فصلنامه فرهنگی،هنری،ادبی،تاریخی استارباد

اِستارباد تصحیف"إسترآباد",نام پیشین گرگان کنونی و استان گلستان است!

 

     زنده یاد استاد سید محمدکاظم مداح، محقق، شاعر، زبان­شناس، داستان­نویس، روزنامه­نگار و نویسنده باسابقه و نامدار گرگان زمین، از پیشکسوتان فعال و پویای شعر و فرهنگ و ادب گلستان و مازندران، در بیستم خردادماه 1314خ در کردکوی و در خانواده ای مؤمن و مذهبی به دنیا آمد، پدرش مرحوم حجت الاسلام عسگری مداح از واعظان اهل بیت در منطقه بود و مادرش نیز فاطمه نام داشت؛ استاد مداح در شعر «بیدل» تخلص می­کرد و در رشته زبان و ادبیات فارسی، دارای تحصیلات دانشگاهی بود. او از اعضای مؤسس انجمن شعر و ادب اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گرگان بود و سال­ها به عنوان عضو فعال این کانون در راه گسترش فرهنگ این دیار باستانی، بسیار کوشا بود.

     مرحوم مداح در سال 1369خ به دلیل فعالیت­های گسترده پژوهشی به عضویت هیئت مؤلفین واژه نامه بزرگ تبری (جلد اول) برگزیده شد، مدتی نیز رئیس انجمن داستان­سرایی گرگان بود و همچنین از سال 1384خ با تأسیس مرکز دانشنامه گلستان به عضویت این دایرة المعارف بزرگ استانی در آمد و با نگارش مقالاتی چند در معرفی شخصیت­های تاریخی استان، به پیشبرد اهداف متعالی این مرکز، یاری بسیاری رسانید، تا پیش از درگذشتش نیز برخی مقالات او در چند شماره از گاه­نامه دانشنامه به طبع رسید، البته برخی مقالات وی به­دلیل درگذشتش ناقص ماند که با هماهنگی مدیریت دانشنامه، توسط راقم این سطور به اتمام رسید از جمله مقاله «فضل­الله حروفی استرآبادی»، «ملا محمدامین استرآبادی»، «میرمحمد مؤمن استرآبادی» و «میرفندرسکی»، امری که موجب فخر و مباهات نگارنده گردید، دیدن نام خود در کنار نام آن استاد برجسته.

   چنانکه استاد کریم­الله قائمی از یاران و همراهان آن مرحوم می­گوید این چهره آرام، وقت­شناس و خوش­نیت ده­ها مقاله از نیشابور و سبزوار و گیلان گرفته تا کردستان و همدان و کرمان برای همایش­های تاریخی ارسال می­نمود و همواره در صحنه­های فرهنگی حضور داشت. او با بسیاری از چهره­ها و شخصیت­های محلی و ملی از جمله منوچهر فرهنگ، حسینعلی هروی، موسوی گرمارودی، بنفشه حجازی، جواد مشکور، نصرت کریمی و دیگران در ارتباط و تعامل بود و خود را از عرصه­های فرهنگی و ادبی و تاریخی دور نمی­نمود؛  او سال­های متمادی (دهه­های شصت و هفتاد) در پی کسب روزی حلال و رفع حاجات معیشتی روزمره خود و خانواده­اش در محله آموزشگاه جنگل گرگان صاحب فروشگاه خوار و بار فروشی بود و نگارنده از ایام کودکی و خردسالی تصویر بشاش این فاضل و ادیب ساعی را که مُجدّانه به انجام پیشه و کسب و کار خویش می­پرداخت در ذهن دارد و همواره اخلاق نیکو و مردم­دار او را در تجسم خویش، تحسین می­کند.

    مرحوم مداح در اواسط دهه هفتاد با همت خانه زبان ناصر، گرداننده مجموعه «نسیم» بود که با موضوع گرگان پژوهی منتشر می­شد و چند نسخه از آن نیز مجموعه اشعار شاعران معاصر استان، از جمله شعرهای خود وی بود؛ او در نگارش مجموعه «فصل گرگان» نیز در کنار دیگر پیش­کسوتان شعر و ادب گرگان حاضر بود و در کتاب شعر امروز مازندران که در ابتدای دهه 70 توسط اسدالله عمادی به طبع رسید نیز نام این شاعر کلاسیک و چند شعری از او به چشم می­خورد. او در نشریات و جراید سراسری و محلی نیز به قلم­فرسایی تاریخی و ادبی می­پرداخت که از جمله می­توان به نشریاتی چون حافظ، گلشن مهر، سلیم، ستاره گلستان، نشریه علمی آموزشی تاریخ، گرگان امروز و ... اشاره کرد. در اردیبهشت ماه سال 1391خ نیز از این پیش­کسوت و صاحب­نظر فرهنگی به عنوان یکی از خادمان عرصه فرهنگ تقدیر و تجلیل به عمل آمد.

    او در اوان دهه چهل خورشیدی با سرکار خانم عصمت رحمتی، متخلص به هنگامه، از فرهنگیان و شاعران خوش­قریحه گرگان، پیوند زناشویی بست تا همچنان در طی طریق فرهنگی خویش، همراهی همدل و هم­اندیش را در کنار خود احساس کند. ماحصل این پیوند شاعرانه، دختری شاعر به نام ارغوان است که او نیز همچون پدر و مادر صاحب­دل خود از روحیات ادیبانه­ای برخوردار است. زنده­یاد محمدکاظم مداح سرانجام در شامگاه جمعه 20/11/1391خ به­دلیل عارضه قلبی ناشی از بیماری سرطان در شهر گرگان درگذشت، پیکرش را در روز 21/11/1391خ از مقابل تالار فخرالدین اسعد گرگانی، تشییع و در آرامستان امام­زاده عبدالله گرگان به خاک سپردند. به همت شورای اسلامی شهر گرگان مورخ 29/11/1391خ مراسم بزرگداشت و یادبودی برای این پژوهشگر گرانمایه با حضور یاران، همراهان و چهره­های فرهنگی گرگان در تالار فخرالدین اسعد گرگانی برگزار شد، پیشتر نیز این شورا وی را طی مراسمی به عنوان شهروند ماندگار برگزیده بود، لیکن متأسفانه از آن هنگام تا کنون از متولی اصلی فرهنگ منطقه، یعنی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیچ اقدام درخور و شایانی به جهت پاسداشت این چهره فراموش­نشدنی صورت نگرفته است و امید آن می­رود تا با همت مسؤولان محترم این نهاد عمومی، مراسم تجلیل و یادبود شایانی صورت پذیرد. یادش گرامی و نامش جاودانه باد

پی نوشت: مطلب فوق در شماره روز دوشنبه 14/11/1392 نشریه گلشن مهر (1184) به انضمام مطالبی از محمد انصار عزیز به طبع رسیده است.


برچسب‌ها: سید محمدکاظم مداح, بیدل گرگانی, شعرای استرآباد, مشاهیر گرگان
+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:21  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

شب بزرگداشت ایرج اعتصام در آستانه برگزاری

شب ایرج اعتصام برگزار می‌شود. به گزارش سرزمین گرگان، آئین بزرگداشت پروفسور ایرج اعتصام، معمار شهیر ایران از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد، موسسه میرداماد و سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان برگزار می‌شود. این مراسم 23 آذر، ساعت 17 در تالار فخرالدین اسعد گرگانی برگزار خواهد شد.

یادآور می‌شود ایرج اعتصام دارای مدرک دکترای معماری از فلورانس در سال ۱۳۳۹ بوده و کارشناس ارشد طرح ریزی منطقه‌ای سازمان ملل متحد از ۱۳۵۰ است. وی پیش از این دانشیار دانشگاه ملی ایران ۱۳۴۳-۱۳۳۹، دانشیار دانشگاه تهران ۱۳۴۶-۱۳۴۰، رئیس دفتر فنی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ۱۳۴۷-۱۳۴۲، موسس و مدیرعامل مهندسین مشاور امکو ۱۳۴۶-۱۳۴۳، استاد معماری و شهرسازی دانشگاه تهران ۱۳۵۷-۱۳۴۶ و ۱۳۷۹-۱۳۶۸، مشاور عالی و محقق برای مهندسین مشاور امکو و موسسه بین المللی دوکسیادیس ۱۳۴۶-۱۳۵۳، مدیر گروه آموزشی شهرسازی دانشگاه تهران ۵۰-۱۳۴۸ و ۵۳-۱۳۵۱ و ۷۸-۱۳۷۶، عضو هیات ممیزه دانشگاه تهران ۱۳۵۱-۱۳۴۸ و ۱۳۷۶-۱۳۷۴، معاون دانشکده هنرهای زیبا ۱۳۵۳-۱۳۵۱، مدرس طرح ریزی شهری و منطقه‌ای در دانشگاه اشتتین لهستان ۱۳۵۰، عضو شورای دانشگاه تهران ۱۳۵۳-۱۳۵۱، استاد مدعو در دانشگاه واشنگتن در سیاتل ۱۳۵۱ و ۱۳۶۰-۱۳۵۸، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره مهندسین مشاور امکو ۱۳۵۷-۱۳۵۳، محقق مرکز مطالعات شهری دانشگاه کالیفرنیا در برکلی ۱۳۵۸-۱۳۵۷، موسس و مدیرعامل مهندسین مشاور فوروم اینترنشنال، سیاتل، لس آنجلس ۱۳۶۸-۱۳۵۹، عضو شورای تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران ۱۳۷۵-۱۳۷۰، سرپرست تحصیلات تکمیلی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ۱۳۷۵-۱۳۷۰، مدرس دانشگاه برکلی آمریکا ۱۳۷۹-۱۳۷۸، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در مقطع دکتری، مدیر گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در مقطع دکتری بوده است.

اعتصام همچنین مدیریت و طراحی پروژه‌های: مجموعه شاهچراغ شیراز، پردیس دانشگاه سیستان و بلوچستان،پارک، تهران، شهر جدید لتیان تهران،مجموعه‌های جهانگردی محلات، سرعین اردبیل، لاهیجان،طرح منطقه‌ای و توریستی کرانه‌های دریای خزر،طرح جامع شیراز، کازرون، زنجان، ساری، گرگان،طرح اولیه مجموعه سن تروپه، جنوب فرانسه،مجموعه‌های مسکونی و خانه‌های ویلایی در سیاتل، سن خوزه، سن فرانسیسکو، لی آنجلس، آمریکا، مجموعه هفت بلوک اداری در بل ویو، واشنگتن، مجموعه ساختمانی حجاج در مدینه منوره، عربستان سعودی، بازسازی محل اقامت نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل - نیویورک، و ده‌ها مجموعه مسکونی و اداری بوده است.

آثار تالیفی اعتصام نیز به شرح زیر است: ترجمه کتاب عقاب دو سر، از گذشته تا آینده اسکان بشر اثر کنستانتین دکسپادیس، انتشارات مولین جم ۱۳۷۷؛ترجمه کتاب معماری اسلامی، فرم، عملکرد و معنی اثر رابرت هیلن براند، انتشارات پردازش و برنامه ریزی شهری شهرداری تهران 77؛مقالات متعدد در مجلات تخصصی داخلی و خارجی و... یاد آور می­شود استاد ایرج اعتصام زاده 1309 گرگان است و از دوستان و یاران نزدیک مرحوم استاد محمدامین میرفندرسکی است.


برچسب‌ها: ایرج اعتصام, بزرگداشت, مشاهیر گرگان, محمدامین میرفندرسکی
+ نگاشته شده در  دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲ساعت 18:58  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

    یکی از شاعران مشهور معاصر گرگان، مرحوم احیاء اشراقی دستگردی است. وی متولد 1318خ و از متقدمان و پیشگامان گرگان در عرصه شعر نو است که از شاعران شب های خوشه تهران بود. این شاعر خوشنام گرگانی در 29 اسفند 1374خ در گرگان درگذشت و مدفنش در آرامستان امام زاده عبدالله گرگان قرار دارد. متاسفانه در هیچیک از سایتهای اینترنتی نام و نشانی از این شاعر معاصر یافت نشد. برخی از اشعار او در مجموعه شعر نسیم به طبع رسیده است. دستگردی در سرایش اشعار کلاسیک از جمله قصیده نیز تبحر داشت.

شعری در ماده تاریخ فقدان استاد حسینعلی هروی گرگانی:

شارح دیوان حافظ، هروی
دعوت حق را به حق لبیک گفت
سال فوتش را ز حافظ خواستم

 

از بر ما رفت آن نیکو سرشت
چهارشنبه هشتم اردیبهشت
گفت:« غردوس برین از لب کشت»


 

چنانچه هر یک از دوستان اطلاعات بیشتری در خصوص این شاعر نامدار معاصر دارند نگارنده وبلاگ را مطلع نمایند.

برچسب‌ها: احیاء اشراقی دستگردی, حسینعلی هروی, شعر استرآباد, مشاهیر گرگان
+ نگاشته شده در  شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ساعت 7:29  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

    استاد سید حسین میرکاظمی فرزند فاطمه و سید نظام، نویسنده، پژوهشگر، داستان نویس، شاعر، کارشناس ادبیات و داستان های عامیانه و فرهنگ فولکلور، متولد 27 اردیبهشت 1321 در شهر سرسبز و تاریخی گرگان است. بی تردید او را می توان مشهورترین چهره در زمینه گردآوری و تدوین داستان ها و افسانه های عامیانه شمال کشور قلمداد نمود و در سطح ملی با چهره هایی چون زنده یاد ابوالقاسم انجوی شیرازی، علی اشرف درویشیان، ابوالقاسم فقیری و دیگران هم تراز دانست. وی فارغ التحصیل رشته تعلیم و تربیت از دانشگاه تهران است و اینک از هنگام ورودش به عرصه تعلیم و تربیت و استخدام در وزارت آموزش و پرورش و گام نهادن در راه توسعه و اعتلای فرهنگ ایران، نیم قرن می گذرد.

    میرکاظمی در دوران دانشجویی با انتشار مجله «دفتر روستا» به عنوان نویسنده و عضوی از شورای سردبیری، نخستین تلاش های خود را در راه نگارش و پژوهش به منصه ظهور رسانید و پس از آن تنها یک سال پس از ورودش به نظام آموزشی کشور، نخستین اثر خود را در 22 سالگی با نام «دانش و بینش در روستا» با همت انتشارات اداره کل سپاه دانش در 155 صفحه منتشر ساخت و در همان نخستین گام، نخستین جایزه نویسندگی اش را از آن وزارتخانه متبوعه دریافت نمود. او از سال 1347 با هدایت و راهنمایی های استاد مشهور و توانمندش، توران میرهادی، با عزمی راسخ پا به عرصه حفاظت و صیانت از داستان های عامیانه گذاشت و بدین ترتیب با اقداماتی مبتکرانه بیش از 4 دهه فعالانه و خستگی ناپذیر به جمع آوری این داستان های پر رمز و راز پرداخته است.

    میرکاظمی را می بایست در زمره نویسندگانی برشمرد که هدف متعالی خویش از قلم فرسایی، نگارش و پژوهش را جدای از پرداختن به رسالت آگاهانه اجتماعی خود نمی دانند، نگاهی به محتوای مجموعه آثار و مقالات او و آنچه در این سال ها انجام داده است به خوبی صحه گذارنده بر این مدعاست. وی در زمره معلمان انقلابی گرگان بود که در دوران حکومت ستمشاهی به انتقاد از حاکمیت وقت پرداخت تا آنجا که در سحرگاه 21 آبان 1357 به عنوان عضو هیئت مدیره «جامعه معلمان گرگان» توسط نیروهای ساواک دستگیر و به زندان حکومت نظامی وقت منتقل گردید اما چندی بعد، در پی اعتصاب پرشور مردم انقلابی زادگاهش، از بند زندان رهایی یافت.

                   

    وی پس از به ثمر نشستن انقلاب شکوهمند اسلامی نیز در طی طریق بی پایان و آرمانی خویش از پا ننشست و در آغازین روزهای شکل گیری نظام جمهوری اسلامی، در بیستم فروردین ماه 1358 به تأسیس «کانون نویسندگان و شاعران گرگان» مبادرت کرد و با همراهی برخی شخصیت های فرهنگی و مطرح این شهر همچون پرویز کریمی، علی اکبر ابراهیم زاده، کریم الله قائمی و دیگران، نشریه «کتاب فصل» را با سرمایه گذاری شخصی خود و همکارانش راه اندازی نمود، هرچند این جریده ارزشمند به دلیل عدم بضاعت کافی مالی صاحبانش تنها منجر به انتشار 4 نسخه گردید و در بهار 1360 به پایان خط رسید اما سرآغازی نو در عرصه ادبی گرگان و مطبوعات محلی منطقه پس از انقلاب اسلامی به وجود آورد. در سال 1369 نیز مجموعه «فصل گرگان» تحت نظارت وی با آثاری از شعرای معاصر این شهر از جمله محمد قاری، محمدمهدی مصلحی، علی اکبر ابراهیم زاده و خود وی و مصاحبه با دکتر فرامرز سلیمانی توسط انتشارات پرستش به طبع رسید. وی همچنین پیش و پس از انقلاب در نشریات مختلف محلی و سراسری از جمله روزنامه های کیهان و اطلاعات به نگارش مقالات ادبی، داستانی و نقد پرداخته بود.     

    میرکاظمی در سال 1372 و در آستانه بازنشستگی از رسالت انبیایی اش، با داستان مشهور «یورت»، جایزه مجله گردون را به عنوان رمان برجسته سال دریافت نمود. در سال 1385 نیز مقاله پژوهشی « نقش قصه ها نسبت به بازشناسی حکمت بیابان در فرهنگ ایران» او از سوی کانون پرورشی کودکان و نوجوانان به عنوان مقاله برگزیده، انتخاب و مورد تقدیر قرار گرفت و توسط کانون منتشر گردید.

     این نویسنده و شخصیت فرهیخته معاصر گرگان که سال هاست با راه اندازی انتشارات آژینه و کتابفروشی ای به همین نام در زادگاهش، سه گانه زیبایی از نویسندگی، نشر و عرضه کتاب را رقم زده هم اینک علیرغم ورود به هشتمین دهه از زندگانی پربارش همچنان کوشا و ساعی در عرصه های مختلف ادبی و هنری به فعالیت می پردازد چنانکه اخیراً با ورود به وادی هنر نقاشی، در این راه به خلق چند اثر جالب توجه دست یازیده است.

     از میرکاظمی 27 عنوان کتاب در فاصله سال های 1343 تا 1390 در زمینه های مختلف «ادبیات داستانی» و «ادبیات عامیانه» به چاپ و نشر رسیده و برخی تجدید چاپ نیز شده اند. این آثار عبارتند از:

«دانش و بینش در روستا»(1343)، «آلامان؛ داستان هایی از روستا و ترکمن صحرا»(1353)، «کفچه مار؛ سه منزل سه قصه»(1356)، «کبک دری و کبک ها»(1356)، «پرنده ها چرا به دلخواه نمی خوانند؟»(1357)، «مثل عاشورا»(1357)، «گندم شورا»(1359)، «قصه هایی از مردم ترکمن صحرا»(1359)، «می روم جبهه تا جنگ را تمام کنم»(1361)، «یورت»(1370)، «مادرها تمام شدنی نیستند؛ 41 داستان کوتاه»(1370)، «چه کسی باور می کند که من فوتبالیست بزرگی هستم؟»(؟)، «حماسه گوراغلو و قیراتم»(1372)، «افسانه های شمال»(1372)، « افسانه های ما زندگان»(1376)، «چهل گیسو طلا»(1377)، «زن و این گمان؛ بیست و یک داستان»(1379)، «آن جا که صدا مهتاب بود؛ تصنیف ها و ترانه های ایرانی»(1379)، «افسانه های دیار همیشه بهار، قصه های مردم مازندران و ترکمن صحرا»(1379)، «خانوم کوچولو و آقا خرگوشه»(1379)، «قصه های مردم مهربان»(1381)، «سایه های بوته تمشک؛ 51 داستان کوچک و عکس فوری سفر»(1383)، «33 قصه از سرزمین ایران»(1384)، «هفت پری ایرانی و 30 قصه دیگر»(1387)، «باغ زیتونی چشم؛ مجموعه داستان های کوتاه کوتاه و بلند»(1389)، «هفت پری ایرانی و 29 قصه دیگر»(1390) و «من و رستم و گرز و افراسیاب»(1390). همچنین چند کتاب دیگر نیز  از این نویسنده پرکار و ماندگار گرگان زمین در آستانه چاپ و نشر قرار دارد.

    استاد سید حسین میرکاظمی در مرداد ماه سال جاری با انجام عمل قلب باز، بالاجبار خانه نشین گردیده است لیکن از دست اندرکاران و متولیان فرهنگ و اطلاع رسانی از جمله اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، صدا و سیما، شهرداری و شورای اسلامی شهر گرگان انتظار می رود تا با انجام اقداماتی درخور، ضمن تجلیل و تقدیر از سال ها فعالیت و تلاش مجدّانه و تمام نشدنی این چهره ارزشمند گرگان زمین، موجبات دلگرمی بیش از پیش او و دوستارانش را فراهم آورند.

 

پی نوشت: این مطلب در شماره ۱۱۵۴ نشریه گلشن مهر مورخ ۱۱/۷/۱۳۹۲ به طبع رسیده است.

 


برچسب‌ها: میرکاظمی, گرگان, رمان یورت, قصه های عامیانه
+ نگاشته شده در  دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ساعت 16:13  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

                                              

 

  زنده یاد دکتر خلیل فلسفی فرزند ارشد میرزا علی حکیم (در اواسط خیابان شهدای گرگان کوچه ای به نام پدر ایشان مزین است) و نوه میرزا احمد حکیم استرآبادی در سال 1290 خورشیدی در گرگان متولد شد. پدر و پدربزرگش هر دو از طبیبان مشهور و حاذق شهر بودند. وی تحصیلات ابتدائی را تا 15 سالگی در زادگاهش سپری کرد و درس صرف و نحو عربی را نزد آقا شیخ هادی استرآبادی گذراند، پس از آن به جهت ادامه تحصیل به تهران رفت و آنجا در رشته پزشکی مدرک دکترا گرفت. وی صاحب 5 برادر کوچکتر نیز بود که همگی آنها نیز از مفاخر معاصر گرگان به حساب می آیند : ذبیح الله (مدیر مدرسه ملی حسینی استرآباد)، دکتر حسین (دکترای حقوق، مستشار دیوان عالی کشور، دادستان تهران و نماینده گرگان در مجلس بیستم)، دکتر احمد و محمود و ابوالقاسم که همگی پزشک بودند و خانواده فرهیخته فلسفی را تشکیل می دادند.

 

  دکتر فلسفی پس از فراغت از تحصیل به گرگان رجعت نمود و به عنوان یکی از نخستین اطبای شهر در بیمارستان گرگان (تنها بیمارستان موجود درشهر که بعدها به پهلوی و در نهایت به 5 آذر تغییر نام داد) به عنوان رئیس بخش عفونی مشغول به کار شد و حدود 6 سال فعالیت نمود. در سال 1322 در انتخابات چهاردهمین دوره مجلس شورای ملی از سوی مردم به عنوان نماینده راهی مجلس شد و دو سال به انجام خدمت پرداخت، وی در این ایام که زلزله مهیب 17 فروردین 1323 رخ داده بود مدرسه شیر و خورشید گرگان را جهت ادامه تحصیل فرزندان شهرش بازسازی نمود. فلسفی مجدداً در دوره پانزدهم که با ده ماه وقفه همراه بود نیز با کسب اکثریت قاطع آراء (13426 رأی از 13567 رأی مأخوذه) در تاریخ 11/10/1325 به عنوان کفیل مردم گرگان به مجلس راه یافت و خدمات شایانی در راه ترقی شهر و دیار خویش صورت داد. در انتخابات فرمایشی دوره شانزدهم، سید محمدعلی شوشتری جزایری از سوی دربار به مجلس راه یافت که با اعتراضات گسترده مردم گرگان و اطراف همراه بود اما در دوره هفدهم دکتر فلسفی در انتخابات 14/10/1330 با کسب 8652 رأی از 14481 رأی از رقیب درباری خود پیشی گرفت و برای سومین بار راهی پارلمان ملی شد. وی در زمان نمایندگی با بزرگانی چون ملک الشعرای بهار آشنایی یافت و پایه گذار بسیاری از قوانین آن هنگام از جمله معافیت از خدمت متأهلان و برقراری تسهیلات محصلان و دانشجویان اعزامی به خارج از کشور گردید.

   دکتر فلسفی پس از انحلال مجلس به واسطه کودتای 28 مرداد برای دریافت مدرک تخصصی خود در رشته امراض ریوی به فرانسه رفت و در بازگشت به تهران پایه گذار مرکز مبارزه با سل در ایران گردید. اما به واسطه علاقه وافری که به زادگاهش داشت به گرگان بازگشت و بعدها با همراهی حاج محمدتقی فلسفی بیمارستان خصوصی فلسفی را در گرگان تأسیس نمود. دکتر خلیلی سرانجام در سن 95 سالگی به دلیل کهولت در تاریخ 21/8/1385 دار فانی را وداع گفت.

پی نوشت: این مطلب در نشریه گلشن مهر مورخ ۱۲/۶/۱۳۹۲ شماره ۱۱۴۸به طبع رسیده است.

 

 


برچسب‌ها: دکتر خلیل فلسفی, بیمارستان فلسفی, مشاهیر گرگان, روزشمار
+ نگاشته شده در  سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲ساعت 0:1  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

    تا اواسط دوره دبیرستان فکر می کردم که منطقه گرگان و دشت (استان گلستان فعلی) تنها یک شخصیت شناخته شده و برجسته دارد آن هم استاد الشعراء فخرالدین اسعد گرگانی؛ پس از پیروزی حجت الاسلام سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جهموری و حضور ایشان در شهر گرگان با عده ای از دوستان مشتاق و علاقه مند از جمله مسعود شاهینی، سید مجید شریف الحسینی، سید محمد مرتضوی و تعدادی دیگر از دوستان آن دوران که مجدانه و شبانه روزی در ان سن و سال برای انتخاب شدن مرد بزرگ اصلاحات از جان و دل مایه گذاشته بودیم، به محل مصلای سابق گرگان در محله سرچشمه رفتیم تا پای سخنان آن بزرگمرد دوست داشتنی بنشینیم. فکر می کنم حدود سال 77 یا 78 بود از میان همه صحبت های آقای خاتمی تنها دو اسم مرا به خود مشغول کرد میرداماد و میرفندرسکی، با خود می اندیشیدم که این دو تن کیستند که رئیس جمهور مملکت آنها را در زمره مفاخر گرگان نام برده است و اینجا را سرزمین میرداماد و میرفندرسکی می داند. همین رخداد مرا به سوی مطالعه بیشتر در زمینه آگاهی یافتن به تاریخ منطقه و آشنایی بیشتر با مشاهیر آن سوق داد. پس از فراغت از تحصیلات دانشگاهی زمانی که مشغول خواندن کتاب عرفان حافظ استاد مطهری بودم (مرداد 1385) با علامه میر سید شریف جرجانی آشنا شدم که به نوشته استاد شهید به نقل از حافظ شیرین سخن دکتر معین، استاد خواجه حافظ شیرازی بوده است. من که آن پیشینه سابق را داشتم و در اواخر دوره تحصیل نیز به طرزی عجیب به وادی شعر و ادبیات کشیده شده بودم عزم خود را راسخ یافتم و با علاقه ای وصف ناشدنی به مطالعه کتب تاریخی و تذکره نامه ها و مقالات مختلف پرداختم و همچنان در این هفت سال در این وادی سیر آفاق و انفس می کنم اما ایراد کار کجاست که اکثر اهالی گرگان زمین و استان گلستان از این همه تاریخ زرین منطقه باستانی خویش اطلاع چندانی ندارند و قاطبه ایشان از آگاهی لازم برخوردار نیستند. علت و مسبب اصلی آنچه نگارنده در این مرور ایام هفت ساله دریافته تصمیمات اشتباه و رخدادهای ناخودآگاهانه ای بوده که گریبان گیر منطقه گردیده است.

1- نام گرگان که بر شهر باستانی و ویرانه واقع در جوار شهر گنبد کاووس کنونیف اطلاق می شده و به نوعی بر پهنه جغرافیایی استان، به علت دارا بودن حرف گاف که در الفبای ناقص زبان عربی موجود نیست، بالاجبار به جیم مبدل گردیده و از آنجایی که این حرف دوبار در این اسم ظاهر شده لذا در واژه پنج حرفی گرگان، دو حرف آن تصحیف گردیده و جرجان از آب در آمده است و باز از آنجایی که تعدد و کثرت منابع و مآخذ عربی زبان در قرون اولیه اسلامی چندین برابر منابع پارسی زبان بوده، این لفظ وارداتی در منابع نوشتاری پا برجا مانده و به همین منوال تا عصر حاضر از گرگان پارسی با نام جرجان عربی یاد می شود چنانکه حتی بر برخی از پژوهشگران و محققان مشتبه شده است که گرگان را زمانی جرجان می خوانده اند (ر.ک مقاله گرگان با جرجان؟ / روزنامه همشهری گلستان / شماره ؟ / مورخ ؟)

2- پس از ویرانی گرگان باستانی، در اواسط قرن هشتم شهر تاریخی استرآباد که پیشینه آن نیز به دوران ماقبل اسلام باز می گردد، به عنوان مرکز جانشین گرگان گردید اما این نام تاریخی و بیش از هزار ساله، بنا به تصمیم اشتباه فرهنگستان وقت، در بیستم شهریور 1316 به جهت پاسداشت نام گرگان، بدین نام تغییر یافت تا بدین ترتیب نام استرآباد از پهنه جغرافیایی ایران حذف گردد و از آن پس تا کنون برای مشاهیری که منسوب به استرآبادی بودند مکانی بر نقشه جغرافیایی ایران یافت نگردید. (ر.ک مقاله اندر حکایت لطمه های یک تصمیم 75 ساله / گلشن مهر / شماره ؟ / مورخ ؟ )

3- با شکل گیری شهر گنبد قابوس در جوار ویرانه های گرگان باستانی در حالی که می بایست نام این شهر به جای استرآباد، به گرگان تغییر می بافت، اشتباه مضحک دیگری در همان تاریخ کذایی 20/6/1316 رخ داد و گنبد قابوس به گنبد کاووس (؟؟؟) که یادآور کیکاووس کیانی بود تغییر نام داد، شاید برای تصمیم گیرندگان کم دقت آن دوران نام نوه قابوس، یعنی کیکاووس بن اسکندر نویسنده کتاب معروف قابوس نامه با نام جدش که سازنده بلندترین برج آجری جهان بوده است، تخلیط گردیده و این نام غریب برای شهر مزبور انتخاب گردیده است.

4- خنده دارترین اتفاق نیز در سال 1376 حادث گردید و نام کاملاً بی اساس گلستان برای منطقه تاریخی گرگان (وهرکان، هیرکان، ورکان) انتخاب گردید. منطقه ای که از دوران داریوش بزرگ هخامنشی تا دوره پهلوی اول، هماره یکی از ایالات و استان های کشور بود و تنها شصت سال در فاصله آبان 1316 تا آذر 1376 بخشی از استان دوم و استان مازندران شد.

    مجموعه این رخدادهای خواسته و ناخواسته، بناگزیر آنچه در پی داشته از دست رفتن حافظه تاریخی ساکنان استان و هموطنان از نسلی به نسل دیگر بوده است و بدین ترتیب تمامی مشاهیری که با پسوندهای استرآبادی و جرجانی شناخته می شوند به قول استاد محیط طباطبایی « صدها سرشناس تاریخی از این دو محل را  در آینده مجهول المکان معرفی خواهد کرد.»

پی نوشت: این مطلب مورخ ۱۵/۴/۱۳۹۲ در صفحه پایانی نشریه ستاره گلستان به طبع رسیده است.


برچسب‌ها: سید محمد خاتمی, میرداماد, میرفندرسکی, تاریخ گرگان
+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۲ساعت 0:28  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

      در مراسم اختتامیه سومین دوره از جشنواره وبلاگ نویسی گرگان که به مانند سال های پیش توسط سازمان فرهنگی، ورزشی شهرداری گرگان برگزار گردید. وبلاگ استارباد در بخش مشاهیر به خاطر ارائه مقاله مبسوط فروردین ماه خود در خصوص علامه میر محمد مؤمن استرآبادی که مقارن با چهارصدمین سال درگذشت این شخصیت برجسته و بین المللی گرگان بود حائز رتبه نخست گردید تا همچون دوره های گذشته در یکی از 5 موضوع برگزاری جشنواره در صدر وبلاگ های گرگان دوست قرار بگیرد. نگارنده وبلاگ که به علت دوری از دیار تاریخی خود در این مراسم حضور نداشت با ارسال پیامکی به شرح ذیل که توسط همشیره وی قرائت گردید مراتب قدردانی خود را از برگزارکنندگان صورت داد و آنچه در دل داشت نیز در طبق اخلاص نهاد:

« شهری است پر ظریفان، وز هر طرف نگاری / یاران صلای عشق است گر می کنید کاری؛ ضمن تشکر از اینکه برای سومین سال متوالی به عنوان یکی از برندگان رتبه نخست انتخاب شدم از این راه دور دست همه همشهریان خوبم را به گرمی می فشارم و این جایزه رو به استاد گرانمایه و فخر گرگان زمین سید حسین میرکاظمی تقدیم می کنم و برای سلامتی اش از درگاه خدای بزرگ استدعای دعای خیر دارم امیدوارم مسؤولان محترم شهرداری و شورای شهر از نیم قرن تلاش معنوی و فرهنگی این استاد دوست داشتنی تقدیر و تجلیل لازم را به عمل بیاورند، سپاس و بدرود!»

  


برچسب‌ها: جشنواره وبلاگ نویسی, علی بایزیدی, میر محمد مؤمن استرآبادی, سید حسین میرکاظمی
+ نگاشته شده در  دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ساعت 21:13  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

    زنده یاد استاد میرزا محمدعلی عبهری گرگانی فرزند محمدصادق سپهر، شاعر، ادیب و روزنامه نگار برجسته معاصر گرگان در سال 1278 در محله میدان استرآباد و در خانواده ای متدین و مذهبی متولد گردید. پدرش از پهلوانان و نیکوکاران بنام شهر بود و یکی از برگزارکنندگان مجالس عزاداری امام حسین (ع) که از مشهورترین علمداران شهر نیز به حساب می آمد و در سال 1315 درگذشت. محمدعلی از حدود 6-7 سالگی به سرایش شعر پرداخت و از همان اوان کودکی تحت نظارت دایی اش شیخ محمد عبقری استرآبادی قرار گرفت و به تحصیل علوم اسلامی، ادب فارسی و دیگر دانش های ابتدایی آن زمان مشغول گردید. شهرت محمدعلی در شعر به سرعت فزونی یافت و به همین مناسبت مربی و دایی اش در مجلسی که برای اعطای تخلص به این شاعر نوجوان با حضور برخی فضلا و مشاهیر شهر ترتیب داده شده بود از فرط علاقه و دلبستگی، محمدعلی سپهر را به تخلص عبهری که تنها بک حرف با نام خانوادگی خودش (عبقری) تفاوت داشت، منتسب ساخت. تخلصی که بعدها به نام خانوادگی وی نیز مبدل گردید.

                                                 

                                     

 

                                

    عبهری با یادگیری زبان فرانسه پرداخت و در گرگان نخستین کتابخانه و قرائت خانه عمومی را پایه ریزی کرد. وی فارغ از فعالیت های ادبی و شعری به انجام امورات فرهنگی و اجتماعی نیز مبادرت می ورزید چنانکه در سال 1314 خورشیدی با حکم رئیس الوزراء و وزیر داخله به عضویت انجمن بلدیه (شهرداری) گرگان درآمد در همین سال با انتشار نخستین نشریه گرگان به نام «نامه قابوس» که به صورت هفتگی به چاپ می رسید پایه گذار فعالیت های مطبوعاتی و روزنامه نگاری در زادگاه خویش شد. نامه قابوس نشریه ای علمی، ادبی، اخلاقی، اجتماعی، فکاهی و اقتصادی بود که با مدیریت داخلی محمد سپاهانی (شیوا) در محل چاپخانه گرگان اداره و منتشر می گردید. از همکاران دیگر عبهری در این جریده می توان به مرحوم دکتر عباس سپهر و سید رضا عرفانی اشاره کرد. نامه قابوس همچنین مورد تشویق و تقدیر قاطبه گرگانی ها به خصوص رؤسای وقت از جمله میرزا رضا حکت حاکم گرگان، ابوتراب غفاری کفیل عدلیه، ضیاءالدین جناب رئیس معارف و میرزا احمد رفعت شهردار قرار گرفت. این نشریه چنانکه خود عبهری در آگهی مورخ 9/8/1321 منتشر نموده « در اثر مواجهه با طوفان مشکلات، انجام خدمتی را که به عهده داشت از تحمل خود خارج دید و در آغاز سال 1315 خود به خود در محاق تعطیل فرو رفت.» هرچند عبهری در این آگهی نوید انتشار مجدد نشریه خود را به صورت هفته ای سه شماره می دهد اما هرگز دیگر توفیقی برای چاپ مجدد آن حاصل نمی شود. عبهری در دهه سی به تهران رفت و در آنجا به ادامه فعالیت های فرهنگی خود پرداخت همکاری شاعرانه وی با نشریات سراسری آئین اسلام و درس هایی از مکتب اسلام، نشان از میزان تعلق و وابستگی او به دین مبین اسلام دارد.

    محمدعلی خان عبهری سرانجام در سال19/1/1350 در تهران چشم از جهان فرو می بندد و در شماره 22 از  قطعه ششم ردیف 52 در بهشت زهرا مدفون می گردد. از وی فرزندی ادیب و شاعر به جای مانده است به نام محمدتقی عبهری متخلص به پرنیان که در سال 1303 در گرگان متولد گردید و در سال 1380 با انتشار کتاب «ارمغان ادب»، به مناسبت یکصدمین سال تولد پدرش، برخی از اشعار و آثار ادبی او را که هرگز به صورت کتاب به طبع نرسیده بود، منتشر ساخت. پرنیان همچنین کتاب اشعار خود را با عنوان «برگی از پائیز» در سال 1389 توسط انتشارات مرشد تهران به طبع رسانید.

نویسنده: علی بایزیدی / منبع: همشهری گلستان 


برچسب‌ها: محمدعلی عبهری, محمدتقی عبهری, نامه قابوس, مشاهیر گرگان
+ نگاشته شده در  دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ساعت 18:52  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

    دکتر اسدالله معطوفی، فرزند رجب، متولد 31 شهریور 1335، در محله سبزه مشهد (محله اجدادی وی) گرگان، نویسنده، معلم، مدرس دانشگاه، محقق، مورخ و مشهورترین چهره معاصر در زمینه پژوهش های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی گرگان و گلستان است. معطوفی دوران ابتدائی را در گرگان گذرانید پس از آن به جهت شغل پدر به آق قلعه (پهلوی دژ سابق) رفت و کلاس های دوران راهنمائی را در میان اقوام ترکمن سر کرد و همین امر سبب گردید تا وی با زبان ترکمنی آشنایی کامل پیدا کند. وی دانش آموخته دوره کارشناسی ادبیات در دانشگاه تهران است و پس از آن در همین رشته از دانشگاه آزاد تهران شمال کارشناسی ارشد گرفت و در نهایت با گذراندن چندین واحد مازاد و پیش نیاز، در رشته مورد علاقه اش، تاریخ، به دریافت مدرک دکترا نائل گردید. البته وی در فواصل تحصیلات، حدود ده سال، در آموزش و پرورش گرگان به تدریس ادبیات مشغول بود اما به دلیل گستره فعالیت های پژوهشی و ادامه تحصیل، از انجام خدمات بیشتر در آموزش و پرورش بازماند با این حال پس از دریافت مدرک دکترا مجدداً به عرصه تدریس بازگشته و این بار در دانشگاه های مختلف گلستان و مازندران به تدریس تاریخ مشغول است.

    معطوفی از دهه پنجاه تاکنون بیش از 35 سال از عمر خود را به صورت فعال و مستمر، معطوف به تحقیقات جامع پیرامون تاریخ استان گلستان و گرگان نموده و گواه این مُدعا انتشار بیش از بیست جلد کتاب ارزشمند است، چنانکه خود می گوید و آثارش نیز گفته اش را تصدیق می کنند بیش از ده هزار صفحه مطلب درباره تاریخ استان به رشته تحریر در آورده و به همین سبب همگان در سطح استان نامش را به عنوان نخستین چهره پژوهش های تاریخی می شناسند.

    اگر در دوره معاصر، زنده یاد استاد مسیح ذبیحی (1308 - 1356) را «پدر تاریخ نگاری نوین گرگان» محسوب نمائیم دکتر معطوفی را می توان «پدر تاریخ نگاری جامع گرگان» نامید. فهرست کتاب های دکتر معطوفی بدین قرار است:  اوسانه زندگی : نگاهی بر فلکلور گرگان (استرآباد)، 1376 / - استرآباد و گرگان در بستر تاریخ ایران، نگاهی به 5000 سال تاریخ منطقه، 1376 / - تاریخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد، 1376 /  ضرب المثل ها، کنایات و باورهای مردم گرگان (استرآباد)، 1376 /  تاریخ چهار هزار ساله ارتش ایران، 1382 / - تاریخ، فرهنگ و هنر ترکمان، 1383 /  تاریخچه چهار شهر ترکمن نشین، 1384 /  انقلاب مشروطه در استرآباد (گرگان) در دوره قاجار، 1384 /  پیشینه شهر تاریخی جرجان (گرگان)، 1386 /  دیوار دفاعی و تاریخی گرگان و قلاع آن، 1387 /  معرفی دو مدرسه قدیمی ایالت تاریخی استرآباد (گرگان)، 1387 / سنگ مزارها و کتیبه های تاریخی گرگان و استرآباد، 1387 /  امام زاده نور و روشن آباد گرگان، 1388 /  تاریخ و پیشینه اجتماعی سرخنکلاته، زیارت و شاهکوه، 1388 /  نوروز در ایران و گرگان، 1388 /  پل تاریخی آق قلعه،  1388 /  سیر تاریخی معماری 6000 ساله گرگان و استرآباد، 1390 /  معرفی تپه های باستانی و تاریخی گرگان و استرآباد، 1390 /  معرفی دو برج 1000 ساله گرگان (برج قابوس و برج رادکان)، 1390 /  مسجد جامع استرآباد، 1392 /  سکه های طبرستان، گرگان و استرآباد، 1392. / همچنین در تابستان 1389 با پیشنهاد وی روز بیستم شهریور از سوی شورای شهر گرگان به عنوان «روز گرگان» نامگذاری گردید. (انتخابی که البته از سوی بسیاری از پژوهشگران به جهت تغییر نادرست نام تاریخی «استرآباد» به «گرگان» مورد نقد قرار دارد.)  

                                                   

    دکتر معطوفی در سال 1380 به پاس سال ها تلاش بی وقفه در راه اعتلای تاریخ گرگان، کلید طلایی شهر گرگان را دریافت کرد و در 18 اسفند 1387 نیز با حضور هفتاد تن از فعالان فرهنگی استان، همایشی به مناسبت تجلیل از تلاش های بی دریغش برگزار گردید با این حال هنوز، هم استانی ها و همشهری هایش چنانکه باید و شاید او را به درستی نمی شناسند و خود نیز آنچنانکه درخورِ سال ها فعالیت مُجِدانه اش باشد، مورد تقدیر قرار نگرفته است، لذا یبنده می نماید که مسؤولان فرهنگی گرگان بویژه برگزار کنندگان مراسم روز گرگان در اقدامی بایسته از این چهره کم نظیر تجلیل و تقدیر شایسته ای به عمل آورند.


برچسب‌ها: اسداالله معطوفی, سبزه مشهد, تاریخ گلستان, مشاهیر گرگان
+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۲ساعت 4:42  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

     استاد کریم الله قائمی، فرزند صفرعلی، متولد ششم تیرماه 1318 خورشیدی در روستای بالاجاده از توابع کردکوی، معلم، شاعر، نویسنده، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ فولکلور و عضو هدئت مؤلفین واژه نامه بزرگ طبری و دانشنامه گلستان است. این استاد معمر  که یکی از شاخص ترین چهره های فرهنگی گرگان و گلستان به شمار می رود همچنان با 74 سال سن به طرزی پرشور و با انرژی به فعالیت های ادبی و تاریخی خود ادامه می دهد.

     قائمی در سال های 1339 و 1340 با گذراندن یک دوره در دانشسرای مقدماتی در تربیت معلم گرگان به استخدام آموزش و پرورش این شهر درآمد و با ندریس در دبستان «ایران شاه» روستای چهار ده خدمت فرهنگی خود را آغاز نمود و پس از آن در روستای بالاجاده و گرگان به تدریس مشغول گردید. قائمی در سال 1355 با گذراندن امتحان و انجام مصاحبه جهت تدریس در مدارس خارج از کشور عاز کویت شد و سه سال در آن دیار حضور داشت. قائمی از سال 1343 با نگارش طنز، شعر، داستان، کاریکلماتور و نیز مقالات پژوهشی در زمینه فرهنگ بومی منطقه به ویژه گردآوری و تدوین باورهای مردم گرگان، زبان زدهای استرآبادی، ضرب  المثل ها و واژگان گرگانی و مازندرانی به مشهورترین چهره منطقه در این زمینه مبدل گردید. همراهی او با محققان و مؤلفان کتاب هفت جلدی واژه نامه بزرگ طبری بسیار گسترده بود و یه عنوان سرپرست دوم و عضو ثابت در کلیه جلدهای این دایرة المعارف بزرگ شمال کشور فعالیت داشت. قائمی 45 سال در آموزش و پرورش فعالیت داشت و سرانجام در سال 1385 بازنشسته شد.

                                                          

      آثار قائمی عبارتند از : 1- واژنامه بزرگ طبری ( جلد اول به صورت گروهی ) 2- فرهنگ واژگان طبری ( 5 جلدی به صورت کارگروهی که وی یکی از دو سرپرست پروژه بود) 3- زبانزدها و ضرب المثل های مازندران ( با برادرش جمشید قائمی و دیگران) 4- زیلوی سادگی ( مجموعه شعر گفتار ) 5- سورم سرا ( جلد اول - نگاهی به بالاجاده کردکوی - با جمشید قائمی ) 6- گردان هی ( مجموعه شعر گرگان و نیشابور - با احمد اخوان و کاظم مداح) 7- مجموعه شعر نسیم ( 2 جلد - با مداح ، ناصر مهیمنی و اخوان مهدوی) 8- گرگان پژوهی ( 4 جلد - با دیگران ) 9- چشمه ترانه ( مجموعه شعر طبری حسینعلی زمانی - با ویراستاری ، فو نتیک و ترجمۀ اینجانب) 10- بهار ترانه ( مجموعه شعر طبری محمد علی هزار جریبی - با ویراستاری ، فونتیک و ترجمه اینجانب ) 11- چُلکه ( شعر گرگانی - گردآوری) همچنین وی مقالات و مطالب بسیاری را در نشریات و مطبوعات محلی و کشوری به رشته تحریر در آورده است. از این استاد و پژوهشگر بزرگ گرگان، آثار جندی نیز در آستانه طبع و نشر قرار دارد که مهم ترین آن، لوترای استرآبادی است.

    با توجه به نیم قرن کوشش و تلاش وافر از سوی این چهره معاصر گرگان زمین در خصوص اعتلای فرهنگ و پاسداشت آن که حاصل تلاش های بی وقفه شبانه روزی وی بوده است از دست اندرکاران و متولیان فرهنگ منطقه انتظار می رود تا به بهانه نزدیک بودن روز گرگان در شهریور ماه از این چهره کم نظیر تقدیر و تجلیل شایسته و بایسته ای صورت گیرد.

 


برچسب‌ها: کریم الله قائمی, مشاهیر گرگان, استان گلستان, واژه نامه طبری
+ نگاشته شده در  یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۲ساعت 23:44  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

   تا یکهزارمین سالروز تولد نامدارترین پزشک گرگان زمین، حکیم سید اسماعیل جرجانی ( 434- 531ه.ق) تنها 25 روز باقی است و علیرغم اینکه نگارنده وبلاگ استارباد طی نامه ای به اداره کل ارشاد گلستان در تاریخ 19/9/1391 و درج فراخوانی در نشریه وزین گلشن مهر (29/9/1391 شماره 1095) و درج مطلب با عنوان پنجره ای رو به تاریخ در همان نشریه مورخ 14/12/1391به این رویداد کم نظیر تاریخی اشاره نموده است و حتی در جلسه ای حضوری با جناب آقای عبدالرضا چراغعلی عزیز، مسؤول فرهنگی شورای شهر گرگان نیز به این نکته تاریخی اشاره نموده هنوز هیچ رخدادی در زمینه برپایی بزرگداشت، همایش و کنگره در خصوص این چهره کم نظیر استان یه چشم نمی خورد.

  کتاب ذخیره خوارزمشاهی او نخستین دایرة المعارف طبی به زبان پارسی است. او را بنیانگذار علم آزمایشگاه می دانند و از سال 1382، روز سی فروردین ماه به خاطر ارج نهادن به خدمات این دانشمند بزرگ گرگانی به نام روز علوم آزمایشگاهی خوانده می شود. داشگاه تهران هر ساله جایزه ای به نام این طبیب حاذق به پژوهشگران برتر رشته های مختلف علوم پزشکی اهداء می نماید. در تهران، اصفهان، اهواز و گرگان، بیمارستان هایی به نام این چهره برجسته مزین است. امید است در اندک ایام پیش رو هر یک از نهادهای رسمی استان گلستان و شهرستان گرگان اعم از استانداری، شهرداری، فرمانداری، شورای اسلامی شهر، میراث فرهنگی، اداره کل ارشاد و امثالهم که احساس مسؤولیت می نمایند گامی عاجل در این زمینه بردارند. از آقای علی نصیبی، مدیر عزیز وبلاگ گرگان ما، که در این زمینه ها پیشگام است نیز توقع آن می رود که این فرصت و رویداد تکرار نشدنی را از دست نداده و اقدامی مثبت در این خصوص نمایند.

 

                                     


برچسب‌ها: جرجانی, حکیم جرجانی, مشاهیر گرگان, استان گلستان
+ نگاشته شده در  سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۲ساعت 17:55  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

    زنده یاد استاد حسینعلی هروی گرگانی، حافظ پژوه و شارح بزرگ معاصر در سال 1297 در گرگان متولد شد، پدربزرگ وی حبیب الله خان سررشته دار، عضو محکمه حقوق استرآباد و جد اعلایش، حاج شیخ عبدالصمد خان مقصودلو موقرالملک، از چهره های سرشناس گرگان بودند.

    استاد پس از اتمام تحصیلات ابتدائی در گرگان، به تهران رفت و متوسطه را در آنجا گذراند سپس وارد دانشگاه تهران شد و در رشته زبانهای خارجه (1322) لیسانس گرفت، در 1334 به پاریس رفت و دوره ای عالی در زبان و ادبیات فرانسه گذرانید. در سال 1349 در دانشکده الهیات، دکترای فرهنگ و تمدن اسلامی خود را با رساله « مذاهب موجود در خلیج فارس» به تصویب رسانید. پس از اتمام تحصیلات به تدریس، تألیف، مقاله نویسی و ترجمه روی آورد، تسلطش بر زبان فرانسه موجب شد تا ترجمه کتب معروفی چون «فرهنگ البسه» ر.پ.آ.دُزی، «زندگی نامه داستایوسکی» هانری تروا، «درسهایی برای خوش زیستن در زندگی زناشویی» آندره موروا و یک جلد از کتاب «تاریخ بزرگ جهان» را رقم بزند. فرهنگ البسه مسلمانان، در رشته ترجمه ادبی، برنده جایزه سلطنتی 1345 گردید بزرگترین سبب حسن شهرت هروی، کتاب چهار جلدی «شرح غزلهای حافظ» است که پس از سالها تحقیق در 1367 منتشر شد، کتاب ارزشمندی که هنوز جایگاه رفیعی در عرصه پژوهشهای حافظ شناسی دارد.

       هروی با انتشار مقالات متعدد در نشریات معتبر به نقد کتب منتشره درخصوص دیوان خواجه حافظ می پرداخت امری که او را به چهره ای خاص در این زمینه مبدل کرده بود، مقالاتی که گهگاه رویه ای تند و طعنه آمیز به خود می گرفت و زمینه بروز مباحثات مختلف را فراهم می نمود، در بهار 1353 مقاله ای باعنوان «نقدی بر حافظ مسعود فرزاد» به طبع رسانید و سبب شد تا فرزاد نیز مقاله ای بی محابا در همان نشریه بنگارد. از دیگر مقالات انتقادی ایشان می توان به نقد دیوان حافظ، تصحیح ابوالقاسم انجوی شیرازی یا « سخنی از تصحیح جدید دیوان حافظ» در معرفی دیوان حافظ، تصحیح دکتر خانلری اشاره کرد. مباحثات وی اساتید دیگری چون دکتر اسلامی ندوشن، فتح الله مجتبایی و ایرج افشار را نیز مورد عنایت قرار داده است، روند این رویدادها موجب گردیده بود تا خود نیز به لحن مزاح در مقاله «چرا نه در کنار هم؟»( کیهان فرهنگی اسفند 1367) چنین بنگارد:« در کنگره حافظ شیراز مصاحبت استادى از دانشگاه اصفهان نصیبم شد.خوش سخن و لطیفه پرداز.روزى از من پرسید شرح حافظ شما چند جلد شده، گفتم چهار جلد.به همان لهجه ظریف اصفهانى گفت بگویید هشت جلد، چون با سابقه‏اى که من به مشاجرات قلمى شما در باب حافظ دارم باید منتظر نقد و نظرهاى بسیار باشید.»، سلسله مقالات وی در کتابی با عنوان «مقالات حافظ، دکتر حسینعلی هروی» توسط عنایت الله مجیدی به طبع رسیده است.

    استاد حسنعلی هروی بر اثر ابتلا به بیماری ریوی در ششم اردیبهشت 1372 در تهران درگذشت و بنا به وصیتش به دلیل تعلق خاطر در دیار سرسبز و باستانی اش، گرگان، به خاک سپرده شد.

شرف الدین خراسانی، شعر«ظلم مرگ» را در رثای او سروده که برخی ابیات آن از این قرار است:

« دردا که مرگ یاران ما را ز هم جدا کرد / بر رفتگان ستم کرد بر ماندگان جفا کرد / دردا مگر ندانست در بند مهر اوئیم / آن رفته ای که ما را زود اینچنین رها کرد / آن رفته ای که عمری با حافظ آشنا بود / خلقی به او ثنا گفت، حافظ به او دعا کرد / چون زنده بودن او درد گران او گشت / او درد زندگی را با مرگ خود دوا کرد.»

 


برچسب‌ها: حسینعلی هروی, حاظ شناسی, گرگان, علمای گرگان
+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 0:0  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |