گلشن مهر شماره ۹۹۳ شنبه ۹مهرماه ۱۳۹۰
امین استرآبادی: ج1 ص126.
عبارت آخرکه ذیل نام وی از قول صادقی افشار آورده اند، مربوط به امینی استرآبادی( ج1 ص129) است.
اوحدی گرگانی: ج1 ص129 و گرگانی: ج2 ص155
مسلماً هر دو شاعر یکی هستند و جالب اینکه مؤلف محترم عبارت کلی مرحوم استاد سعید نفیسی را ذیل نام هر دو شاعر تکرار کرده اند.
بارع جرجانی: ج1ص131
مؤلف گرامی جناب آقای حسینی خواه علیرغم دسترسی به کتاب تاریخ جرجان اثر ابوالقاسم سهمی جرجانی(منبع شماره 53)، روایت سهمی در خصوص بارع را نیاورده اند و ذیل نام او اظهار بی اطلاعی از احوال بارع کرده اند اما سهمی می نویسد: «ابوالحسن علی بن محمد بن قاسم جرجانی حافظ، معروف به بارع شاعر، در بخارا ساکن بود و از ابی احمد بن عدوی و ابی بکر اسماعیلی و جماعتی [دیگر] روایت کرده است.» این مسئله نشان می دهد که بارع غیر از شاعری، روایت حدیث نیز می کرده است و احتمالاً حافظ قرآن نیز بوده است.
منبع: تاریخ جرجان- ابوالقاسم سهمی جرجانی- چاپ بیروت- ص138.
برهان استرآبادی: ج1 ص134
آقای حسینی خواه، تاریخ وفات او را به نقل از شعرای مازندران و گرگان در سال 1294ق آورده است حال اینکه در ضمن ذکر تآلیفات برهان کتابهای مثنوی ناصری، نوشته شده به سال 1307ق و دست نویسی برای روزنامه حبل المتین نوشته شده به سال 1314ق را ذکر کرده اند و همچنین با توجه به اینکه مؤلفین کتاب دایرة المعارف تشیع مرگ وی را حدود 1313ق ذکر کرده اند می توان با قطعیت گفت که برهان تا سال 1314ق در قید حیات بوده است. همچنین نگارنده گرامی در خصوص آثار محمدصالح برهان استرآبادی ذکر اثر معروف تذکره استرآباد و گرگان در شرح حال 97 تن از علماء، عرفا و شعرای استرآباد و گرگان که به فرمان ناصرالدین شاه قاجار و سفارش علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه نوشته است را فراموش کرده اند و نیز کهف الوری در اصول فقه و رجال که از تقریرات پدر ایشان است و برهان تألیف آن را در 1313ق به پایان برده است.
منبع: دایرة المعارف تشیع- ج2 ص110.
تسلی استرآبادی: ج1 ص 170
سوای مهارت نظم پردازی و نثر طرازی در علم رمل[اسطرلاب و پیشگوئی] مدعی اوستادی، رساله در این فن یادگار گذاشته و به سیر هند دو بار قدم برداشته.
منبع: صبح گلشن- ص85.