17 رمضان سال 844 هجری مصادف با زادروز ولادت امیر نظام الدین علیشیر نوائی یکی از شخصیتهای بارز ادبی - دینی - سیاسی قرن نهم است که تاثیر بسزای حضور وی درعرصه ی اجتماعی نیمه پایانی قرن مذکور کاملا غیرقابل انکار است، مؤلف بزرگ تذکره مجالس النفایس بسال 896 ه.ق به زبان ترکی که در شرح حال قریب به سیصد و پنجاه تن از بزرگان و شعرای معاصر خود به رشته تحریر درآورده است.

مولانا فصیح الدین صاحب دارا قصیده ای در جهت مرثیه حضرت میرعلیشیر گفته که هریک مصرع از ابیات آن قصیده تاریخ وفات است و یکی ولادت ... و ابیات آن قصیده این است:
ای فلک بی داد و بی رحمی بدین سان کرده[ای]*وی اجل ملک جهان را باز ویران کرده [ای]
کرده برجانـــها کمین، بنهــــاده [ای] دام عنــا * هرزمان ازکینه جویی قصد صدجان کرده[ای]
بر جهــــــانبانان چه می گوئی حســد نبود مرا * از حسد باری جهان را بی جهانبان کرده[ای]
کرده[ای] گاه از جفا حیران دل صـــد اهل دین* که زکین قصـــد هلاک صد مسلمان کرده [ای]
عالمی کـــــرده[ای] از حزن، پژمان دم بدم * اهل عالم را بکین محزون و پژمان کرده [ای] ...
امير عليشير علاوه بر مقام علمى و تأليفات بسيارى كه داشت، از آنجا كه شخصى خير و نيكوكار بود آثار خیریهٔ بسيارى از او به جاى مانده است كه از آن جمله ايوان جنوبى صحن عتيق امام رضا و آب نهر خيابان مشهد، و مقبرهء فريدالدين عطار نیشابوری در نیشابور، و بقعهٔ امیر قاسم الانوار در قريهٔ لنگر می باشد.
* * *
در خصوص اهمیت شخصیت امیرعلیشیر برای خطه ی سرسبز گلستان، حکومت کوتاه مدت اما مفید این چهره بر منطقه ی گرگان کنونی یا همان استرآباد سابق است که در این خصوص آورده اند:
«در زمستان سنه اثنی و تسعین و ثمانمائه (892ه.ق) که خاقان عالیمکان[سلطان حسین بایقرا(875-911ه.ق)] در مرو شاهجهان طرح قشلاق انداخته بود، رای ممالک آرای، چنان اقتضا نمود که امیر مغول که بعد از فوت امیرولی بیک، والی جرجان شده بود از آن مملکت به آستان اقبال آشیان آمده در خدمت باشد و مقرب الحضرت سلطانی امیر نظام الدین علیشیر، به تقلد حکومت دارالفتح استرآباد سرافراز گردد چون مکنون ضمیرمنیررا با امیر صائب تدبیر در میان نهاد، بنابر وفور میلان خاطر عاطر، بعدم تکفل مهمات خاقانی و کثرت شعف بسلوک طریق حصول مرضات سبحانی، نخست بقبول آن امر زبان نگشاد و بعد از الحاح و مبالغه سر رضا جنبانیده روی توجه بدانجانب آورد و از ملازمان بارگاه عالمپناه، امیرنظام الدین باباعلی و امیر بدراالدین را همراه برد و چون نزدیک باسترآباد رسید امیر مغول، شهر بازگذاشته علم عزیمت بصوب مرو برافراشت و گلفشان، استرآباد از فر نزول امیر عدالت نهاد غیرت افزای، گلستان ارم ذات العماد گشته، سادات و علما و اشراف مفتخر و مباهی شدند و رعایا و مزارعان به یمن انوار معدلت و انصاف از ظلمات ظلم و اعتساف نجات یافته در مهاد امن و امان بفراغت غنودند، حکام ولایات مازندران و رستمدار و گیلان چون خبر جک.مت آنجانب استماع نمودند رقبه به رقبه اطاع آورده و رسل رسایل به استرآباد فرستادند و تحف لایقه و تبرکات رایقه ارسال داشته جواهر اخلاص خود را بر طبق عرض نهادند... جناب نقابت مآب فضایل پناه امیر برهان الدین عطاءالله در تاریخ حکومت آن امیر معدلت دستگاه گوید:
قطعه
آن میرعلیشـــیر که دارد اوصاف برون زحد تقریر
چون کرد قبول باز امارت تاریخ شود امارت میــر»
منبع: حبیب السیر فی اخبار افراد بشر- خواجه غیاث الدین ابن خواجه همام الدین محمد ابن خواجه جلال الدین ابن برهان محمد حسینی شیرازی، معروف به خواندمیر(880-942 ه.ق)- با مقدمه به قلم استاد بزرگوار آقای جلال الدین همایی از انتشارات کتابخانه خیام-بقیه جزء سوم از مجلد سوم-چاپخانه حیدری-تهران 1333- ص178و179.
برچسبها:
روزشمار,
امیرعلیشیر نوائی,
استرآباد,
حکام استرآباد