درج شعری از استاد محمدتقی عبهری گرگانی فرزند محمدعلی خان عبهری(سپهر) در شماره 145 نشریه سراسری آیین اسلام به تاریخ 13 دی 1325 صفحه 11 که مطالعه آن خالی از لطف نیست:
ای خزان آمدی و سبزه و گل پژمردی ای خزان آمدی و روح چمن افسردی
بلبل بی دل شوریده ز خود آزردی عندلیب چمن دین مبین را بردی
بین ز بی مهری تو خلق جهان می گرید از جفاکاری تو پیر و جوان می گرید
ابر بر دشت و دمن زار و پریشان گرید ژاله بر طرف چمن واله و پژمان گرید
بلبل از دوری گل با دل بریان گرید هند و ایران و عراق و عربستان گرید
مرغ بی بال و پر از رنج خزان می گرید تازی و پارسی و کردزبان می گید
آخر ای چرخ جفاپیشه ببین چون کردی بوالحسن را ز کف ما ز چه بیرون کردی
زاین مصیبت دل غمدیده من خون کردی زاین غم تازه مرا واله و مجنون کردی
آه اکنون همه کون و مکان می گرید آه کز جور زمان شاه زمان می گرید
بوالحسن حجه الاسلام زمین رفت از دست بوالحسن حافظ آئین مبین رفت از دست
هادی راه حق و حامی دین رفت از دست عالم پاکدل پاک جبین رفت از دست
شیعه در ماتم تو از دل و جان می گرید در عزایت به خدا سینه زنان می گرید
ای دریغا که زکف عالم روحانی رفت پیشوای عرب و هندی و ایرانی رفت
مفخر عالم اسلام و مسلمانی رفت در دل خاک سیه آن مه نورانی رفت
عبهری از غم تو روز و شبان می گرید بنگر چشمه چشمش که چه سان می گرید
برچسبها: روزشمار, عبهری گرگانی, شعر استرآباد, هفته نامه آئین اسلام