
در شمال شهر زيباي گنبدکاووس و در 3 کيلومتري آن آثار بجاي مانده از ويرانه هاي شهر باستاني جرجان (همان گرگان، هيرکان يا ورکانه ي کتيبه هاي هخامنشي)، بناي باشکوهِ بلندترين برج آجري دنيا و يکي از بي نظيرترين يادمانهاي معماري ايران اسلامي يعني برج «گنبد قابوس» قرار دارد که در سال397هجري قمري مطابق با375خورشيدي(؟!) بر بلنداي تپه اي 15 متري به ارتفاع 76 متر از سطح دريا، در طول جغرافيائي 55 درجه و 18 دقيقه و عرض 37 درجه و 17 دقيقه با بلندي 55 متر، محيط خارجي60 متر و 27 سانتي متر و 8 ميلي متر و محيط داخلي30 متر و 14 سانتي متر و 4 ميلي متر، از جنس ملاط ساروج و آجرهاي مخصوصي که اصطلاحاً آجرهاي ريشه دار ناميده مي شود، ساخته شده است و اينک در ميان پارکي بزرگ و زيبا جاي گرفته است. اين يادگار تاريخي بدستور مشهورترين پادشاه سلسله ي آل زيار، امير شمس المعالي قابوس بن وشمگير بن زيار بن مردانشاه، تأسيس و به نام خود وي نيز نامگذاري گرديده است، شمس المعالي در سال 366 ه.ق به جاي برادرش بيستون برتخت نشست اما در سال 371 ه.ق به واسطه ي هجوم سپاهيان حکومت آل بويه، از ديار تحت سلطه ي خود گريخت و به دربار شاه سلطان محمود غزنوي پناهنده شد، ليکن در سال 388 ه.ق مجدداٌ به سرزمين حکمراني خويش رجعت کرد و تا سال 403 ه.ق، مجموعاٌ 20 سال بر منطقه اي که اينک قسمت اعظم آن را استان سرسبز گلستان تشکيل مي دهد امارت کرد، وي نه تنها در دوران حکومت خود جمع کثيري از ادباء و شعراء چون حکيم ابوبکر خسروي سرخسي، فصيحي جرجاني، قَمري جرجاني، قاضي علي ابوبشر جرجاني، مُخلّدي(مُجلّدي) جرجاني و... را در دربار ملوکانه ي خويش مورد عنايت شاهانه قرار داده و حتي دانشمندي نامي همچون حکيم ابوريحان بيروني را نيز تکريم نموده است. خود نيز در شعر و ادب و هنر، يگانه ي زمانه ي خويش بود چنانکه در حق وي آورده اند: «چون چشم صاحب بن عَبّاد [ وزير دانشمند دربار ساماني] به خط او افتادي، گفتي: هذا خط قابوس، ام جناح طاووس؟!( يعني: اين خط قابوس است يا بال طاووس؟!) » بي ترديد چنين است که اين ميراث ارزشمند فرهنگي- تاريخي پايه ريزي شده به دستور چنان پادشاه خوش ذوق و قريحه اي نمي تواند خالي از شگفتي ها و بدايع طراحي و معماري باشد، برجي ضد زلزله و ضد نم به نقش ستاره اي، با10 بريدگي برجسته ي مثلثي بر پيکره ي موشکي شکلش که از رأس60/1 متر و از قاعده40/1 متر از يکديگر فاصله دارند و گنبدي مخروطي به ارتفاع 18 متر؛ در ضلع جنوبي برج، دري ورودي قرار دارد که در درون طاق هلالي و سر در آن دو رشته مقرنس کاري هايي صورت گرفته است که در بناهاي معماري ايراني بعد از اسلام ديده مي شود، در بدنه ي شرقي آن نيز روزنه اي تعبيه شده است که ارتفاع آن 90/1 متر مي باشد، همان روزنه اي که برطبق افسانه هاي تاريخي «پيکر بي جان امير شمس المعالي قابوس به جهت وداع در تابوتي بلورين در برج آويزان بوده و هر بامداد فروغ خورشيد از آن روزنه بدان تابيده مي شده است!
بر روي سرتاسر بدنه ي گنبد نيز دو رديف کتيبه به خط کوفي ساده، يکي به فاصله ي 3 متر از کف و ديگري حدود 2 متر از زير قاعده مخروطي سر برج نگاشته شده است که از نظر متن و کلمات عيناٌ بمانند يکديگرند: «بسم الله الرحمن الرحيم، هذا القصر المعالي، لِاَمير شمس المعالي، الامير بن الامير، قابوس بن وشمگير، اَمَر به بنائه في حياته، سنه سبع و تسعين و ثلاثمائه قمريه و سنه خمس و سبعين و ثلاثمائه شمسيه.». عليرغم سال خورشيدي طرح شده در متن کتيبه( يعني375 )، محدوده ي زماني جاري را مصادف با يکهزار و دومين سال ساخت بناي عظيم برج گنبد قابوس تلقي نمايد:
۱- عدم تطابق تعداد روزهاي سپري شده از دو نوع سال قمري و شمسي عنوان شده در کتيبه، چرا که با يک برآورد تقريبي دقيق در محاسبات روزشمار سال قمري که آن را بطور متوسط "۳۰/۱۱ و 354 " روز در نظر مي گيرند،گذشت حداقل103۲ سال از تاريخ تأسيس اين برج، تعداد سيصد و شصت و پنج هزار و ۷۰۶ روز را بدست خواهد داد اما محاسبات سالهاي خورشيدي، گذشت 101۲ سال(؟؟؟) از عمر اين بنا را معادل سيصد و شصت و نه هزار و ۶۲۵ روز برآورد می نماید که اختلاف غير منطقي سه هزار و ۹۱۹روزه (بيش از 10 سال) را به همراه خواهد داشت.
۲- فارغ از اين محاسبات،آنچه پيشتر مي بايست مورد توجه قرار مي گرفت اين نکته ي ظريف تاريخي بود که سال شمسي عنوان شده درکتيبه سال هجری خورشیدی کنونی نیست امري که بعدها به دستور جلال الدين ملکشاه سلجوقي و یاری حکیم خواجه امام عمر خیامی از سال 471 ه.ق بنيان نهاده شد لذا به طور قطع یقین منظور از سال شمسی مطرح شده همان سال فرسی یزدگردی است که با بر تخت نشستن یزدگرد سوم ساسانی ایجاد گردید و هر سال آن بطور دقیق شامل ۳۶۵ روز می باشد( ۱۲ ماه ۳۰ روزه و ۵ روز انتهایی سال را که منجمان به نام خمسه مسترقه می شناسند.)
محاسبات حاکي است که تداخل سالهاي 397 قمري و 375 يزدگردي تقريباً از 1/1/397 تا 22/6/397 هجري برابر با ۱۶/7/375 تا پايان سال 375 يزدگردي صورت گرفته است، مسئله اي که مي تواند ما را به تاريخ دقيق اتمام ساخت بنا نزديکتر سازد، لذا با علم به اين مطلب که يکهزار سال کامل خورشيدي برابر با 103۰ سال و 252 روز قمري و 1000 سال و 250 روز يزدگردي است، افزودن اين مقادير به بازه هاي زماني پيشين، رخداد واقعه ي هزاره (یعنی یکهزارمین سال تاسیس ) را به بازه ي زماني 17/9/1427 تا 9/3/1428 قمري معادل با 21/3/1376 تا 10/9/1376 يزدگردي و 23/7/1385 تا 7/1/1386 خورشيدي خواهد کشاند. به اين ترتيب يکهزار و دومين سال پايان بناي شکوهمند گنبد قابوس مصادف با بازه ي زماني حاضر خواهد بود، امري که به احتمال قريب به يقين در آغاز زمستان سال جاري خورشيدي مقارن با آغاز سال نوي 200۹ميلادي و 14۳۰ قمري حادث خواهد شد.
برگرفته از:
مقاله ای به قلم نگارنده وبلاگ مندرج در نشریه سلیم نسخه شماره 239 - ۱/۱۰/۱۳۸۶
برچسبها: گنبد کاووس, گنبد قابوس, جرجان, آل زیار


