گلشن مهر شماره ۹۹۲ دوشنبه ۴ مهرماه ۱۳۹۰
ابوالقاسم استرآبادی: ج1 ص66
از تلامذه میر باقر داماد، سرمایه فخر اوستاد بود، به درس و تدریس اشتغال می ورزید و به کرّات در هندوستان گردید و به وطن برگردید: « ما طفل مکتبیم بود گریه درس ما / ای دل بکوش تا سبق خود روان کنیم»
منیع: تذکره صبح گلشن- مولوی محمد عبدالمجیدخان- چاپ سنگی1295ق در مطبع شاهجهانی- ص13.
اشراق: ج1 ص105
میرداماد در 24 شعبان 1040ق در میانه راه نجف و کربلا درگذشت، وی را به نجف آوردند و پس از تجهیز و تکفین، وی را در سردابه شیخ علی[محقق کرکی] جدش مدفون ساختند. پس از درگذشت شیخ بهائی در سال 1030ق منصب شیخ الاسلامی در اختیار وی بوده است و در وقت جلوس شاه صفی به عنوان عالم درجه اول کشور خطبه جلوس را خواند. این بیت مشهور از اوست: « وقت مردن این کلامم هست از افلاطون به یاد / حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن»
منبع: مجله حکومت اسلامی-سال هشتم- شماره دوم- ص164و168.
اشرف: ج1ص 111
میرزا اشرف خلف مرحوم میرزا عبدالحسیب صبیه زاده سید الحکما امیر محمد باقر الداماد الحسینی قدس الله روحه، به علو حسب و نسب معروف و به فضائل نفائس موصوف بود. روزگاری به عزت و احتشام در اصفهان گذرانید. در سنه ثلث و ثلثین و مأته بعد الالف[سال 1133ق] به روضات جنان انتقال نمود. به حکم وراثت در مراتب علمی، افادت پناه و معارف ذوقی، آگاه بود و در سخن فهمی، صاحب دستگاه. اشعار سنجیده دارد و از آن جمله چند بیت است که زیب مجموعه نمود: «آن ماه دو هفته دلربا، جانی من / آن بدر عزیز، یوسف ثانی من / یک روز نکرد فکر شبهای غمم / یک بار نگفت پدر، کنعانی من / پروانه وار می زنم آتش به جان ز رشک / چون شمع هرکه سوختن آغاز می کند»
منبع: تذکره حزین- شیخ محمدعلی حزین- محمدباقر الفت- انتشارات کتابفروشی تأیید اصفهان- چاپ دوم- 1334خ – ص56.
الهی استرآبادی: ج1 ص126 و والهی استرآبادی: ج2 ص290
چنانکه از قراین امر پیداست و از شرح حال و نمونه شعر هر دو شاعر هم برمی آید و البته خود نگارنده محترم فرهنگنامه نیز در کتاب به نوعی به این مسئله اذعان دارند هر دو شاعر یکی هستند و این دوگانگی نام یقیناً از اشتباهات نسخه نویسان تذاکر و تواریخ ناشی گشته است به هر روی صورت درست نام، همان میر الهی است.