نگاهی به زندگینامه استاد علی اکبر ابراهیمزاده
شاعری که پیش از هر چیز دیگر، انسان بود...!
زنده یاد حاج علیاکبر ابراهیمیراد فرزند احمد و زهرا که با نام مستعار ابراهیمزاده در نشریات و جراید پیش انقلاب شناخته میشد، در دهم خردادماه 1322خورشیدی در محله سرچشمه گرگان دیده به جهان گشود. پدرش کربلایی احمد قصاب، از صاحبنامان وقت گرگان در حرفه خود بود و وی از ایام نوجوانی نزد پدر به این پیشه نامنطبق با روحیات لطیف و شاعرانهاش، مشغول شد. در یازده سالگی به همراه پدر راهی دیار مقدس کربلا گردید و حدود سه ماه در عتبات عالیات به زیارت پرداخت. او شاعری را از همان سالهای جوانی، در تقابل با شغل نامأنوس پدری، آغاز کرد و تا واپسین دم حیات پربارش همچنان تجربه اندوز لحظههای زلال شاعرانه بود.
اما پس از بیست سال پرداختن به شغل پدری، کارمند اداره کشاورزی گرگان شد و به عنوان رئیس بخش انبار کود این اداره مشغول به کار گردید.
این شاعر معاصر و نوسرای گرگان که صدق و راستی یکی از ویژگیهای سخنش بود در زمینههای مختلف شعر طبع آزمایی کرد اما علاقه و شوقی وافر به عروس شعر فارسی، غزل، داشت و توانمندیاش در سرایش غزل چنان بود که ابداعگر و مبتکر غزل 18 رکنی گردید، غزلی که به قولی در دانشگاه تهران نیز تدریس میگردد. وی دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی بود که البته اکتساب این مدرک در سالهای پایانی عمر پربارش در دانشگاه پیام نور رقم خورد.
مرحوم ابراهیمزاده پیش از انقلاب اسلامی در نشریات سراسری چون سپید و سیاه و فردوسی به نگارش شعر می پرداخت. البته قلم فرسایی ادبی او در نشریات محلی و سراسری در سالهای پس از اتقلاب نیز ادامه داشت و او از زمره کسانی بود که نشریه ادبی کتاب فصل را همراه با سید حسین میرکاظمی، محمد قاری و کریم الله قائمی در نخستین سال انقلاب (1358خ) در گرگان راه اندازی نمودند. اسدالله عمادی در مطلبی با عنوان «پیش درآمدی بر شعر امروز مازندران» نام وی را در کنار پرویز کریمی، علیرضا این قاسـم، احسـان مکتبی، مرحوم سید محمـد کاظم مداح و شکیب غلامی و سید حسین میرکاظمی به عنوان شاعران مطرح معاصر گرگان یاد کرده است. در فاصله اردیبهشت 1380 تا شهریور 1382 نیز تعداد قابل توجهی از اشعار او در نشریه سراسری کیهان فرهنگی با نظارت اکبر بهداروند به طبع رسید.
به همت او انجمن شعر و ادب گرگان جانی دوباره یافت و وی مدتهای مدید بهصورت داوطلبانه و رایگان در تالار فخرالدین اسعد گرگانی بی هیچ چشمداشتی به آموزش اوزان عروضی و دیگر نکات شعری و آرایههای ادبی به جوانان زادگاهش مبادرت می ورزید. وی در شهریور 1357 ازدواج کرد و در سال 1364 ضمن آنکه به سفر معنوی حج نائل گردید، صاحب تنها ثمره زندگانیاش نیز شد، دختری که او را «اهورا» نامید و شاید نام نخستین کتابش هم به نوعی الهام گرفته از نام دخترش باشد یا بالعکس.
آثار منتشر شده این شاعر پر احساس و باصداقت گرگان عبارتند از :
1- آتش اهورایی (برکه سراب): سال های 1347 – 1367 (1372).
2- مزامیر آب (1378): مجموعه اشعار در قالب های غزل، دوبیتی، رباعی و سپید و نیمایی. طرح جلد این اثر از استاد ایرج تنظیفی است.
3- پشت سال های فراموشی (1384). یادداشت های منثور و عاشقانه ای که محتوای سیاسی و اجتماعی دارد.
4- شیون رگبار : مجموعه اشعار (1385)؛ مشتمل بر غزلیات، رباعیت و مثنوی.
5- خورشید در گذرگاه ... (1385)، مجموعه اشعار سپید.
آثار منتشر نشده ای نیز از این ادیب گرانمایه موجود است که عبارتند از:
1- «دقیقه های یک سفر معنوی» یا «دقیقه های معنوی» که مجموعه خاطرات او از سفر حجی است که در سال 1364 انجام داده است.
2- باغ ارزو (شعر برای کودکان و نوجوانان).
3- نیم نگاهی به زدگی و آثار بودا (حکیم ساکیامونی)
استاد علی اکبر ابراهیمزاده سرانجام در ساعت چهار عصر روز یکشنبه سیزدهم آبان ماه 1386، در حالی که تنها 66 سال بیشتر نداشت به دلیل ابتلا به بیماری دار فانی را دواع گفت و پیکر پاکش در ضلع جنوبی آرامستان امام زاده عبدالله گرگان، سمت غربی آرامگاه شهید قندهاری، مدفون گردید. دخترش اهورا هماینک پا در راه پدر نهاده و به سرایش شعر و ترانه میپردازد.
برچسبها: علی اکبر ابراهیم زاده, شعر استرآباد, ابراهیمی راد, آتش اهورایی