فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

اولین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان
+ نگاشته شده در  جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰ساعت 21:58  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

   شعر نگارنده استارباد در توصیف شهر و ایالت تاریخی و باستانی گرگان که در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان قرائت گردید:

 

شهــــر تاریخی و سرســـــبز من از عهد اوســـتا؛ گرگان!

 نهمین شهـــــــــر مقدس شـــده ی دست اهــــورا؛ گرگان!

خوانده ات بر کُه بیســـــــتن، «وَرَکان»، با خط میخـــی، دارا

کـــــعبه ی نامـــــی زرتشـــــــت به نامت شده دارا؛ گرگان!

هم تو «جُرجانی» و «وِهرکانی» و سـاتراپ قدیمی،«هیرکان»! 

برده اند نـــام تو  در فتــح سکـــــــندر، «زادراکارتا»؛ گرگان!

شُهرتِ از نام تو بگرفت هم از جنگـــــل و  دیـــوار و خیابـــان 

شده هم نام تو هم رود و خلـــــــیج و دشــــت و دریا؛ گرگان!

هم به کــــــوه و هم به دریا و به صحـــرا و به جنگـــل نزدیک

در شگفتم من از این خلقت جـــــــادوئی و بی مثلی و همتا؛ گرگان!

آفتاب داغ و ســــــوزان، برف و بوران، باد و باران، گرم و سرد

چهارفصلی شهــــــــــــــر خوش آب و هوایم، شهر زیبا؛ گرگان!

دیدنی ها که تو داری از طبیعی، مذهبی، تاریخی

چون النگ درّه و ناهار خوران،جنگل توسکا؛ گرگان!

مسجد جامع و گلشن، کاخ شاه و قلعه خندان، موزه

هم امام زاده ی نور و بی بی حور و بی بی نور و بی بی سبزها؛ گرگان!

آســـــــمان گشته پر استاره از آوازه ی مردان تو رخشـــــان

«اِستـــــرآباد» من ای شــــهر مشاهیـــــــر سراپا؛ گرگان!

میــر  ِ «داماد» و «شریفی»، «فندرسکی» و «نظام» و «مؤمن» 

هم «هلالی» و «سحــابی» و «رضــی»، «صاحب دارا»؛ گرگان!

«فخر گرگانی» و «سمّاکی» و «عبدالحی» و «قابوس زیاری»

منشـــــی نادر دوران،«کوکب»، از خــــــــاک تـو  برپا؛ گرگان!

هم «مسـیحی» و «نعیمی» و «ذبیحی» و «حکیم جرجــانی»

«قندهاری»،«پسرکلی»و«وزیری» و «جلالی» و «شکیبا»؛ گرگان!

قصه کوتاه کن ای شاعر گرگان که در این شـــــــهر، بسی 

گفتنیهاست که در شعر نگنجد، بپذیر عـــذر من اینجا؛ گرگان!

بوسه ای می کند از عمق، سروش، خاک تو را با همه عشق

که از این خاک به دنیا  آمد و خواهد رفت ازاین خاک ز دنیا؛ گرگان!

 


برچسب‌ها: شعر استرآباد, علی بایزیدی, استارباد, قلعه خندان
+ نگاشته شده در  جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰ساعت 20:25  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

    

     مطابق با قولی که در خصوص مباحث تاریخی جزیره آشوراده به آقای علی نصیبی عزیز، مدیر محترم وبلاگ گرگان ما و از دوستان بزرگوار نگارنده داده بودم علیرغم مشغولیت شدید در تدوین کتاب تقویم تاریخی استان فارس توانستم پس از جستجو در بیش از 20 منبع تاریخی و جغرافیایی مختلف موارد ذیل را بیابم که البته متاسفانه فقط 3 مورد مشخص و دقیق یافت شد و در الباقی منابع هیچ اشاره ای به این مسئله که آشوراده به استان گلستان(ایالت استرآباد سابق) تعلق داشته یا به استان مازندران ننموده اند در کتابهای تذکره جغرافیای تاریخی ایران اثر بارتولد، جغرافیای مفصل ایران 3جلدی دکتر بدیعی، جغرافیای مفصل ایران 3 جلدی مسعود کیهان، جغرافیای تاریخی شهرهای ایران محمدتقی خان حکیم، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج، جغرافیای تاریخی گیلان مازندران آذربایجان ابوالقاسم طاهری و چندین کتاب و سایت دیگر  جستجو نمودم و به نتیجه نرسیدم و همه ناشی از کم دقتی نگارندگان آنها در مبحث تقسیمات کشوری است.والله اعلم بالصواب. علی ای حال مطالب ذیل دستگیر گردید که انشاءالله مفید به فایده باشد.

1-    آشوراده از دهستان جعفربای بخش مرکزی شهرستان ترکمن استان گلستان :

http://iran-map.com/Iran_Geo.aspx?sc=27&pi=4

2-    کتاب جغرافیای کامل ایران- عبدالرضا فرجی و دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها- شرکت چاپ و نشر ایران- چاپ اول- زمستان 1366خ.

این کتاب علیرغم اینکه در دهه شصت و در اواخر زمان ترکیب استانهای گلستان و مازندران به رشته تحریر درآمده علی ای حال آشوراده را جزئی از شهرستان بندر ترکمن استان گلستان می داند. 

ذیل استان مازندران(سابق): علاوه بر شبه جزیره آشوراده و تعدادی جزایر کوچک ، شهرستان بندر ترکمن حدودا از حوالی روستای قره سو تا مرز خشکی کشور شورویدر طولی نزدیک به 55 کیلومتر با دریای خزر خط ساحلی داردو صید انواع ماهی از دریای خزر منع درآمد مهمی برای اهالی به شمار می رود... امروزه به علت کاهش عمق دریا در سواحل بندر ترکمن از لحاظ بندری چندان فعال نیست ولی به لحاظ صید ماهی و شیلات در آشوراده حائز اهمیت می باشد و کارخانه کنسرو خاویار نیز در آنجا وجود دارد.(ص1147-1449).

3-    کتاب کرانه های جنوبی دریای خزر یا استانهای شمالی ایران(1860م)- گرگوری ملگونف- امیرهوشنگ امینی- کتابسرا- چاپ اول- 1376خ.

ذیل آشوراده و ترکمنها: بنای  چند ساختمان در جزیره آشوراده در تهران ایجاد هیجان کرد. ایرانیان اطمینان داشتند استحکاماتی در جزیره آشوراده بنا شده است که می تواند برای اهمیت کشورشان بسیار خطرناک باشد هیچکس حاضر نبود بپذیرد که نه تنها یک ساختمان سنگی بلکه حتی یک بنای مستحکم چوبی در جزیره وجود ندارد. هنگامی که مرحوم جعفرقلی خان حاکم استرآباد آمد و آقای لیشاروف رئیس وقت ایستگاه بناهای جزیره را به او نشان داد وی گفت:« ممکن نیست بتواند واقعیت قضایا را در گزارش خود به تهران منعکس کند زیرا در این صورت وی را نزد شاه متهم به رشوه گیری از روسها خواهند کرد.»(ص109)[ این مسئله نشان می دهد که جزیره آشوراده در اختیار ایالت استرآباد بوده است.]

 


برچسب‌ها: علی نصیبی, گرگان ما, استان فارس, پارس نگار
+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۰ساعت 20:54  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

  

    در پی گلایه رسمی نگارنده استارباد از مسوولان محترم وبسایت گلستان نو  در خصوص نحوه استفاده و نگارش مقاله «هنر فردوسی دینی بر گردن رستم» که در روزنامه پر تیراژ اطلاعات نیز به طبع رسیده بود دست اندرکاران محترم این وبسایت تنها به تغییر نحوه نگارش آن پرداختند که البته باز هم جای شکر سپاس آن باقی است، اما عجیب اینجاست که بصورتی کاملا غیر منصفانه رویکرد خود را نسبت به استفاده از مقاله عوض کرده و در انتهای مقاله این مطالب را افزوده اند:« نکته وسوال :آیا رستم مدیون فردوسی است ؟ آیافردوسی برای ادای دین به کشورش رستم را دستمایه کاربزرگش کرد یا...؟چرافردوسی ازبین آنهمه شخصیت گاه مقدس ایران باستان وعصرخودش رستم رابرای ادای منظورش برگزید؟این موضوع مقاله ایست که انتظارداریم خوانندگان وبازدیدکنندگان پیرامون آن بنگارندومقاله تکمیلی این مطلب در۳۰شهریوربا مطالب خوانندگان درروزنامه گلستان نو چاپ ودرسایت منتشرخواهدشد.((ادامه دارد))».

   پی نوشت و توضیح بیشتر: نگارنده لازم می داند موضع گیری خود را در خصوص نیت خود از نگاشتن این مقاله بدین صورت اعلام دارد: اولا که مقاله قدیمی اینجانب تنها رویکرد ادبی و تاریخی نسبت به حکیم بزرگ توس و شاهنامه و شخصیت بزرگ و افسانه ای آن رستم زال داشته و دارد. ثانیا برای نگارنده تمامی چهره های اسطوره ای و افسانه ای ایران بزرگ و متمدن ما از هر نژاد و قوم و دیاری که باشند از صمیم قلب و از نهاد دل دوست داشتنی و مقدسند. والله اعلم بالصواب.

   جهت مستند سازی بیشتر این پست تصاویر ابتدائی و انتهایی از نحوه درج مقاله در آن وبسایت قبل و بعد از تغییر را ذیلا مشاهده بفرمائید

۱: ابتدای مقاله در نشر اولیه

ابتدای مقاله در نشر اولیه

۲: ابتدای مقاله در نشر ثانویه

۳: انتهای مقاله قبل از تغییر نحوه نشر

۴: انتهای مقاله بعد از تغییر نحوه نشر

 


برچسب‌ها: اطلاعات, علی بایزیدی, گلستان نو, استارباد
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۹ تیر ۱۳۹۰ساعت 14:35  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

    در اواخر خرداد ماه جاری سعادتی حاصل شد و بعد از 5-6 ماه دوری از شهر عزیزم، گرگان به مدت 4-5 روز به گرگان آمده و با توجه به شرایط خاص زندگی سعی نمودم تا حداکثر استفاده را از این حضور کوتاه داشته باشم و یکی از این موارد تهیه کتابهای تقریبا تازه چاپ شده در خصوص تاریخ منطقه بود، یکی از این کتب خاطرات مرحوم آیت الله طاهری بود که البته با درد سر فراوان و صرف وقت بسیار از طریق اداره محترم اوقاف تهیه گردید، این کتاب که توسط اقای غلامرضا خارکوهی یکی از محققان تاریخ و جغرافیای استان به رشته تحریر درآمده بسیار جالب و خواندنی است یکی از محاسن این کتاب که البته به نوعی شاید یکی از معایب آن نیز به حساب آید، حواشی مبسوطی است که اقای خارکوهی در ذیل صفحات کتاب، در خصوص آشنایی بیشتر خوانندگان با شخصیتهای مختلف و وقایعی  که در متن کتاب به آنها اشاره شده، نگاشته است، این مسئله هم نشان از تسلط نگارنده بر تاریخ دارد و  خواننده را داننده تر می کند و البته در نقطه مقابل هم، خواننده را به حاشیه برده از جریان متن اصلی کتاب خارج می سازد علی الخصوص اینکه برخی از حواشی به شدت مطول(طولانی) و موسع(وسیع) نگاشته شده است. با همه این احوال یک اشتباه غریب تاریخی در کتاب ذکر شده است که از نویسنده مسلطی همچون ایشان بسیار مستبعد می نماید:

مطلب: صفحه 34 ذیل معرفی حاج سید طاهر حسینی مجتهد استرآبادی، جد اعلای آیت الله طاهری، آورده اند: « حاج سید طاهر ... دخترش به عقد آقا سید مفید در آمد.(آقا سید مفید صاحب همان خانه ای است که بعدها آغا محمدخان قاجار در آنجا به دنیا آمد و در گرگان به مولود خانه معروف است.)»

نقد: قدر مسلم اینکه هر خواننده داننده ای می داند تولد آقا محمدخان قاجار استرآبادی، سر سلسله پادشاهان قاجاریه، پسر محمد حسن خان قاجار پسر فتحعلی خان قاجار در تاریخ یکشنبه 27 محرم الحرام 1155ه.ق در منزل سید مفید استرآبادی رخ داد(ر.ک فارسنامه ناصری، میرزا حسن حسین فسائی، تصحیح دکتر منصور رستگار فسائی، انتشارات امیر کبیر، تهران 1378، جلد اول، صفحه 635) و این تاریخ تا زمان حیات مرحوم سید طاهر مجتهد که در دوران ناصر الدین شاه و مطفرالدین شاه قاجار می زیسته است و دختر گرامی اش را به عقد سید مفید نام در آورده، حدود 150 سال فاصله زمانی دارد.

     در اینجا دو مسئله قابل طرح است یا آقای خارکوهی متوجه این اختلاف آشکار تاریخی نبوده و بر اثر شباهت اسمی، این دو سید مفید استرآبادی را یکی پنداشته یا در هنگام نگارش و تایپ، عبارتی مثل اینکه «این سید مفید اخیر با ان سید مفید اول نسبت نوادگی دارد» را از قلم انداخته اند از آنجا که  نگارنده وبلاگ در خصوص آقا سید مفید همسر دختر آقا سید طاهر مجتهد اطلاع خاصی ندارد در خصوص احتمال صحت و سقم این مطلب یا مشابه آن ابراز نظر نمی نماید. علی ای حال این یک اشتباه تاریخی بود که نگارنده استارباد آن را نیازمند به توضیح می دانست.

 


برچسب‌ها: آیت الله طاهری, استرآبادی, غلامرضا خارکوهی, سید طاهر مجتهد
+ نگاشته شده در  شنبه ۴ تیر ۱۳۹۰ساعت 21:22  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |