فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

۴: سفرنامه موسیو بهلر

  این سفرنامه که به نام «جغرافیای رشت و مازندران» هم شناخته می شود، شرح سفری است که موسیو بهلر فرانسوی، سرتیپ دربار ناصرالدین شاه، به مناطق شمالی کشور نگاشته، این سفرنامه چنانکه خود مؤلف نیز آورده شرح تفتیشات نظامی است و از آنجائی که او به خدمت نظام درآمده بود هر منطقه ای را با توجه به خصوصیات سوق الجیشی آن بررسی نموده و مراتب اقداماتی که برای مقابله با قشون روسیه و ترکمانان لازم بود را در آن ذکر کرده است. بهلر از مدرسان اروپائی بود که میرزا تقی خان امیر کبیر پس از تأسیس دارالفنون به ایران فراخوانده بود. بهلر از دیپلمه های مدرسه پلی تکنیک پاریس بود و در 1269 به تهران آمد و معلم مهندسی مدرسه شد. در سفرنامه او از نوکنده، کردمحله(کردکوی)، استرآباد، روستای شاه عباس، آق قلعه، حسینقلی، باغو، بندرگز، آشوراده و مرداب(خلیج) استرآباد یاد شده، برخی نکات جالب توجه در سفرنامه او بدین شرح است:

-         به قدر نیم فرسخ از قریه اشرف گذشته خندق خرابه ای است که در سنوات سابق از رشته تپه های کوچک الی لب دریا کنده بودند به جهت تشخیص سرحد مازندران و استرآباد.

-         نوکنده: مشتمل است تخمینا از صد خانوار .

-         کردمحله: و آنجا مشتمل است بر سیصد و پنجاه خانوار ... که اغلب ترکمانان از این قریه آذوقه می خرند.

-         استرآباد: دارالحکومه آن مملکت است و مشتمل است از تهصد خانوار رعیتیو اطراف آن قلعه ای است مثلث که قاعده آن به طرف شمال مقابل صحرای ترکمان است.

-         قریه شاه عباس: قریه مزبور در پانزده فرسخی جاجرم به خط مستقیم در طرف شمال رودخانه گرگان واقع است.

-         آق قلعه: این شهر بسیار بزرگ و آباد بوده است و سابقا ایل جلیل قاجار در آنجا مسکون بوده اند و آنجا منقسم به دو قسمت بوده یکی یوخاری باش و دیگری اشاقه باش. در دو فرسخ و نیمی آق قلعه بندی ساخته بودند که خندق های آن نمایان است و گویا به این جهت بوده است که آب گرگان به سیاه آب برود ...  و آن بند دو خاصیت خوب داشت: یکی برای زراعت صحرای گرگان و دیگری به جهت محافظت مملکت استرآباداز شر اشرار ترکمان.

-         حسنقلی: نقطه ای است در طرف شرقی دریای خزر به فاصله 5 فرسخی از گمش تپه و طوایفی که از طرف شرقی آق قلعه الی کنار دریا هستند موسومند به: جعفربای و آتابای. و معامله ای که مابین اهل مازندران و استرآباد و ترکمانان می شود نمک و نفت است که ترکمانان با کرجی به آنجا حمل و نقل نموده و عوض آن برنج و غیره می برند.

-         باغو: کمپانیه روس این مکان را برای بندرگاه خود خواهش نموده زیرا که در این مکان برخلاف بندرگز کرجی های کوچک بدون زحمت تا لب خشکی می آید.

-         آشوراده: اکثر جاهای آن آبش شور و به جز نی های خشک و تر چیز دیگر در آنجا نمی روید.  

             


برچسب‌ها: سفرنامه, استرآباد, کردکوی, نوکنده
+ نگاشته شده در  یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۱ساعت 6:1  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |