شهاب الدین فضل الله بن عبدالرحمن نعیمی حروفی استرآبادی، فقیه، عارف، شاعر، صوفی و ادیب مشهور قرن هشتم هجری و بنیانگذار فرقه ای مذهبی به نام حروفیه که در مدت اندکی از شمال خراسان و حاشیه خزر تا فارس و اصفهان و از آذربایجان تا عراق و سوریّه و آناتولی گسترش یافت و حتی به اروپا(منطقه بالکان) نیز رسید. وی در استرآباد به سال 740ه.ق و در خانوادهای شیعی(دوازده امامی) زاده شد، از نوجوانی او اطّلاعات مفیدی موجود نیست، همینکه شهر او زمانی توسط طغیاتیموریان و زمانی به وسیله سربداران دست به دست میشده فرصتی به او داد تا با عقاید مذهبی و سیاسی سربداران و مرعشیان آشنا شود. فضل الله همچنین به پیشه طاقیهدوزی (کلاه درویشی)که مشخّصه صوفیگری است پرداخت و در پانزده سالگی شروع به تعبیر خواب و تأویل رویاها کرد، در این باب بدان حد از برجستگی دست یافت که «صاحب التأویل» نامیده شد. مدّتی هم به شغل پدر یعنی قضاوت در استرآباد پرداخت و در این دوران به زهد و پرهیزگاری چنان مشغول شد که در تمام عمر نه از طعام کسی چشید و نه هدیهای از کسی پذیرفت.
فضل اللّه در عین حال عارف مسلک بود، مبانی وحدت وجودی مکتب محیی الدّین عربی در ذهن او رسوخ کامل داشت و خود را طبق مصطلحات آن مکتب«خاتم الولایة» میشمرد، ضمن آنکه بازی با حروف و ارقام هم از مشترکات مذهب او و مکتب ابن عربی است، وی در عین حال تعصّب شدید ایرانی داشت چنانکه کتاب بزرگ دینی خود «جاودان کبیر» را به لهجه قدیم گرگانی (استرآبادی) نگاشت. پیروانش از ناشران ادبیّات فارسی در عراق، آناتولی، سوریّه و بالکان بوداند. بر جنبه ایرانی نحله فضل اللّه همه محقّقان بزرگ حروفیه همچون براون، ریتر، صادقکیا، شیبی و گوبینو تأکید دارند و عجیب نیست که محمود پسیخانی، شاگرد او و رئیس فرقه نقطویّه، از انشعابات تندروی حروفیه، خود را «موعود عجم» مینامید.
آثار دیگر او عبارتند از: نومنامه (خوابنامه)، مثنوی عرش نامه، آدم نامه، هدایت نامه و محبت نامه. در خصوص چگونگی شهادت او ابن حجر عسقلانی مینویسد:« امیر تیمور، امر به قتل او داد و پسرش میرانشاه که فضل اللّه به وی پناه برده بود، به دست خود سر او را قطع کرد، تیمور جسد او را طلب کرد و امر فرمود بسوزانند.» مؤلف احسن التّواریخ مرگ فضل الله را 796 ه.ق نوشته و بسیاری از منابع نیز همین سال را برای مرگ او متذکر شده اند: « چون به پنجاه وشش رسیدش سال / گشت راهی به سوی ملک ابد / در النجه ز دست ساقی دور / خورد جام شهادت سرمد / روز آدینه بود و ذی القعده / نود و شش فزوده بر هفتصد / لعنت ایزد و ملائک باد / به کسی کو سبب شد اندر بد.»
برچسبها: فضل الله حروفی, حروفی, حروفیه, استرآباد