تبليغاتX
اِستارباد نشریه فرهنگی-تاریخی گلستان
اِستارباد نشریه فرهنگی-تاریخی گلستان
اِستارباد تصحیف"إسترآباد"نام پیشین گرگان کنونی, مرکز استان گلستان است...!
سه شنبه 17 شهریور1388
پیشکش به مولای متقیان و آزادگان جهان...! ...  

محراب

 

روحش ز ضرب تبرهای طعنه ریش

قلبش فسرده بیداد سرد دهر

جانش ملول و خسته یاران خودفریب

آمد ز کوچه پس کوچه های آشنای غریب

با بانگ نای منادی

در گرگ و میش سحرگاه واپسین

آرام و باوقار

آگاه و منتظر

مشتاق و دلنشین

وآنگه ز روی سکوگاه پرواز عشق پرکشید

با نوش لعل تیغه شمشیر پرشرنگ

ناگاه و بی درنگ!

 

شنبه 23 خرداد1388
بدرود با استاد دکتر محمد امین میرفندرسکی...! ...  

 

پیکر مرد معماری و مرمت، امروز از خانه هنرمندان تشییع می شود...

 

پیکر دکتر محمد امین میرفندرسکی- مرد معماری و مرمت ایران امروز از مقابل خانه هنرمندان ایران تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده می شود.

محمد امین میرفندرسکی که صبح روز چهارشنبه 20 خرداد ماه بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان ایرانمهر تهران از دنیا رفت متولد 1310 گرگان بود.

 

         زنده یاد دکتر میرفندرسکی

او دکترای معماری و شهرسازی خود را از دانشکده معماری دانشگاه قلورانس ایتالیا در سال 1341 گرفت و تا سال 1342 استنادیار داوطلب در دانشگاه معماری قلورانس بود.

از دیگر فعالیتهای میرفندرسکی می توان به استادیاری و دانشیاری دانسکده هنرهای زیبا- دانشگاه تهران(1342-1356)، ریاست دانشکده هنرهای زیبا-دانشگاه تهران(1347-1350)، استاد مدعو دانشکده معماری کمبریج انگلستان(1361-1368)، بنیان کذاری اندیشه تو در آموزش هنر و معماری و ایجاد هم پیوندی میان آموزش معماری، هنرهای تصویری و نمایشی و موسیقی و ... اشاره کرد.

 

دوشنبه 28 اردیبهشت1388
استارباد تولدت مبارک...! ...  
 

استارباد یک ساله شد

و دیگر هیچ ...

دوشنبه 31 فروردین1388
الوعده وفا...! ...  
جمعه 28 فروردین1388
سی ام فروردین ماه ساروز بزرگداشت حکیم جرجانی و روز علوم آزمایشگاهی ...  

یکشنبه سی ام فروردین ماه، سالروز بزرگداشت حکیم سید اسماعیل جرجانی، « بزرگترین پزشک قرن ششم و کسی است که به قول البیهقی علم طب و سائر علوم را با تصانیف خود احیاء کرد.»(1) بدین مناسبت این روز را روز آزمایشگاهیان نام نهاده اند، هرچند شاید این نامگذاری اندکی غریب به نظر آید اما به هرروی نشانگر جایگاه رفیع و غیر قابل انکار چهره علمی آن حکیم علیم در عرصه دانش پزشکی است، چنانکه مولف دره الاخبار آرد:« الامیر السید الامام زین الدین اسماعیل حسینی طبیب، احیاء طب و سایر علوم کرد بتصانیف دانش فزای خود.»(2)

      ولادت او به سال 434 ه.ق در جرجان[هیرکان یا گرگان سابق که اینک ویرانه های آن در حوالی شهر گنبد کاووس قرار دارد] و وفاتش [به قول صحیحتر] به سال 531 ه.ق به مرو اتفاق افتاد و هم در این شهر مدفون گردید، سید اسمعیل در علوم مختلف استاد بود، علم حدیث را از امام ابوالقاسم قشیری فرا گرفت و علم طب را از ابن ابی الصادق نیشابوری ملقب به بقراط ثانی بیاموخت.(3)

      مولفات ایشان عبارتند از:

1) ذخیره خوارزمشاهی 2) خفی علائی  3) الاغراض الطبیه و المباحث العلائیه 4) یادگار 5) الطب الملوکی 6) التذکره الاشرفیه فی صناعه الطبیه 7) کتاب فی القیاس 8) کتاب فی التحلیل 9) کتاب المنیه 10) زبده الطب 11) رساله در بهداشت 12) رساله در اخلاق 13) کتابی در رد بر فلاسفه 14) تدبیر یوم و اللیله  15)وصیت نامه (5).

     اهمیت جرجانی در طب از دو جهت است اول آنکه بعد از ابن سینا، نخستین کسی است که در آثار خود همه مباحث علم طب را چنانکه قدما می اتدیشیده اند با تحقیقات و مطالعات جدید مورد مطالعه [دوباره] قرار داد و دیگر از آن باب که مهمترین آثار طبی را در زبان فارسی پدید آورد و جمیع مباحث مربوط به علم پزشکی را در آن کتب مورد بحث و تحقیق قرار داد و بسیاری از اصطلاحات پارسی در این علم که تا آن عهد وجود داشت و ممکن بود به تدریج از میان برود را در کتب خویش گرد آورد.(4)

      استادی و مهارت او در علم طب چنان بود که نظامی عروضی سمرقندی در کتاب معروف خود، چهارمقاله، اسامی 4 مجلد از کتب وی را در انتهای حکایت اول از مقالت چهارم، در توصیف یک طبیب حاذق و عالم، در کنار کتب مطرح دیگر دانشمندان آن عصر آورده است:« و از کتب وسط ... اغراض سید اسماعیل جرجانی باستقصاء تمام بر استادی مشفق خوانَد، پس از کتب بسایط یکی بدست آرد چون ... صد باب بوسهل مسیحی[جرجانی] یا قانون بوعلی سینا یا ذخیره خوارزمشاهی و بوقت فراغت همی مطالعه کند ... پس باید که از کتب صغار که استادان مجرب تصنیف کرده اند یکی پیوسته با خویشتن دارد چون تحفه الملوک محمد بن زکریا ... و خفی علائی و یادگار سید اسماعیل جرجانی... »(6)

     به سبب سطح بالای پژوهشها و تحقیقات این دانشمند بزرگ گلستانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران جایزه ای را به نام این طبیب بزرگ و کم نظیر ایرانی مترتب نموده است چنانکه در ماده 15 آئین نامه نظام جامع جوایز آموزشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران آمده است:« جایزه حکیم جرجانی. ([متعلق به] علوم­پايه دانشكده پزشكي، باليني دانشكده پزشكي، دانشكده دندانپزشكي، دانشكده داروسازي، دانشكده پرستاري و مامايي، دانشكده بهداشت، دانشكده توانبخشي و دانشكده پيراپزشكي) جايزه دانشگاه است كه در سطح دانشكده اهدا مي­شود.

 1 15: تعريف: جايزه تعالي آموزشي دانشگاه است و به اعضاي هيات علمي كه داراي سابقه فعاليت­هاي آموزشي به عنوان يك معلم برجسته هستند اهدا مي­شود.

 2 15: تعداد برندگان در هر سال: حداكثر 14 نفر در هر سال شامل دانشكده پزشكي دو نفر از هيات علمي علوم پايه (يكي استاديار و ديگري با رتبه بالاتر) و دو نفر از هيات علمي باليني (يكي استاديار و ديگري با رتبه بالاتر) و در دانشكده­هاي دندانپزشكي، داروسازي و بهداشت هر كدام دو نفر از هيات علمي (يكي استاديار و ديگري با رتبه بالاتر)، دانشكده­ پرستاري و مامايي دو نفر و دانشكده­هاي پيراپزشكي و توانبخشي هر كدام يك نفر از هيات علمي

 3 15: گروه هدف: تمامي اعضاي هيات علمي دانشكده­هاي تحت پوشش دانشگاه شامل برندگان سال­هاي قبل

 4 15: روند نامزد شدن: نامزد شدن توسط خود فرد و يا همكاران صورت مي­گيرد.

 5 15: روند انتخاب:

   الف) اسامي نامزدها در زمان مقرر بر اساس دستورالعمل اجرايي به دفتر معاونت آموزشي دانشگاه اعلام مي­شوند.

   ب) سوابق علمي و اجرايي (CV) نامزدها توسط معاونت آموزشي دانشگاه طي مكاتبه با ايشان جمع­آوري مي­شود.

   ج) كميته اجرايي جوايز آموزشي در زمان مقرر مدارك ارسالي را بر اساس دستورالعمل اجرايي بررسي و نتيجه را به شوراي نظام جامع اهداي جوايز آموزشي اعلام مي­كند.

 6 15: شرايط نامزد شدن و معيارهاي انتخاب:

   الف - عضو هيات علمي شاغل دانشگاه

   ب - معيارهاي مورد بررسي براي انتخاب عبارتند از:

     1 - كميت و كيفيت فعاليت­هاي آموزشي

     2 - نوآوري در زمينه تدريس و آموزش فراگيران

     3 - ميزان تاثير فعاليت­هاي نامزد در محيط آموزش

     4 - طراحي و تهيه محصولات و بسته­هاي آموزشي

 7 15: نوع جايزه: تنديس يادبود، لوح تقدير و جايزه نقدي.(7)

      علیرغم شهرت اندک این چهره سترگ عرصه دانش پزشکی در میان عوام که به مانند برخی دیگر از اطبای بزرگ دیگر آن اعصار، تحت الشعاع نام بزرگ شیخ الرئیس ابوعلی سینا قرار گرفته است و فارغ از اینکه این مسئله در منطقه استانی زادگاه ایشان پس از تاسیس و نامگذاری بیمارستان 150 تخت خوابی واقع در دور میدان بسیج شهر گرگان به نام این دانشمند کم نظیر، تا حدودی هرچند کم ترفیع گردیده است، علی ای حال همچنان انتظار آن می رود که از سوی خواص عالم به مدارج بالای علمی این حکیم، اقداماتی شایان و درخور در خصوص شهرت عمومی ایشان نیز صورت گیرد، مسئله ای که البته به اعتقاد نگارنده در مورد برخی دیگر از بزرگان عرصه علم و ادب دیار سرسبز و باستانی گلستان نیز صادق است، چون علامه میر سید شریف جرجانی، حکیم میر محمدباقر داماد استرآبادی، حکیم میر ابوالقاسم قندرسکی، فضل الله حروفی استرآبادی، سحابی استرآبادی، امام عبدالقاهر جرجانی، میر رضی الدین استرآبادی، حکیم لامعی دهستانی، هلالی جغتائی استرآبادی و ... .

    البته مسئله دیگری که در کنار این مسائل موجبات دل ریشی امثال نگارنده را فراهم می آورد این است که علیرغم اینکه سی ام فروردین ماه روز بزرگداشت حکیم جرجانی است و روز آزمایشگاهیان، اما در اکثر تقویم ها و سررسیدهای منتشره متاسفانه ذکری از این مطلب به میان نیامده است چنانکه همین حرکت کوچک نیز می تواند به اشتهار عمومی ایشان کمک و مساعدت نماید.        

    در پایان نگارنده کمترین این سطور امید آن دارد تا در سال آینده به مناسبت فرارسیدن نهصدمین سالروز درگذشت این نابغه بزرگ گرگانی از سوی مسؤولین و دست اندرکاران امور علم و فرهنگ و ادب این مرز و بوم، همایشی درخور و شایسته به منظور پاسداشت آن شخصیت علمی و غور و بررسی بیشتر در احوال و آثار آن دانشمند یگانه برگزار گردد همایشی که حتی می تواند چهار سال دیگر تحت عنوان یکهزارمین سالروز ولادت آن عالم کم نظیر به تکرار درآید.

 

پی نوشت:

 

 1و3و4 تاریخ ادبیات در ایران دکتر ذبیح الله صفا جلد دوم.

6 چهار مقاله - نظامی عروضی سمرقندی تصحیح علامه محمد قزوینی.

5 خفی علائی سید اسماعیل جرجانی به کوشش دکتر علی اکبر ولایتی و دکتر محمود نجم آبادی.

2 لغت نامه علامه دهخدا.

7 وب سایت دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی دانشگاه تهران.

 

مطلب فوق قرار است در هفته نامه سلیم به طبع برسد و الله اعلم بالصواب...!

دوشنبه 17 فروردین1388
گرگان گردی درسال نو با نگاه تاریخی و سوالی نو ...  

 

      در اواخر ایام تعطیلات سال نو فرصتی گرانبها دست داد و سعادتی گرانبهاتر تا در شهر همیشه سرسبز گرگان ما گشت و گذاری حاصل گردد.

      دیدار از تمامی کوچه پس کوچه های قدیمی شهر هم از سلسله این نکات ارزشمند بود، در این حین برخورد با نامی هم آشنا و هم غریب بر روی کوچه ای در حوالی محله سرپیر تقاطع با خیابان شهداء که تصویر آن را در ذیل ملاحظه می فرمائید از نکات سوال برانگیز این گشت کوتاه بود، کوچه حکیم میرزا علی فلسفی.

     

 

    از بازدیدکنندگان گرانقدری که پیرامون این شخصیت و ارتباط احتمالی ایشان با دکتر فلسفی موسس بیمارستان فلسفی،  اطلاعاتی هرچند مختصر دارند مستدعی است در قسمت نظرات نگارنده وبلاگ را یاری دهند.

یکشنبه 9 فروردین1388
به مناسبت ششصد و چهاردهمین سالروز درگذشت علامه میر سید شریف جرجانی ...  
        علامه شریف 

 

پنجشنبه ۱۳ فروردین ماه ۱۳۸۷ مصادف با ششم ربیع الثانی ۱۴۳۰

 

                   استاد بشر حيات عالم                   سلطان جهان شريف ملت                    

 اندر ششم ربيع ثاني              از هشتصد و شانزده ز هجرت

 زين دار فنا به چارشنبه                 فرمود به دار خلد رحلت

 

اينجا شيراز است، پايتخت فرهنگ و هنر و تمدن پارس، زادگاه بزرگان شعر و ادب، شهر حافظ و سعدي، شهر مردمان ميهمان نواز و گشاده روي، شهر ذوق و شوق و طرب و شادي ...، اما در دل هزارتوي دير آشناي اين کهنه ديار، در پس کوچه هاي پائين شهر، جائي که ديري پيشتر همه ي شهر بود و اينک بيشتر شايد هيچ جاي شهر، غريبه اي خفته است

غريبه اي که چندان هم غريب نيست! «مير سيد شريف جرجاني» ...براستي او کيست؟ او که بيش از6 قرن در دل اين خاک پاک، اينگونه آسوده خفته است! علامه مير سيد علي بن محمد بن علي حسيني شريف جرجاني(739 يا 740-816 يا 817 ه.ق)،متکلم، حکيم، صوفي، اديب، شاعر، موسيقي شناس، مفسر، شارح و تحشيه نويس بزرگ قرن هشتم و نهم هجري، استاد و رئيس مدرسه دارالشفاء شيراز، ، هم او که قاضي نورالله شوشتري(م1019ه.ق) در مجالس المؤمنين در حق وي گفته است:«جميع اهل فضل که بعد از او قدم در وادي تحصيل کمال نهاده اند، عيال مصنفات شريفه ي اويند» و خواندمير(م941ه.ق) نيز در حبيب السير چنين گفته است:« در اندک زماني سرآمد محققان عالم و مقتداي مدققان علماء محترم گرديد.» و اينک با آرامگاهي در انزوا، دور از چشم و ناشناس که تنها شايد بر برخي از اهالي پوياي علم و دانش و جوياي فرهنگ و ادب پوشيده نمانده است.

 آثار مکتوب علامه را بالغ بر 50 اثر دانسته اند که از جمله مي توان به «رساله هاي کبري و صغري در منطق، ترجمان القرآن، حاشيه بر مطول تفتازاني، حاشيه بر شرح تجريد اصفهاني، رساله صرف، حاشيه بر شرح متوسط کافيه، رساله ي تعريفات العلوم و تحديدات الرسوم، حاشيه بر تفسير کشاف زمخشري، کتاب امثله(از کتب تدريسي حوزه هاي علميه)، شرح مواقف قاضي عضد ايجي» اشاره کرد و مهمترين آثار ديگر وي بي شک شاگردانش هستند

بزرگاني چون: "خواجه علي سمرقندي( استاد نورالدين عبدالرحمن جامي)، خواجه حسن شاه بقال، سيد محمد نوربخش، قوام الدين کربالي، سعد الدين اسعد دواني(پدر علامه جلال الدين دواني)،محيي الدين اشکبار گوشکناري، بدر الدين بن قاضي سماونه، خواجه فضل الله ابوليثي و نورالدين علي بن ابراهيم شيرازي». آنچه در اين ميان نگارنده را بر آن داشت تا چنين قلم به الم فرسايد نه تنها منزوي ماندن بقعه ي آرامگاه اين دانشمند همنشين خواجه حافظ شيراز و شاه نعمت الله ولي صوفي است، بلکه عليرغم اين مسئله ي ناگوار [که بايد آن را بي ترديد مرهون عدم اطلاع رساني عمومي مسؤولان ذيربط سازمان ميراث فرهنگي منطقه دانست!!!]، وضعيت نابسامان و نامتناسب آن بقعه است که علي الظاهر به پارکينگ اتومبيل، موتور و گاري و زباله داني عده اي همشهري ناآگاه و فرهنگ گريز تبديل گشته است و اين در حالي است که هرچه گرد و غبار گذران زمانه بر چهره ي بي سابقه ي «علامه مير سيد شريف جرجاني»نشسته است، نه تنها نام وي را بدست فراموشي نسپرده است بلکه سايه ي سنگين نام پرآوازه او در امتداد پانصد ساله اي از گذر تاريخ، شرح زندگاني پربار اين دانشمند يگانه را درخشان تر و مفصل تر ساخته است تا وي را از خيل بي منتهاي ساير مشاهير علم و ادب اين آب و خاک چنين مستثناء سازد که احفاد (نوادگان) وي در رفت و آمد حکومتها و سلسله هاي کوچک و بزرگ پادشاهي از گورکانيان تا صفويان، افشاريان، زنديان و قاجاريان، خود را در ميان بزرگان علم و ادب و سياست اين ديار دريافته اند و يکايک تاريخ نگاران و تذکره نويسان در کنار طرح اسامي ايشان هماره متذکر اين مسئله بوده اند که نسب ايشان به علامه ي شريف مي رسد.

راقم اين سطور را اميد آن است که در آستانه ي برپائي همايش بزرگداشت اين دانشمند برجسته که به همت فرهنگستان هنر در اسفند ماه سال جاري، تحت عنوان پيش همايش مکتب شيراز در موسيقي برگزار خواهد شد بتوان با همت مسؤولان بخش فرهنگ و هنر و پاسداران اماکن و ابنيه تاريخي و حتي مشتاقان و شيفتگان توانمند ميراث فرهنگي، چاره اي کارساز و سريع الوقوع در احياء و حفظ اين يادگار گرانبها بينديشند. 

اينجا شيراز است، پايتخت فرهنگ و هنر و تمدن پارس، زادگاه بزرگان شعر و ادب، شهر حافظ و سعدي، شهر مردمان ميهمان نواز و گشاده روي، شهر ذوق و شوق و طرب و شادي ...، اما در دل هزارتوي دير آشناي اين کهنه ديار، در پس کوچه هاي پائين شهر، جائي که ديري پيشتر همه ي شهر بود و اينک بيشتر شايد هيچ جاي شهر، غريبه اي خفته است

غريبه اي که چندان هم غريب نيست! «مير سيد شريف جرجاني» ...براستي او کيست؟ او که بيش از6 قرن در دل اين خاک پاک، اينگونه آسوده خفته است! علامه مير سيد علي بن محمد بن علي حسيني شريف جرجاني(739 يا 740-816 يا 817 ه.ق)،متکلم، حکيم، صوفي، اديب، شاعر، موسيقي شناس، مفسر، شارح و تحشيه نويس بزرگ قرن هشتم و نهم هجري، استاد و رئيس مدرسه دارالشفاء شيراز، ، هم او که قاضي نورالله شوشتري(م1019ه.ق) در مجالس المؤمنين در حق وي گفته است:«جميع اهل فضل که بعد از او قدم در وادي تحصيل کمال نهاده اند، عيال مصنفات شريفه ي اويند» و خواندمير(م941ه.ق) نيز در حبيب السير چنين گفته است:« در اندک زماني سرآمد محققان عالم و مقتداي مدققان علماء محترم گرديد.» و اينک با آرامگاهي در انزوا، دور از چشم و ناشناس که تنها شايد بر برخي از اهالي پوياي علم و دانش و جوياي فرهنگ و ادب پوشيده نمانده است.

 آثار مکتوب علامه را بالغ بر 50 اثر دانسته اند که از جمله مي توان به «رساله هاي کبري و صغري در منطق، ترجمان القرآن، حاشيه بر مطول تفتازاني، حاشيه بر شرح تجريد اصفهاني، رساله صرف، حاشيه بر شرح متوسط کافيه، رساله ي تعريفات العلوم و تحديدات الرسوم، حاشيه بر تفسير کشاف زمخشري، کتاب امثله(از کتب تدريسي حوزه هاي علميه)، شرح مواقف قاضي عضد ايجي» اشاره کرد و مهمترين آثار ديگر وي بي شک شاگردانش هستند

بزرگاني چون: "خواجه علي سمرقندي( استاد نورالدين عبدالرحمن جامي)، خواجه حسن شاه بقال، سيد محمد نوربخش، قوام الدين کربالي، سعد الدين اسعد دواني(پدر علامه جلال الدين دواني)،محيي الدين اشکبار گوشکناري، بدر الدين بن قاضي سماونه، خواجه فضل الله ابوليثي و نورالدين علي بن ابراهيم شيرازي». آنچه در اين ميان نگارنده را بر آن داشت تا چنين قلم به الم فرسايد نه تنها منزوي ماندن بقعه ي آرامگاه اين دانشمند همنشين خواجه حافظ شيراز و شاه نعمت الله ولي صوفي است، بلکه عليرغم اين مسئله ي ناگوار [که بايد آن را بي ترديد مرهون عدم اطلاع رساني عمومي مسؤولان ذيربط سازمان ميراث فرهنگي منطقه دانست!!!]، وضعيت نابسامان و نامتناسب آن بقعه است که علي الظاهر به پارکينگ اتومبيل، موتور و گاري و زباله داني عده اي همشهري ناآگاه و فرهنگ گريز تبديل گشته است و اين در حالي است که هرچه گرد و غبار گذران زمانه بر چهره ي بي سابقه ي «علامه مير سيد شريف جرجاني»نشسته است، نه تنها نام وي را بدست فراموشي نسپرده است بلکه سايه ي سنگين نام پرآوازه او در امتداد پانصد ساله اي از گذر تاريخ، شرح زندگاني پربار اين دانشمند يگانه را درخشان تر و مفصل تر ساخته است تا وي را از خيل بي منتهاي ساير مشاهير علم و ادب اين آب و خاک چنين مستثناء سازد که احفاد (نوادگان) وي در رفت و آمد حکومتها و سلسله هاي کوچک و بزرگ پادشاهي از گورکانيان تا صفويان، افشاريان، زنديان و قاجاريان، خود را در ميان بزرگان علم و ادب و سياست اين ديار دريافته اند و يکايک تاريخ نگاران و تذکره نويسان در کنار طرح اسامي ايشان هماره متذکر اين مسئله بوده اند که نسب ايشان به علامه ي شريف مي رسد.

راقم اين سطور را اميد آن است که در آستانه ي برپائي همايش بزرگداشت اين دانشمند برجسته که به همت فرهنگستان هنر در اسفند ماه سال جاري، تحت عنوان پيش همايش مکتب شيراز در موسيقي برگزار خواهد شد بتوان با همت مسؤولان بخش فرهنگ و هنر و پاسداران اماکن و ابنيه تاريخي و حتي مشتاقان و شيفتگان توانمند ميراث فرهنگي، چاره اي کارساز و سريع الوقوع در احياء و حفظ اين يادگار گرانبها بينديشند.