فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

به مناسبت هشتمین سالروز درگذشت آیت الله سید ضیاءالدین عمادی استرآبادی

     عالم ربانی و فقیه صمدانی آیت الله سید ضیاءالدین عمادی استرآبادی در ساعت 15:30 روز یکشنبه یازدهم مهر1383 خورشیدی مصادف با شانزدهم شعبان1425 قمری پس از قریب به یک قرن زندگانی پربار و معنوی، دعوت فرشته حق را لبیک و دار فانی را وداع گفت و پیکر پاکش در جوار مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در شهرری در قطعه شماره 444 واقع در صحن آن امام زاده، در زیر خاک مدفون گردید.

     آیت الله استرآبادی مشهور به بقیة السلف متولد 1323ق(1284خ) در شهر نجف اشرف، از احفاد(نوادگان) امام زاده عظیم الشأن سید عمادالدین حسینی علوی، مدفون در یکی از مضافات هزارجریب، است که نسب گهربارش با چند واسطه به حضرت سیدالساجدین امام زین العابدین(ع) می رسد. پدر بزرگوار ایشان آیت الله سید محمد فرزند حاج سید نصرالله در سال 1295ق در دشت گرگان در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد و در محضر اساتیدی چون آخوند خراسانی و سید محمدکاظم طبابطبایی یزدی دروس حوزوی را گذرانده بود. آیت الله سید ضیاءالدین پس از طی مقدمات و سطوح نزد پدر بزرگوار خود و آقا سید محمد وحید در تهران، به قم رفت و در حوزه درس حاج شیخ حسن فاضل، سید محمد خوانساری، سید صدرالدین صدر و آیت الله حائری یزدی حاضر گردید و به مقام اجتهاد رسید و از آیات مذکور و آیت الله حکیم و اصفهانی نیز اجازه تدریس و ترویج علوم دینی دریافت کرد. آن بزرگوار پس از رحلت مرحوم والدش(1265ق- مدفون در یکی از حجرات غربی صحن عتیق حضرت معصومه(س) در قم) به تهران بازگشت و ریاست مدرسه علمیه محمدیه را متعهد و به سرپرستی طلاب مشغول گردید.

     حضرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ لطف اللّه صافی گلپایگانی(دام الظّله)در جایی فرموده بودند:«زمانی که ما به درس مرحوم آیت اللّه العظمی حاج سیّد محمّد تقی خوانساری می رفتیم، در ابتدای شروع مجلس درس که طلّاب وارد می شدند، هر طلبه ای که به آقای خوانساری سلام عرض می کرد ایشان با رویی خوش و با لبخند جواب سلام او را می دادند ولی هنگامی که آقای استرآبادی وارد می شدند مرحوم آیت اللّه خوانساری، تمام قد در مقابل ایشان از جایشان بلند می شدند یعنی استاد در برابر شاگرد بلند می شد.(نقل به مضمون).» همچنین درباره رابطه نزدیک ایشان با حضرت آیت اللّه العظمی برجردی(ره)، فرزند بزرگوارشان، حاج سیّد حسین استرآبادی(دام الظلّه) فرموده اند:« ایشان مورد محبّت بسیار زیاد حضرت آیت اللّه العظمی بروجردی قرار داشتند که همیشه ایشان را به عنوان فرزند خطاب می فرمودند و مرحوم والد به ایشان پدر جان عرض می کردند.» ایشان در جای دیگر نیز نقل کرده اند:« زمانی چند تاجر به نزد حضرت آیت اللّه العظمی بروجردی(ره) آمده بودند برای حساب کردن خمس و زکاة و ... ، و وقتی که آیت اللّه العظمی بروجردی با سؤال پرسیدن از ایشان مطّلع شده بودند که آنها از تجّار بازار تهران هستند، آقای استرآبادی را خواسته و به تجّار گفته بودند که از این به بعد حسابهایتان را با ایشان (آیت اللّه استرآبادی) انجام دهید و سه مرتبه فرمودند:«ایشان امین من هستند.»(نقل به مضمون).»

    از آثار گرانقدر ایشان که از شمارش خارج است می توان به اسلام و تشیع، طریق الحق(الکلام یجر الکلام)، ابدیت روح، اهل ادب یا به سوی خدا، شرح زیارت جامعه کبیره، حجت المنتظر، چرا شیعه شدم؟، رساله العقاید الامامیه، رساله ای در خمس، رساله ای در زکات، رساله ای در تجرد بقاء روح، رساله اى در زكوة، رساله اى در صلوة اللیل، سؤال و جواب عروة الحج در مناسك حج مطبوع، رساله عملیه، حواشى توضیح المسائل مرحوم بروجردى و حواشی بر عروة الوثقی نام برد. ایشان همچنین حسینیه استرآبادی را در محلّه پامنار تهران بنا نهادند  و اغلب مراسم های مذهبی  در آن محل و با حضور خود معظّم له و علما و وعَاظ بزرگی انجام می شد . آیت الله استرآبادی در مسائل روز سیاسی نیز مشارکت فعال داشت و به مصداق جمله معروف مرحوم سید حسن مدرس، سیاست ما عین دیانت ماست، رفتار می نمود و در جریان حوادث خرداد 1342خ و مباحث مربوط به انجمن های ایالتی و ولایتی در 15 خرداد به همراه عده بی شماری از روحانیون وقت توسط عمال رژیم طاغوت دستگیر و به بازداشتگاه شهربانی تهران منتقل و در نهایت زندانی گردید.

منابع: گنجینه دانشمندان- ج4- صص373و374. / مجله علوم حدیث- شماره30-زمستان1382خ-ص256. / مجله کتاب ماه دین- شماره29- اسفند 1378خ- ص54.

+ نگاشته شده در  دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۰ساعت 16:53  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |