فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

   

    متاسفانه در حین جستجوی اسامی بزرگان خطه ی باستانی و سرسبز گلستان در تارنمای بین المللی ویکی پدیا به امری بدیع و غیر قابل باور برخورد نمودم و آن هم سرقت شخصیت ادبی بود!!!

   بعد از شندیدن انواع مختلف سرقت از ادبی و غیر ادبی این مورد واقعا در نوع خود کاملا استثنایی بود که شخصیتی واضح و با شناسنامه همچون فخرالدین اسعد گرگانی شاعر و داستانسرای بزرگ قرن 5 هجری متولد گرگان(جرجان) باستان را با زیرکی به روستایی تقریبا همنام چون کرکان ملایر همدان نسبت داده اند!!!

   استارباد نشریه فرهنگی-تاریخی استان گلستان از تمامی دوستاران تاریخ و فرهنگ و ادب استان که می توانند در رفع این حرکت تحقیر آمیز  و غیر مستند صورت گرفته از سوی این تارنما اقدامی عاجل صورت دهند مستدعی است تا از آنچه در توان دارند در این راه دریغ نورزند.

آدرس صفحه:  فخرالدین اسعد گرگانی-ویکی پدیا


برچسب‌ها: فخرالدین اسعد گرگانی, استان گلستان, تاریخ گرگان, ویس و رامین
+ نگاشته شده در  جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ساعت 23:31  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

   

     استارباد از تمامی دوستاران و علاقه مندان تاریخ علم، فرهنگ، هنر و ادب این خطه سرسبز باستانی دعوت می نماید تا با ارائه نظر شخصی خویش این مطبوعه ی الکترونیکی را در جهت شناسایی هرچه بیشتر و بهتر مشاهیر، مفاخر و نامداران آن یاری دهند.

     برای جمع آوری آراء عمومی در خصوص انتخاب برترین چهره تاریخ خطه ی متمدن، باستانی و فرهنگی استان گلستان، استارباد دست به اقدام نوین دیگری در این راستا می زند تا با حضور سبز دوستاران اهل مطالعه به جمع آوری آراء عمومی پرداخته و گام دیگری در راه اهداف بلند فرهنگی-تاریخی خویش بردارد.

    هرچند شاید به زعم برخی از کارشناسان و منتقدین این اقدام درخور ضعفهای بسیاری باشد که نتوان نتیجه نهایی را چندان هم مستند دانست، مثلا:

1-   تقلب: بطور قطع یقین در این نظرسنجی بلند مدت عده ای  به دلایل مختلف از جمله تحمیل رای خویش بر اکثریت و ... با بیش از یک رای شرکت خواهند کرد.

2-     سطح غیر علمی: این اقدام به دلیل برگزاری در سطح عامه از دیدگاه های علمی و کارشناسی فاصله خواهد گرفت.

3-     از قلم افتادگی: گزینه های برگزیده ی دیگری نیز شایستگی حضور در لیست نظرسنجی را دارند.

4-   فراگیر نبودن: عده بیشماری از دوستاران و علاقه مندان فرهنگی-تاریخی به دلیل عدم شناخت وبلاگ و عدم آگاهی از این اقدام، فرصت حضور و ارائه رای را نخواهند داشت.

و ... .

      علی ای حال به عقیده ی نگارنده، این حرکت در اصلاح برخی از ضعفهای فوق الذکر به ترتیب ذیل می تواند به بهسازی رسیده و تا حد زیادی اشکالات را ترفیع نماید یا برداشتهای دیگرگونه ای از نتایج آن ارائه دهد:

1-  ضمن آنکه از دوستاران علم و ادب و فرهنگ و هنر استان سرسبز گلستان دوستانه تقاضامندیم تا تنها یکبار در طول مدت وجود این نظرسنجی به ارائه رای اقدام نمایند با این وجود با بدبینانه ترین حالت به نظر می رسد که رای گیری، حداکثر با20% تکرار صورت گیرد.

2-   مسلما حضور افراد کم اطلاع و با آگاهی غیر علمی نیز غیر قابل احتراز بوده به هر روی برداشت نهایی برای آن دسته از افراد بدبین خود  حداقل می تواند شاخصی برای تعیین میزان شهرت و شناخته شده بودن گزینه های منتخب باشد.

3-   لیست۱۹ نفره انتخاب شده مسلما نمی تواند حاوی تمامی بزرگان و مفاخر باشد لذا گزینه ای به نام سایر نیز قرار داده شده تا میزان احتمالی سایر گزینه های موجود نیز سنجیده شود اما به زعم این حقیر گزینه های اصلی با 5% تلورانس همین عزیزانند و چهره دیگری به جز این افراد مطرح شده نیست.

4-   در مورد فراگیری این طرح نیز در همینجا از تمامی وبلاگ نویسان و صاحبان ابزار رسانه ای درخواست می گردد تا در راستای گسترش فرهنگ و اشاعه ی تاریخ استان از هرگونه اقدامی در این خصوص فروگذار ننمایند لذا بدینوسیله از تمامی عزیزانی که سخاوت معنایی خویش را در اجرای هرچه باشکوهتر این جریان فرهنگی دریع نمی دارند سپاسگزاری و قدردانی می نمایم.

 

* محل نظرسنجی در حاشیه سمت چپ صفحه وبلاگ می باشد*

 


برچسب‌ها: علمای گرگان, شعر استرآباد, تاریخ گرگان, استان گلستان
+ نگاشته شده در  دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ساعت 0:42  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

 

 

 

 

راهنمای نقشه:

     1-    دروازه فوجرد(غسالخانه امام زاده عبدالله)

2-    دباغان

3-    سرپیر

4-    سبزه مشهد

5-    دوشنبه ای

6-    نقاره چیان

7-    سرچشمه

8-    چهارشنبه ای

9-    میخچه گران

10- قلعه محمدحسن خان قاجار(قلعه کهنه)

11- پاسرو

12- گورستان مسجد جامع

13- مدرسه دارالشفاء

14- مسجد جامع

15- بازار نعلبندان

16- دربنو

17- مصلی سابق

18- میرکریم

19- گورستان خوجه خضر

20- میدان

21- دروازه مازندران(میدان شهید هزارچریبی)

22- شازده قاسم

23- دروازه چهل دختران(میدان امام رضا)

24- دروازه تول چشمه

25- قلعه خندان

26- باغ پلنگ

27- سرخواجه

28- پشت باره

29- آلوچه باغ

30- مدرسه سردار

31- باغ کنسولگری

32- دروازه بسطام(میدان کاخ)

33- باغ شاه

34- شیرکش

35- بازارچه حاج امین الضرب

 

A بازار کهنه:

1- کاروانسرای قیصریه

2- راسته رنگرزان

3- میدان قیصریه

4- کاروانسرای ماشین خانه

5- راسته کفشدوزان

6- راسته بزازان

7- کاروانسرای محمدتقی خانی

8- امام زاده نه تن

9- راسته نجاران

10- چارسوق بازار

11- راسته زرگران

12- راسته حلبی سازان

13- چاپارخانه

14- حمام کاسه گران

15- مسجد گلشن

 

B  مجموعه آغامحمدخانی:

1- حوض بزرگ

2- عالی قاپو

3- میدان توپخانه

4- عمارت کاخ

5- سر در کاخ

6- دیوانخانه

7- کاخ رضا شاه(کتابخانه عمومی سابق پارک شهر)

8- آب انبار نظامیان.

 

 

 


برچسب‌ها: استرآباد, گرگان, تاریخ گرگان, نقشه
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ساعت 23:43  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

  نادر ابراهیمی نویسنده، تصویرگر و سینماگر ایرانی، روز پنج شنبه ۱۶ خرداد پس از ۹ سال بیماری در سن ۷۲ سالگی در تهران در گذشت.
  نشریه فرهنگی-تاریخی استارباد  بدینوسیله درگذشت آن نویسنده ی بزرگ را تسلیت می گوید روحش شاد و یادش جاودانه باد.

 


برچسب‌ها: نادر ابراهیمی, گرگان, تاریخ گرگان, آتش بدون دود
+ نگاشته شده در  شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۷ساعت 0:17  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

     در اواسط شهریور ماه سال گدشته که فرصتی مغتنم روی نمود تا پس از 4 ماه دوری به دیار محبوب خویش گرگان سفری نمایم با توجه به مشاهدات و کشفیاتی که در اوایل اردیبهشت ماه همان سال از وضعیت و موقعیت نابسامان و غیرفرهنگی بقعه ی شریفه ی آرامگاه علامه میر سید شریف جرجانی بر من نمایان گشته بود عزم خویش را جزم نموده و قصد دیدار با ریاست محترم میراث فرهنگی استان گلستان جناب آقای فعالی را نمودم به دو سبب:

1- مسؤولان میراث فرهنگی استان فارس و شهرستان شیراز مسلما خود از وضعیت و چگونگی آثار و محصولات تصمیمات و اقداماتی که در منطقه ی تحت نظارت خویش گرفته و انجام می دهند بهتر از هرکس دیگر مطلع و با خبر بوده و هستند چنانکه در صورت تمایل و داشتن حس عمیقتر وظیفه شناسی تا کنون قطعا می توانستند بدون نیاز به هیچگونه تلنگر و اطلاع رسانی از سوی شهروندان به آنچه در قبال آن موظفند رسیدگی کنند هرچند این بنده نیز در نامه ای که برای آن سازمان محترم ارسال داشتم متذکر این نقیصه گردیدم و حتی پژوهشهای محلی این حقیر حاکی از آن بود که برخی از ساکنین فرهنگ دوست و دلسوز آن محله ی قدیمی نیز اقداماتی چند در خصوص آگاه سازی ایشان چه حضوری و چه کتبی یا تلفنی انجام داده اند... و الله اعلم بالصواب.

2-  آقای فعالی از آشنایان و دوستان دورادور پدر بنده بود که به نحوی آسوده تر و صمیمانه تر امکان برقراری ارتباط را فراهم می نمود تا تمامی دغدغه های ذهنی و درونی خود را پیرامون این مسئله به گونه ای ملموستر و بارزتر عنوان کنم و یحتمل ارتباطی که فی مابین دو همرتبه در یک سازمان برقرار می شد منطقا می توانست تاثیرگذاری بیشتری را نسبت به تمامی اقداماتی که بنده و امثال من به انجام رسانیده بودند داشته باشد.

     باری به هر جهت با دیداری که روی نمود بنا به پیشنهاد آقای فعالی قرار بر این شد تا بنده با ارسال نامه ای انتقادی خطاب به میراث فرهنگی استان گلستان بعنوان شهروند گلستانی مقیم شیراز خواستار رسیدگی به وضعیت آرامگاه گردم تا ایشان نیز به پیوست نامه ی بنده نامه ای خطاب به همکار همتراز خویش جناب آقای بذرگر در استان فارس نگاشته و ماجرا شاید به این نحو پیگیری گردد(!!!) چنانچه در دو تصویر ذیل متن نامه ها را نیز ملاحظه می فرمائید.

   نتیجه: اینک که بیش از 7 ماه از استرداد آن دو نامه می گذرد هیچگونه اقدامی در خصوص بهبود موقعیت نامتناسب و وضعیت نابسامان آرامگاه علامه ی شریف روی نداده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: میر سید شرف, علی بایزیدی, استان فارس, تاریخ گرگان
+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۷ساعت 12:10  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

+ نگاشته شده در  جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ساعت 16:33  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

         در شماره ی243نشريه سلیم، مورخه ی 6/11/86 مطلبی تحت عنوان «تابلوی ميرداماد در انبار شهرداری» از سوی يکی از اعضای سابق شورای اسلامی شهرگرگان به طبع رسيد و عليرغم اينکه چارچوب انتقادی مشخص و واحدی را در راستای غرض اصلی نويسنده از نگارش آن دنبال می نمود که  بر خوانندگان صاحب رای هم پوشيده نماند، دربرگیرنده ی بخش کوچکی از حکايت غريبی گرديد که راقم اين سطور به کالبد شکافی آن درحد توان خويش خواهد پرداخت، حکايتی که بی گمان، چاره انديشی آن يکی از دغدغه های فکریِ پژوهشهای تاريخی- فرهنگی سالهای اخير نگارنده را تشکيل داده است.

         هفتاد سال پيش در اسفند ماه 1316 هجری شمسی، تغييراتی در اسامی برخی از شهرستانهای کشور صورت پذيرفت که گرگان امروزی ما(استرآباد سابق) نيز از اين تصميم غريب مجلس شورای ملی وقت مستثنا نماند، رخدادی که پيرو مصوبه ی غريبتر 16/8/1316 آن مجلس، مبنی بر تقسيمات جديد کشوری با الحاق ايالت کهن و هميشگی استرآباد به طبرستان و سمنان و تهران تحت نام استان دوم به مرکزيت تهران و بناگاه در  3/11/1316 تحت مرکزيت ساری با حذف تهران بنام استان مازندران و سرانجام با مصوبه 1327 با حفظ نام و مرکز اما با کنارگذاشتن سمنان به تثبيت رسيد تا هرکدام به انحای مختلف، نقشی انکارناپذيردر فراز و نشيبهای سياسی- اجتماعی- اقتصادی و حتی فرهنگی- تاريخی منطقه بازی کنند؛ هرچند يکی از  اين دو فاجعه،  پس از گذشت 6 دهه، سرانجام در سال 1376 با تلاشهای پيگير و بی وقفه ی مسؤولان دلسوز وقت، بويژه نماينده ی فقيد مجلس، مرحوم شهيد دکتر شيخ قربانعلی قندهاری ترفيع گرديد(که البته آثار سوء بجای مانده از آن امر نيز هنوز هم خود را  در تمامی مسائل مربوط، می نماياند و مسلماً همچنان جايگاه بحث و مکاشفه ی بسيار و بسيار دارد، به هرروی خوشبختانه اينک شيشه ی عمر ديو بدنهاد آن، ديگر شکسته است)، ليکن آن ديگر واقعه که به نظر،  رويکردی متفاوت برای رفع سوء اثر دارد، اينک حکايت ماست.

         بر اهالی تحقيق و تفحص پوشيده نيست که در طول گذران تاريخ، منطقه ی استان گلستان همواره زادگاه و زادبوم خيل متعددی از بزرگان عرصه ی علم و ادب و معرفت بوده است و اين بديهه امريست که با نگاهی به طومار فهرست نامهايی چون ميرداماد، ميرفندرسکی، ميرسيد شريف جرجانی، فخرالدين اسعد گرگانی، حکيم سيد اسماعيل جرجانی، حکيم لامعی دهستانی، نصرت الدين کبودجامه،  امام عبدالقاهر جرجانی، رضی الدين استرآبادی، هلالی استرآبادی، سحابی استرآبادی، ميرزامهدی خان کوکب استرآبادی، فضل الله حروفی استرآبادی و کذا و کذا خودگوياتر از آن است که ما گوئيم، اما دو صد حيف از آن است که غالب اين نامهای بزرگ، تنها در ذهن و منظر خواص، رونق می يابند و تنها در دل کتابها، تذکره ها و رساله ها از سالی به سالی ديگر و از قرنی به قرنی ديگر نقل می گردند بی آنکه طيف وسيع عوام جامعه، حتی  نام ايشان را به گوش خويش شنيده باشند، اين معضل از چند دليل پيوسته و زنجيره ای ناشی می گردد که بطور قطع، تغيير ناگهانی نام مرکز استان و خاستگاه بخش اعظمی از آن مفاخر، بويژه از سده ی هفتم بدين سوی، همگام با ويرانی جرجان باستان به دست لشکر مغول و مرکزيت يافتن استرآباد سابق يا گرگان حاضر بجای آن، علت و مسبب اصلی است؛  چگونه می توان انتظار داشت که مثلاَ وقتی می گوييم "ميرداماد استرآبادی" حکيم و فيلسوف بزرگ عصر صفوی، آنگاه عامه دريابدکه آری وی بزرگي است از اهالی گرگان زمين؟ چگونه؟ حتی بسياری از خواص و اهل قلم و مطالعه نيز نمی دانند که اينگونه است تا چه رسد به بخش اعظم پايين نشين مخروط جامعه؛ مسئله ای که مشمول نامهای جرجانی نيز گرديده است و اکثريت حتی نمی دانندکه جرجان معرب گرگان است تا شايد بدينگونه دل خوش داريم که حداقل گرگان(هيرکان يا ورکان باستان) را با گرگان فعلی اشتباه خواهند کرد، بداقبالی ديگری نيز که بايد به اين تغييرات خواسته و ناخواسته افزود آن است که دو منطقه ی مشهور ديگر استان در اين بين بکلی از دست رفته است، دهستان و کبودجامه.

         حلقه ی دوم از زنجيره ی دلايل، مسئله ی مهم عدم بذل توجه نهادهای ذيربطی چون شهرداری، سازمان ميراث فرهنگی و  يا شورای اسلامی شهر و ... هر يک به اندازه  و به نحوی به اين مسئله در طی اين گذران 70 ساله است؛ ، امری که بخشی  از آن به نوعی خاص و ناخواسته در قسمتی از مطلب ياد شده در آغاز اين نوشتار از سوی نويسنده ی سابقاَ مسؤول آن، اينگونه عنوان گرديد که " تابلوی ميرداماد در انبار شهرداری" درحالی که بايد پرسيد: "آقايان! تابلوهای ديگر کجاست؟!"،  آيا نه اين است که آذين نمودن نام اماکن و محلات و معابر شهر به اسامی بزرگان آن، مايه ی فخر و مباهات شهروندان آن محسوب می گردد؟ آيا نه اين است که اين اقدام، چاره اي عاجل و کارساز در زنده نگاهداشتن ياد و خاطره ی آن مفاخر بويژه در اذهان عمومی، چه همشهريان ناآگاه و چه گردشگران ناآگاهتر است؟  نگاهی به نقشه ی جغرافيايی شهرهای شاخص کشور و نيز نام بزرگانی از آنان که خود را در اذهان عمومی مطرح نموده اند، مدعايی است محکم بر اثبات اين امر،آن هم شهرهايی که هرگز دستخوش تغيير نابهنگام نام نگرديده اند، شيراز، اصفهان، مشهد، تبريز، کرمان، يزد، همدان، کاشان و  ... ؛ (در ابتدای پائيز سال جاری(مورخه 2/7/86) و در بحبوحه ی تغييرات مديريت شهرداری ها از پس جايگزينی اعضای جديد شورای اسلامی شهر در اقدامی عاجل با توجه به آشنائی کوچکی که بايکی از شهرداران محترم داشتم دست به قلم برده ضمن ابراز خرسندی از حضور مغتنم ايشان بر مسند جديد، گشاده ای به همين مضمون بديشان نگاشتم و خواستار چاره انديشی و اقدامی درخور و فراخور امر از ايشان گرديدم، علی ای حال با وجود گذشت بيش از 5 ماه از تقديم آن نامه، آن هم نه از طريق معمول که از کانال واسطه ای نزديک و معتبر، تا به حال هيچگونه عمل و يا حتی سخن اميدوارکننده ای از ايشان يا نهاد تحت نظارت ايشان نه ديده، نه خوانده و نه شنيده ام!)

      سرانجام حلقه سوم، حلقه ی اهالی رسانه است، دست اندرکاران صدا و سيما، ناشران، روزنامه نگاران، نويسندگان، مورخان، وبلاگ نويسان، شاعران و تمامی آنانکه به هر نحوی از انحا می توانند حتی کوچکترين نقشی در راستای بازيافتن اعتبار و شهرت بيهوده مفقود گرديده ی منطقه بازی کنند، البته در سطحی  عمومی و فراگير...

                    "به پايان آمد اين دفتر    حکايت همچنان باقيست"      

   مطلب فوق اسفندماه سال گذشته توسط اینجانب برای طبع در نشریه سلیم عرضه گردید که متاسفانه تاکنون نیز در آن هفته نامه محترم منتشر نگردیده است، و الله اعلم بالصواب...   

 


برچسب‌ها: استرآباد, تاریخ گرگان, گرگان, شعر استرآباد
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷ساعت 15:18  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

* بدون شرح!!!

 

* دارالشفاء کوچه ای که ۶۵۰ سال پیش مدرسه بود!!!

 

* تنها بخش خوشنمای بقعه ی علامه ی شریف که از دست برخی فرهنگ گریزان دور مانده است!!!

 

* مدیریت وبلاگ (علی بایزیدی - ع.سروش) مشعوف از جستجوهای چند ماهه ی خویش در     کنار آرامگاه ابدی علامه!!!


برچسب‌ها: میر سید شریف, علی بایزیدی, شعر استرآباد, تاریخ گرگان
+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷ساعت 0:39  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |