود مبنی بر تعیین بیستم شهریورماه به عنوان روز گرگان مصر و مصمم هستند و علیرغم کوششهای نگارنده که در مقالات پیشین خود (اندرحکایت لطمه های یک تصمیم 75ساله و بیستم شهریور روز گرگان نیست) که در نشریه وزین گلشن مهر و صفحات اینترنت منتشر گردید و البته منتهای وسع و توانمندی ابزاری وی بود، ظاهرا سمبه های پرزورتر مسؤولان ذیربط کمیته فنی شورای اسلامی شهر ایشان را مجدانه سرگرم برگزاری اولین جشن این انتخاب نابجا کرده است لذا ذکر چند مطلب پایانی را در ته مانده کورسوی امید موجود لازم می بینم چنانکه فضلا از قدیم گفته اند: «در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است» تا شاید تغییری در نگرش و تصویب ایشان صورت پذیرد و در غیر این صورت حداقل بدین منوال نگارنده دِینی را که به دیار سرسبز و باستانی خود دارد در این خصوص در حد توان ادا نماید و تعهدی را که بر آگاهی و دانش خویش مفروض می داند به انجام رساند و این هر دو در گوشه ای از اوراق تاریخ درج گردد تا آیندگان بر وی خرده مگیرند.
1- در نخستین روزهای نگارش مقاله «بیستم شهریور روز گرگان نیست» ) از سوی آقای چراغعلی یکی از اعضای محترم شورای شهر در بخش نظرهای وبلاگ شخصی نگارنده یعنی اِستارباد(estarbad.blogfa.com پیامی مبنی بر استقبال ایشان از آن مقاله منتقدانه دریافت گردید که چنین مینمود کهایشان نیز از مخالفین این انتخاب هستند چرا که ایشان با اعلام شماره تلفن همراه خود از بنده خواسته بودند تا با ایشان تماس بگیرم و حتی در جلسه ای حضوری در شورا نقد خویش را جامعتر و واضحتر مطرح نمایم شاید بدین نمط مسؤولان بزرگوار ذیربط در موضع شتابان خویش تجدید نظر نمایند، نگارنده ی از همه جا بی خبر نیز با شوق فراوان از به ثمر نشستن تلاشهای خود با ایشان تماس گرفت و علیرغم چند بار تماس تلفنی و چند بار پیامک ارسالی بدیشان هیچ رویداد خاصی حادث نگردید و آن بزرگوار هربار گفتگو با راقم این سطور را به زمان دیگری موکول نمودند و تا این لحظه نیز هیچ تماسی از سوی ایشان گرفته نشده است تا این ظن قوت گیرد که یا ایشان تنها می خواستند در حد اعلام حضور حرکتی کرده باشند و کورسوی بی حاصل دیگری از امید را در ذهن نگارنده روشن نمایند و یا شاید دستهای پشت پرده ای در کار بوده است که ایشان را از ادامه این پیگیری بازداشتند و الله اعلم بالصواب.
2- در همین حیث و بیث نگارنده که اینک چندیست در کلان شهر پایتخت رحل اقامت افکنده از طریق یکی از دوستان نزدیک و دست اندرکار نشریات اقدام به درج مقاله خود در یکی از مطبوعات سراسری نمود تا شاید با فراگیر شدن دامنه فریادش تاثیری حاصل شود اما دریغ که نخواسته و ندانسته پا به آشیانه یکی دیگر از اعضای محترم شورای شهر نهاده بود و این بار عضو فرهنگی تر و مسبوق به سابقه تری به نام آقای حبیب الله قلیشلی یعنی روزنامه اقتصاد پویا، فردای روز تحویل مقاله آن دوست گرامی با بنده تماس گرفتند که: «علی جان! سردبیری مقاله را تایید کرد ولی مدیر مسؤول آقای قلیشلی رد نمود...» تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
3- از ذکر خیر اصحاب کرسی نشین شورای اسلامی شهر خودمان که بگذریم شنیدن داستان اختلاف نظر 5ساله میان پژوهشگران و اساتید و فضلای شهر اصفهان با اعضای شورای اسلامی آن شهر شهیر نیز خالی از لطف نیست و گویا وصف الحال امروز ما: پیشینه گزینش روزی برای شهر اصفهان به بهمن ماه سال 1383 باز می گردد که پس از پیشنهاد گزینش چنین روزی از سوی دکتر شاهین سپنتا، برخی از سازمان های غیردولتی اصفهان همچون کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ، جمعیت طبیعت یاران و انجمن مثنوی پژوهان ایران از این پیشنهاد استقبال کردند و تلاشی گروهی ای را برای آن آغاز نمودند. در همین راستا متن فراخوانی تهیه شد و برای بسیاری از چهره های فرهنگی و هنری، فرهیختگان، اصفهان شناسان و استادان دانشگاه ها فرستاده شد و همگی فراخوانده شدند تا پیشنهاد های خود را برای انتخاب روزی برای اصفهان با ذکر دلایل و مستندات کافی با توجه ریشه های تاریخی و فرهنگی آن به دبیرخانه بفرستند. سرانجام در اردیبهشت ماه سال 1384 همه پیشنهادهای رسیده به دبیر خانه « هم اندیشی برای نام گذاری روز نکو داشت اصفهان » بررسی و به داوری گذاشته شد و پس از گفت و گو های بسیار اصفهان شناسان به رای اکثریت روز « یکم آذر ماه » هر سال را به عنوان « روز نکوداشت اصفهان » تصویب نمودند و نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری های سردر بازار قیصریه اصفهان را که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس ( آذر ماه ) و با محتوایی متعالی طراحی شده است به عنوان نماد اصفهان برگزیدند درحالیکه همان سال شورای اسلامی شهر اصفهان در مصوبه ای سوم اردیبهشت را كه بنابر برخی اقوال روز تولد شیخ بهایی است روز اصفهان نامگذاری كرد.رئیس شورای شهر وقت اصفهان با اشاره به این كه شیخ بهایی شخصیت دینی و علمی مهمی است گفت: طرح طومار و توزیع آب منتسب به شیخ بهایی جزو شاهكارهای شهری ایران و دنیاست كه تاكنون باقی مانده است. آقای نصر رئیس كمیسیون فرهنگی شورای شهر نیز با اشاره به این كه بهار و اردیبهشت ماه جزء بهترین فصل و ماه های سال هستند گفت: شورای شهر و شهرداری دراین فكر بود كه روزی به نام اصفهان انتخاب شود كه برگزاری جشن ها و برنامه ها در آن امكانپذیر و درموقعیت مناسبی از سال واقع شده باشد. بدین ترتیب از آن موقع تا به حال این اختلاف نظر فی مابین سازمان رسمی و دولتی شورای اسلامی شهر و سازمان غیر رسمی و مستقل متشکل از اساتید و پژوهشگران نامدار اصفهان باقیست.
به هر روی امید آن می رود تا بزرگان صاحب مسند شهر ما سرنوشت روز گرگان را به سرنوشت روز اصفهان مبدل نسازند البته همچنان جای این سؤال در ذهن نگارنده باقی است که در فهرست کارشناسان کمیته فنی نامگذاری روز گرگان آیا از حضور مثمر ثمر پژوهشگران مطرح و صاحب رای استان من جمله آقای اسدالله معطوفی، کریم الله قائمی ، رحمت الله رجائی، حمید عمرانی رکاوندی، جبرئیل نوکنده و امثال ایشان خبری بوده است یا خیر؟ علی ای حال پیشنهاد نگارنده به همشهریان مسؤول شورای اسلامی شهر این است که در خصوص انتخاب روز گرگان تجدید نظر عاجل نموده و یکی از موارد ذیل یا موارد مشابه آن را جهت این گزینش خاص و ماندگار به شور بنشینند البته با حضور اهالی فن:
1- روز دستور ساخت دیوار استثنایی و رکورددار قزل آلان(سد سکندر) یا روز آغاز به ساخت یا اتمام آن.
2- روز دستور ساخت برج استثنایی و رکورددار گنبد قابوس یا روز آغاز به ساخت یا اتمام آن.
3- روز ولادت یکی از 5 دانشمند و ادیب مطرح استان یعنی فخرالدین اسعد گرگانی-حکیم سید اسماعیل جرجانی-میر سید شریف جرجانی.
4- روز گزینش شهر باستانی جرجان(گرگان) به عنوان پایتخت آل زیار.
5- روز عام برداشت پنبه در استان به عنوان سرزمین طلای سفید.
پی نوشت: دوستان توجه داشته باشند که این ایام مربوط به گرگان واقعی یعنی گرگان باستان می باشد.