فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

     خسروی قاجار یا نواب شاهزاده محمدقلی میرزای ملک آرا که مادرش، دختر محمدخان قاجار و خواهر اعتضادالدوله سلیمان خان و در عقد نکاح مهدی قلی خان بن محمدحسن خان استرآبادی (پدر آقا محمدخان قاجار) بود و بعد از فوت مهدی قلی خان در استرآباد(گرگان)، به همسری برادر زاده همسر سابقش یعنی فتحعلیشاه قاجار (برادر زاده آقا محمدخان قاجار) درآمد و شاهزاده محمدقلی میرزا حاصل این وصلت بود که در سال 1203ق در روستای نوا به دنیا آمد.

     نواب شاهزاده محمقلی میرزا در یازده سالگی در عهد شاهنشاهی پدرش به ایالت و حکومت مازندران و استرآباد منصوب شد و ملک آرا لقب گرفت و تا اواخر عهد سلطنت فتحلعلیشاه به مدت 35 سال در این مقام برقرار بود، در زمان حکومت او نبردهای معروف آق قلعه به وقوع پیوست که در آن مرحوم رئیس العلمای استرآبادی هم به قتل رسید.

    در زمان سلطنت محمدشاه قاجار به طهران آمد و  به واسطه غلبه پیری و کهولت سن از انجام خدمات حکومتی معاف گردید و در همدان به طاعت و عبادت مشغول شد تا آخر الامر در سال 1260ق جهان فانی را بدرود گفت و درگذشت. صاحب تذکره نگارستان دارا می گوید: شنیده ام که تذکره ای در احوال شعرای اولین و آخرین نوشته که مسمی به یخچال است، اما آن اثر به چشم ندیده ام. صبا درباره او می گوید: روان، مهربان و دل، آزرمگین / زبان، نرم و دل، گرم و رخ، شرمگین. میرزا علی اقبال چلاوی، مؤلف کتاب تاریخ ملک آرا، که از ندیمان و مصاحبان این شاهزاده قاجاری در کرمانشاهان بود کتاب خود را به نام او کرده است.

    محمدقلی میرزا که در شعر و شاعری خسروی یا خسرو تخلص می نمود در طول عمرش دیوانی از اشعار مرتب نمود که این ابیات از نمونه ای از اشعار اوست: « شد آن محمل نشین از چشم وز آه حسرت آمیزم / زمام ناقه اش چون دل به دست ساربان لرزد / دل من مضطرب شد و خم زلف چو جوگانش / چو آن طفل مشعبد کز فراز ریسمان لرزد / چنان لرزد ز باد مشکبو زلف سیاه او / که از بیم شهنشه ژای در هندوستان لرزد / جهان لرزد ز باد مشکبو زلف سیاه او / دل خورشید در گنجینه دریا و کان لرزد * دل کرده ز مهر آن بت مهوش طلب از ما / گر جان ندهیم از پی این پس عجب از ما.»

 

 


برچسب‌ها: قاجار, استرآباد, شعر استرآباد, تاریخ گرگان
+ نگاشته شده در  شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ساعت 13:57  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |