فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

گلشن مهر - چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰- شماره ۹۹۵

حکیمی استرآبادی:  ج1ص211

از اوست: « بر سر قبه گردون نهم از نخوت، پا/ اگرم پا نهد آن سرو خرامان بر سر»

منبع: صبح گلشن- ص132.

خالص استرآبادی:  ج1ص 214

متوفی به سال 1122ق، می نویسد: «ز خوبیهای هند این خوبی اش بس / که هرگز نیست کس را کار با کس»

منبع: تذکره میخانه- عبدالنبی فخر الزمانی قزوینی- احمد گلچین معانی- شرکت نسبی حاج محمدحسین اقبال و شرکاء- نوروز1340خ- ص بیست و چهار.

خضرشاه استرآبادی:  ج1 ص224 و فانی جرجانی:  ج2 ص36

چنانکه از توضیحات مؤلف محترم و شرح احوال و نمونه شعر این دو تن بر می آید، هر دو شخصیت یکی هستند. خضرشاه در زمان فوت بابر میرزا در مشهد غریب و خسته مانده بود و امیر علیشیر نوائی اورا غمخواری کرد و صحت یافت.

منبع: مجالس النفایس- میرنظام الدین علیشیر نوائی- علی اصغر حکمت- تهران 1323خ- ص ؟

خیال اصفهانی:  ج1ص229

خیال میردامادی هم گفته اند. چند نمونه از اشعار وی: « ای ماه سپهر خلقت و افلاک/ وز هرچه نباید و نمی شاید پاک»« رمزی است که نیست سایه اندام تو را /  یعنی که شبیه تو نیفتاده به خاک»« هرکه زیبای جهان است ز زیبایی توست/ حسن هرجا که رود صید تماشایی توست»« جز تماشای جمال تو تماشایی نیست /  هرکه حیران جمالی است تماشایی نیست» شیخ علی حزین که از معاصران و دوستان وی بوده است در شرح حال او گوید:« ... تحصیل علوم نموده و در تقوی و حسن اخلاق یگانه آفاق بود، به موزونی طبع از بدایات عمر به شعر و شاعری رغبت نموده ، خیال تخلص ایشان است... در غزل و رباعی ... به موافقت فقیر دُری می سفت. یک سال بعد از آن که عم بزرگوارش[میرزا اشرف] جهان را بی وفا را بدرود گفت[1033ق] این سید والاتبار هم دیدار گرامی در احتجاب نهفت.» یعنی به سال 1034ق درگذشته است.

منابع: تذکرة المعاصرین- محمدعلی بن حزین لاهیجی- معصومه سالک- نشر سایه- چاپ اول1375خ- ص152. / تاریخ اصفهان- میرزا حسن جابری انصاری- جمشید مظاهری- 1378خ- ص408و409.

درویش بتکچی: ج1 ص232 و غیاث استرآبادی:  ج2ص33

این دو شخص با یکدیگر برادر بوده اند که اولی با نام خواجه درویش یا خواجه مظفر و دومی با نام خواجه درویش غیاث یا خواجه غیاث الدین شناخته می شده، چنانکه در تحفه سامی و گلزار جاویدان نیز آمده است. اما مؤلف گرامی فرهنگنامه مفاخر جرجان و استرآباد این مطلب را به درستی استدراک ننموده اند چنانکه حتی روایت سام میرزا صفوی در تحفه سامی را ذیل نام هردو تن ذکر کرده اند و حتی بیت «اگرچه نیست روا الخ» را برای هردو آورده اند.

 

+ نگاشته شده در  شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۰ساعت 22:37  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |