نشریه گلشن مهر - شماره ۱۰۰۴ - شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰
میرمرادی استرآبادی: ج2 ص205
« شراب شب به خمار سحر نمی ارزد/ هزار نشئه به یک درد سر نمی ارزد»
منبع: ریاض الشعراء- ص2100.
مشفق استرآبادی: ج2ص219
امیرالشعراء نوشته اند اقا کوچک نام داشت و حال آنکه این اسم نیست. هم نوشته اند ملاقاتش نکرده اند.
منبع: حدیقة الشعراء- ص1654.
مشتری استرآبادی: ج2 ص 211
آقای حسینی خواه نوشته اند:«بیش از این از ایشان اطلاعی در دسترس نیست» ؟! اما مؤلف تذکره ریاض الشعراء آورده است: اختر فلک سخنوری بوده است. اوراست: « محتسب در زیر ابرو، چشم مستش دید و گفت / ای مسلمانان در این محراب مستی خفته است»
منبع: ریاض الشعراء- ص2023.
مشربی استرآبادی: ج2ص212
نمونه شعر: « ساقی اگر می ام ندهد در هوای گل / دست من مست و دامن ساقی و پای گل»
منبع: صبح گلشن- ص417.
مظهر استرآبادی: ج2ص221
میر مظهر، حسب التقریر، او از سادات سماکی استرآباد است.مدتی در مدرسه تحصیل می کرده، کوکناری[تریاکی] شده، کیف بسیار می خورد و در کمال عسرت بود. گاهی در کوکنارخانه ها قصه خوانی می کرد.این ابیات ازاوست: « آب و رنگ چمن اهل دل از روی تو بود/ هر گلی را که نچیدیم درو بوی تو بود / امشب از نغمه مطرب همه آشفته شدیم / تار سازش مگر از سلسله موی تو بود / این دو گوهر همه جا در صدف یکتایی است / هرچه آمد به نظر عشق من و روی تو بود»« دردمندان تورا نام مداوا آتش است/ مستمندان تو را عرض تمنا آتش است / طفل ما کی می شناسد قدر دل یا دیده را / اینقدر داند که اینجا آب و انجا آتش است»« خون مظهر همه جا گل کرده است / خاک را لاله، هوا را شفق است»
منبع: تذکرة الشعراء- محمدطاهر نصرآبادی- محسن ناجی نصرآبادی- انتشارات اساطیر- ج2ص592و593.
برچسبها: تکمله ای بر فرهنگ نامه مفاخر استرآباد و جرجان, گلشن مهر, شعر استرآباد, استرآبادی